پاسخ استاد پناهیان به علی مطهری

حجت السلام پناهیان در واکنش به اظهارات علی مطهری جوابیه ای را منتشر کرده است.

به گزارش الف متن کامل آن به شرح زیر است:
 جناب آقای علی مطهری سلام علیکم و رحمة الله و برکاته
 از آنجا که شما در مرقومۀ خود مطالبی را به بنده نسبت داده‌اید که صحیح نبوده، و ضمن آن برخی از دیدگاه‌های خود دربارۀ ولایت فقیه را که قابل نقد می‌باشد بیان فرموده‌اید، به این وسیلۀ نکاتی را در پاسخ به فرمایشات جنابعالی متعرض می‌شوم. این نامه نه برای اهمیت داشتن رفع اتهام، که به دلیل امکان سوءاستفاده از مطالب شما و شبهاتی که مطرح فرموده‌اید و اهمیت دیگر مطالبی که ظاهراً به سرعت و طبیعتاً توأم با بی‌دقتی از جانب شما بیان شده، نگاشته می‌شود.
 مقدمتاً باید بگویم بنده همیشه ارزشمندترین فائدۀ هر رخداد سیاسی، خصوصاً انتخابات را، رشد سیاسی و بصیرت جامعه می‌دانم؛ و خوشحالم از اینکه این گفتگو موجب رونق این فایدۀ مهم گردد. برای بنده مهم‌تر از اینکه چه کسانی به مجلس راه یابند، شفافیت و سلامت هر چه بیشتر فضای سیاسی جامعه اهمیت دارد. چون چنین فضای روشنی دیر یا زود جلوی عوام‌فریبی‌ها را خواهد گرفت و موجب ثبات هرچه بیشتر جامعه در صراط مستقیم انقلاب خواهد شد.
 طبیعی است سخن دربارۀ آنچه شما فرموده‌اید مجال بیشتری می‌طلبد و ممکن است در این مختصر حق مطلب ادا نشود. لذا پیشاپیش از مجمل بودن برخی نکات و نیز طولانی شدن کل نوشته، از جنابعالی و خوانندگان محترم پوزش می‌طلبم.
 در همین آغاز کلام به عرض می‌رسانم که بنده احترام شما را خصوصاً به دلیل پدر بزرگوارتان لازم می‌دانم و امیدوارم شما نیز تحمل شنیدن سخن مخالف را داشته باشید.

*** ۱- دربارۀ تبدیل شدن مجلس به یک موجود دست و پا بسته ***
 ابتدا فرموده‌اید: «برای طرح هر موضوعی در مجلس لزومی ندارد ابتدا از نظر موافق رهبری اطمینان حاصل کنیم تا مجلس به یک موجود دست و پا بسته تبدیل شود.» برای روشن شدن اذهان عمومی عرض می‌کنم که اساساً رهبری معظم در اکثر مواردی که از ایشان تقاضای دخالت می‌شود حتی از بیان نظر خود پرهیز می‌نمایند و به شدت به گردش امور طبق روال طبیعی و قانونی معتقد و ملتزم هستند؛ و حتی از اختیارات خود تا آنجا که بر مصالح عالی نظام خللی ایجاد نشود، استفاده نمی‌کنند، و بر این امر مراقبت و عنایت خاص دارند. نه تنها مجلس شورای اسلامی، بلکه مجمع تشخیص مصلحت و یا شورای عالی انقلاب فرهنگی را، که اعضاء آن را خود انتخاب می‌کنند، نیز غالبا در تصمیمات خود آزاد می‌گذارند، و به تشخیص‌های مسئولین و قانون‌گذاران احترام می‌گذارند. اگرچه رهنمودهای کلی خود را بیان داشته و بر اجرای آنها نظارت دقیق دارند.
 این مطلب را به آن دلیل عرض کردم که خوانندگان متن شما تصور نکنند گروهی دائم به دنبال کسب نظر از ایشان در امور غیر مهمه هستند، و رهبری هم دائماً در حال اظهارنظرهای غیرضروری می‌باشند. این القاء فرمایش شماست و اجحافی بزرگ در حق نظام و رهبری است. در چنین موقعیتی سخن شما ضمن ایجاد ذهنیت تقابل موهوم اختیارات مجلس و رهنمودهای رهبری، برای بعضی‌ها پز استقلال‌طلبی برای مجلس را به همراه دارد، که مسلماً ضمن متهم ساختن سیرۀ رهبری، فریب افکار عمومی را به همراه خواهد داشت و حرمت شرعی دارد. خصوصا اگر برای رای آوردن باشد.
 سخن شما در استقلال مجلس در برابر نظرات رهبری، خصوصاً به دلیل تکرار آن و بلند گفتن آن، و به دلیل تعارض آن با واقعیت، ابتداءً سخن بیهوده‌ای است، و سپس القاء غلط دارد. و پس از آن زمینۀ بی‌اعتنایی فرصت‌طلبان به همان اشارات و رهنمودهای کلان رهبری را فراهم می‌کند. اینچنین می‌شود که دشمنان کلام شما را تکرار می‌کنند و دوستان به آن اعتراض می‌کنند.
 یک نمونه از این سیرۀ رهبری را بنده ـ که اتفاقاً کمتر هم خدمت بزرگان می‌رسم ـ یکبار در حضور خود شما تجربه کردم. وقتی که شما در حضور ایشان و جمعی دیگر، از وضع فرهنگی دولت به خصوص در اهمال دولت در برخورد با بی‌حجابی‌ها انتقاد کردید، ایشان به شما با این مضمون پاسخ دادند: شما از راه‌کارهای نظارتی و قانونی خودتان در مجلس برای اصلاح امور استفاده کنید. چرا به من می‌گویید؟ من هم به سهم خودم پیگیری می‌کنم.

*** ۲- چرا ما بر انتقاد از رهبری تاکید نمی‌ورزیم؟ ***
 ولی آنچه درباره انتقاد رهبری گفته‌اید، همه اتهاماتی است که به نیروهای معتقد به ولایت وارد کرده‌اید. ما آنچه رهبری در باب انتقاد فرموده‌اند نیز قبول داریم. ولی شما علی القاعده باید آداب و شرایط آن را هم بدانید. خود شما در جایی اجمالا گفته‌اید: باید ابهت و احترام رهبری حفظ شود(مصاحبه با خبرآنلاین)؛ اما لازم است در باب این آداب چند جمله‌ای به عرض برسانم:
 چون رهبر عزیز ما بسیار انتقادپذیر هستند، تصور می‌کنم هرکس صادقانه انتقادی دارد می‌تواند بدون بوق و کرنا به ایشان ارائه نماید؛ و یقین داریم ایشان از کنار هیچ سخن کارشناسانه‌ای بی‌تفاوت عبور نمی‌کنند. مگر آنکه کسی مقاصد دیگری از علنی کردن انتقاد خود داشته باشد که معمولا چنین مقاصدی شوم و پلید به نظر می‌رسد. مثل اینکه بعضی‌ها مایلند از این طریق کسب وجاهتی کنند و یا به تضعیف جایگاه رهبری برای تسهیل نیل خود به منفعت‌طلبی‌هایشان بپردازند. در این میان کسانی هم هستند که بازی‌خوردگان صحنۀ سیاستند و از سر صدق به اشتباه می‌افتند و به نفع دیگرانی که پشت صحنه‌اند به میدان فرستاده می‌شوند.
 ضمن آنکه ایشان انتقادات علنی را هم همیشه بزرگوارانه مورد مداقه قرار داده‌اند و بردبارانه‌تر از هرکس برخورد کرده‌اند. و زمینۀ طرح انتقاد را هم فراهم نموده‌اند، و حتی مانع از حذف آن از رسانه نیز شده‌اند. البته مردم هوشمند ما هم اهل قضاوت و داوری دربارۀ انتقادات مطرح شده نیز می‌باشند. چه بسا کسی از رهبری به صورت علنی انتقادی را مطرح نماید و خود مردم نه تنها این انتقاد را وارد ندانند بلکه به اغراض و امراض احتمالی پشت صحنۀ آن پی ببرند و پاسخ دندان‌شکنی به انتقاد کننده بدهند. طبیعی است در چنین صورتی شما نمی‌توانید مردم را از قضاوت دربارۀ انتقادکنندگان منع نمایید.
 دیگر اینکه کوبیدن بر طبل انتقاد از رهبری را رفتاری ابتداءً بیهوده و سپس مغرضانه می‌دانم؛ چرا که ایشان را شخصیتی بسیار انتقادپذیر می‌دانم؛ و بلکه تا آنجا که شخص بنده تجربه کرده‌ام ایشان بی‌شک «انتقاد پذیرترین» فرد سیاسی این مملکت هستند.
 ضمن آنکه ما و شما می‌دانیم هرکسی شایستگی انتقاد از رهبری را ندارد و بیان مسائل پیچیده نیز معمولا بیشتر به عوام‌فریبی می‌انجامد تا اصلاح امور. کسی که پیشینۀ سوء او معلوم است و انحراف افکارش پیداست و عملکردش بدتر از گفتارش می‌باشد، و یا از اطلاعات کافی برخوردار نیست، انتقاد او از ارکان نظام چه ارزشی دارد و عرصۀ سیمرغ چه جولانگاه اوست.
 به اضافه اینکه تاریخ منتقدین از رهبری هم نشان داده است آنان که دیروز بر این امر اصرار می‌ورزیدند اکثراً امروز دین و ایمان هم ندارند چه رسد به اعتقاد به نظام، و در آغوش دشمنان این نظام مشغول خوش رقصی می‌باشند.
 شاید تفاوت ما با شما این باشد که اگر کسی انتقادی از رهبری کرد ما در بررسی صحت و سقم سخن او و نیز قصد و غرض احتمالی او موشکافانه دقت به خرج می‌دهیم تا به سهولت کسی نتواند از اقتدار نظام بکاهد. اگر سخن سخیفی بود به سهم خود برای تنویر افکار عمومی مقابل انتقادکننده با منطق و برهان، مانند هر حق‌طلبی می‌ایستیم؛ و معتقدیم سخن باطل گفتن در مقام انتقاد از رهبری مصونیت از نقد نمی‌آورد. و اگر مبانی انتقادش غلط بود به روشنگری علیه مبانی او می‌پردازیم و به اندازه‌ای که می‌توان اطمینان حاصل کرد که انتقاد باطل کسی به صورتی مکارانه مصالح نظام را نشانه گرفته است و بوی نفاق می‌دهد، علیه او فریاد می‌زنیم. کاری که کمتر از شما دیده‌ایم. و اگر ببینیم انتقاد او بهانه‌ایست تا جامعه را به تشنج بکشاند و نظام را سست نماید، تا پای جان و تا آنجا که قانون اجازه می‌دهد با او مقابله می‌کنیم. و این فعالیت را یاری نظام می‌دانیم. هر چند در مواردی مانند سخنان سخیف آقای علایی، تظاهرات در مقابل خانۀ ایشان ضرورتی نداشت و تنها سوژه‌ای چند روزه به دست دشمن داد. و اگر کسانی مثل حضرت‌عالی اشتباهات فاحش او را درمی‌یافتید و او را نقد می‌فرمودید شاید دیگر کسی ضرورتی برای فریاد کشیدن بر سر او احساس نمی‌کرد.
 البته باید دربارۀ فرق انتقاد و تخریب در جایی مفصلا گفتگو کنیم، تا جلوی برخی عوام‌فریبی‌ها و غرب‌زدگی‌ها گرفته شود. و دربارۀ احکام مربوط به تکلیف ولی فقیه در پذیرش و یا عدم پذیرش رای دیگران در شرایط گوناگون نیز باید جداگانه سخن گفت تا حقائق مهم‌تری آشکار شود.
 راستی شما و همفکران شما که اینقدر انتقاد به رهبری را که نوعی نظارت بر رفتار ایشان است، تکرار می‌فرمایید، چرا در جریان طرح نظارت خودِ مجلس بر نمایندگان مجلس، می‌فرمودید: «سند رقیت و بردگی خود را امضا نکنیم»؟نامه اصلاح‌طلبان فتنه‌گر به شما در دفاع از زندانیان فتنه و همچنین دفاع از بیانات شما در باب انتقاد از رهبری که اخیرا انتشار یافته، جریانش چیست؟ بنده وقتی این نامه را دیدم، یاد شکواییه‌های اعضای تروریست سازمان منافقین به آقای منتظری افتادم. آنها نیز قبل از اجرای حکم اعدام که به دستور شخص امام و پس از جنایت‌های آنها در کشتار مردم صادر شده بود، چنین مظلوم‌نمایانه به منتظری استغاثه می‌کردند و او نیز فریب می‌خورد. امیدواریم شما فریب نخورید.
 آیا شما این کلمات امام را دقیقاً مرور کرده‌اید: «غلط می‏کنی قانون را قبول نداری! قانون ترا قبول ندارد. نباید از مردم پذیرفت، از کسی پذیرفت، که ما شورای نگهبان را قبول نداریم. نمی‏توانی قبول نداشته باشی... بعد از اینکه یک چیزی قانونی شد دیگر نق زدن در آن، اگر بخواهد مردم را تحریک بکند، مفسد فی‌الارض است؛ و باید با او دادگاه‌ها عمل مفسد فی‌الارض بکنند.» (صحیفه امام،ج۱۴ص۳۷۷) «بستن بازار در هر جا و راه افتادن در کوچه و محله‏ها بدون اینکه از طرف وزارت کشور اجازه داده شده باشد، این انحراف است و محرّم (حرام) است و قوای انتظامی و نظامی و پاسداران و بسیج و تمام ملت موظف‏اند، شرعاً مکلف‏اند به تکلیف الهی که جلوگیری از این مفسده‏ها بکنند.» (صحیفه امام،ج۱۴ص۳۱۸) چرا شما در فتنه اینچنین موضع‌گیری نکردید؟ راستی علت علاقه شدید بی‌بی‌سی فارسی، رادیو اسرائیل و صدای آمریکا به مواضع و فرمایشات شما چیست؟
 ضمن اینکه اگر شما ما را متهم می‌کنید به ندیده گرفتن فرمایشات حضرت آقا دربارۀ جواز انتقاد از رهبری، که اتهام ناروایی است، من برای شما یادآوری می‌کنم سخن ایشان را که در پاسخ به سوالی در همین زمینه فرمودند: «... شما می‌گویید چرا به رهبری انتقاد نمی‌کنند! اوّلاً که عیبجویی از رهبری مگر چه حُسنی دارد؟ رهبری‌ای که در نظام جمهوری اسلامی اشاره‌ی انگشتش باید بتواند در یک لحظه‌ی خطرناک و حسّاس، مردم را به جانفشانی وادار کند، آیا این مصلحت است که یک نفر به میل خودش بیاید بایستد و بدون حق و بدون موجب، نسبت به او بدگویی کند؟! آیا این به نظر شما کار خیلی خوبی است؟! این کار بد است؛ رواج نداشته باشد، بهتر است.» (۱۲/ ۰۴/ ۱۳۷۷- جلسۀ پرسش و پاسخ با مدیران مسؤول و سردبیران نشریات دانشجویی)
 البته شما باید به کامل کلام ایشان که در پاسخ به سوال درباره انتقاد از رهبری بیان فرموده‌اند، مراجعه بفرمایید. تا برایتان معلوم شود هرکسی می‌خواهد باب انتقاد را بگشاید، باید بتواند باب عیب‌جویی را ببندد، والا نتیجه‌ای جز بی‌بند و باری و هرج و مرج در جامعه نخواهد داشت. و یقیناً منتقد دلسوز و عاقل هیچ‌گاه زمینۀ پدید آمدن چنین نتیجه‌ای را فراهم نمی‌کند.

*** ۳- تفاوت انتقاد از رهبری با مشورت دادن ***
 شما انتقاد از رهبری را عین مشورت دادن به او گرفته‌اید و این تشبیه غلطی است. گفته‌اید اگر انتقاد کردن غلط است پس مشورت دادن هم غلط است. در حالیکه فرق بسیاری بین مشورت دادن و انتقاد کردن هست که امید است نظر خود را اصلاح بفرمایید. «انتقاد» بعد از این است که کسی عملی را انجام داده و یا رأیی را اعلام کرده، ولی مشورت مربوط است به قبل از اقدام. و شما خوب می‌دانید مقام معظم رهبری بیشترین بررسی‌های کارشناسانه و رایزنی‌های عالمانه را برای کوچکترین رهنمودها و راهبردهای خود به کارمی‌گیرند. لذا اگر کسی بر ضرورت مشورت دادن به رهبری به گونه‌ای مبالغه‌آمیز در جامعه حرف بزند، برای هر شنونده‌ای این‌گونه القا می‌شود که ایشان مشورت‌پذیر نیستند، و این ظلم بزرگی است. شما گفته‌اید اینها مشورت دادن به رهبری را ضدیت با ولایت فقیه تلقی می‌کنند، شما واقعا تا این حد دیگران را می‌توانید نادان فرض نمایید که چنین اتهاماتی را در حق ایشان روا بدارید؟

*** ۴- دربارۀ انتقاد از معصومین(ع) ***
 دربارۀ انتقاد از معصومین(ع) هم جای بحث مفصلی دارد که چنین مواردی اکثراً در مقام آموزش و رشد امت بوده است و نیز در مواردی است که به بیان حکم خدا و یا اجرای فرامین الهی مربوط نباشد. والا شما خوب می‌دانید هیچ شیعه‌ای به صورت مطلق انتقاد از معصوم(ع) را صحیح نمی‌داند. اما آنچه را شما از قطعات تاریخ امثال «حباب» فرمودید ما نیز دیده‌ایم و گفته‌ایم. ولی چون اکثر کسانی که در تاریخ از پیامبر(ص) و امیرالمؤمنین(ع) انتقاد می‌کردند از منافقین بوده‌اند، لذا آنان را بیشتر بیان کرده‌ایم. همچنین مواردی را هم دیده‌ایم و گفته‌ایم که معصومین(ع) چنین یارانی هم داشته‌اند که نسبتشان با معصوم(ع) از نسبت حضرت موسی(ع) با خضر(ع) بهتر بوده است.
 مانند «حضین ربعی» در جنگ صفین که در میان گفتگوی یاران امیرالمؤمنین(ع) در حضور آن حضرت برای پذیرش حکمیت یا ادامۀ جنگ، برخواست و گفت: «ای مردم، به راستی این دین بر پایه تسلیم نهاده شده، پس با قیاس آن را پراکنده نکنید و با دلسوزی بیجا نابودش مسازید. ... ما در میانه خویش دعوت‌کنندۀ بر حقّی داریم که ورود و خروجش را در هر معرکه و در هر مورد دیده و ستوده‏ایم‏، و او در گفته خویش راستین و بر کردۀ خود امین است، پس اگر او گوید: نه، ما نیز گوییم: نه، و اگر او گوید: آری، ما نیز گوییم: آری.» (ثُمَّ إِنَّ الْحُضَیْنَ الرَّبَعِیَّ...؛ وقعة الصفین/۴۸۵؛ و ترجمه آن با نام «پیکار صفین»، ترجمه: پرویز اتابکی‏)
 یا مانند آن شیعۀ تنوری که وقتی امام صادق(ع) به او فرمود: کفشت را در بیاور و داخل تنور شو، بدون تامل این کار را کرد، و به شخصی که از خراسان آمده بود و حضرت را به قیام دعوت می‌کرد، فرمود: در خراسان شما چندتا از این‌گونه شیعیان دارید؟ گفت: یکی هم نیست! (فَقَالَ لَهُ الصَّادِقُ ع: أَلْقِ النَّعْلَ مِنْ یَدِکَ وَ اجْلِسْ فِی التَّنُّورِ...؛ ‏(مناقب ابن شهر آشوب، ج۴، ص۲۳۷)
 و مانند عبدالله بن ابی یعفور که به امام صادق(ع) عرض کرد: اگر شما اناری را دو نیم کنی و بگویی نیمی از آن حلال و نیمی دیگر حرام است، من شهادت می‌دهم که همین‌گونه است و حضرت دو بار به او فرمودند: «رَحِمَکَ اللَّهُ رَحِمَکَ اللَّهُ»(رجال کشی/۲۴۹).
 آیا به نظر شما ایرادی دارد به‌جای آنکه منتقدین معصومین(ع) (نه مشورت دهندگان) را مورد توجه ویژه و الگو قرار دهیم و بر طبل جواز انتقاد بر معصوم(ع) بکوبیم، شیعۀ تنوری را تبلیغ کنیم و مبانی آن را بیان کنیم؟ آیا ایرادی دارد که چنین قله‌هایی را جوانان بامعرفت ما بهتر می‌پسندند؟ شما چرا ناراحت می‌شوید آسیب‌های انتقاد از معصومین(ع) را ذکر کنیم که این یک واقعیت بوده است که اکثر انتقاد‌کنندگان یا از منافقان بودند و یا از معاندان شدند؟

*** ۵- دربارۀ حق مردم بر ولی بر اساس روایتی از امیرالمومنین(ع) ***
 اما دربارۀ «حق مردم بر ولی بر اساس روایتی از امیرالمومنین(ع)» چند سال پیش در دانشگاه امام صادق(ع) تصریح داشته‌ایم، اما در این باره چه زمانی باید تاکید ورزید؟ آیا اگر حقی ضایع نشده باشد بر طبل «حق مردم بر ولی» کوبیدن یک فریب برای شوراندن مردم و یا القای فضای نامطلوب سیاسی نیست؟ آیا شما یادتان نیست وقتی کسانی امثال سروش و اصلاح طلبان به خارج گریختند، ابتدا همین‌گونه، بدون آنکه جایی داشته باشد، بر حق مردم در مقابل ولی تاکید افراطی می‌کردند؟ آیا شما متوجهید در زمانی که فتنه‌گران و دشمنان می‌خواهند نظام را به خوردن حق مردم متهم کنند، تاکید زیادی بر این اصل چه بار سیاسی دارد؟
 جوانان ما از درک سیاسی بالایی برخوردارند و نه تنها معنای «کَلِمَةُ حَقٍّ یُرادُ بِهَا الباطِل» را می‌دانند بلکه مصادیق آن را هم می‌شناسند. لذا برخی از کلمات شما را تا در کنار کلمات آنان می‌بینند، برنمی‌تابند و دردمندانه شما را ضد ولایت‌فقیه می‌نامند و البته چنین اتهامی نارواست، ولی به سخنان خود نیز توجه بیشتری بفرمایید. حتماً شما بهتر از بنده می‌دانید کافی است کلمۀ حقی در جای خود بیان نشود، به گونه‌ای که نتوان به صورت معقول از ارادۀ حقِ آن دفاع کرد، در این صورت مصداق «یراد بها الباطل» قرار خواهد گرفت. شما در کتابخانه مشغول مباحثۀ علمی نیستند، بلکه در صحنۀ سیاست مشغول اعلام موضعید. پس باید تمام لوازم باطل سخن صحیح نابجای خود را بپذیرید.
 بنده به صورت جدی نگران این مطلب هستم که بیانات شما در زمینه‌های فوق، حلقه‌ای از سلسله بافته‌های ضد رهبری باشد که در انواع نامه‌نگاری‌ها، صحبت‌های تلویزیونی و سایت‌ها رواج پیدا کرده است. و حکایت از یک برنامۀ حساب‌شده در پشت پرده دارد که نوعاً از جانب نیروهای سابقاً اصول‌گرا مطرح می‌شود. نمی‌دانم این‌گونه سخنان ضعیف، که مدتی است به حاشیه زدن علیه رکن اساسی نظام ما مشغولند، دنبال چه اهدافی هستند؟ و این‌گونه حرکات در کدام اتاق فکر برنامه‌ریزی شده است؟
 شاید یکی از فرق‌های اساسی ما و شما در این باشد ما ولایت را مهم‌ترین حافظ حق و منافع مردم می‌دانیم و معتقدیم ولی فقیه بیش از هر عنصر دیگری از قبیل رسانه‌ها، نخبگان سیاسی و یا احزاب تضمین‌کننده و تحقق دهندۀ حقوق مردم می‌باشد. به همین دلیل تصور می‌کنیم وقتی بر اقتدار ولایت تاکید می‌نماییم، عامل ضمانت احقاق حق مردم را نیز تقویت کرده‌ایم. جوامع دمکراتیک غربی با وجود رسانه‌های به اصطلاح آزاد و احزاب به اصطلاح مردمی و نخبگان سیاسی به اصطلاح منتخب مردم، کجا توانسته‌اند حقوق مردم را حفظ نمایند؟

*** ۶- دربارۀ ملاک بودن استقبال دشمن از مواضع اشخاص ***
 اما دربارۀ اینکه عرض بنده را مردود شمرده‌اید که گفته‌ام «ما باید ببینیم مواضع کدام یک از نامزدها در بی‌بی‌سی با اشتیاق پوشش داده می‌شود و به این افراد رأی ندهیم» و گفته‌اید استقبال دشمن ملاک نیست، متاسفانه بنده نمی‌توانم نظر شما را قبول کنم.
 اولا به دلیل نظر حضرت امام(ره) که برایم حجت است؛ که فرموده‌اند: «و ما هم نباید توقع داشته باشیم که اینها برای ما خوب بگویند، اگر خوب بگویند، معلوم می‏شود ما خیانتکاریم! ... اگر چنانچه امریکا از ما تعریف کند و روزنامه‏های امریکا از ما تعریف کنند، آن وقت است که باید مردم بگویند این چه است قضیه؟»(صحیفه امام، ج۹، ص۵۲۷) و در جای دیگری فرموده‌اند: «منحرفین هرچه شما را بدگویی کنند برایتان بهتر است. مصیبت آن وقت بود که از شما تعریف کنند. اگر چهار مرتبه امریکا ... تعریف کنند از یک کسی، تعریف کنند از یک چیزی، وقتی تعریف کردند، مردم می‏فهمند این عیبی دارد که اینها تعریف می‏کنند از او، لکن خدا خواسته است که اینها نفهمند.»(صحیفه امام، ج۱۷، ص۲۵۰-بیانات در جمع نمایندگان مجلس)
 ثانیاً به این دلیل که جدا از اتکاء به فرمایش حضرت امام هر عاقلی می‌تواند بداهت این موضوع را درک نماید؛ و شما نیز دلیلی بر مدعای خود نیاوردید، جز مثالهایی که قیاس مع الفارق است و ربطی به مانحن فیه ندارد. مانند نامۀ مقام معظم رهبری برای ابقای یک وزیر که بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های بیگانه داشته است. آیا شما واقعاً تشخیص نمی‌دهید که خوشحالی دشمنان ما دربارۀ این نامه بخاطر چه بوده است؟ آیا خوشحالی رسانه‌های دشمن به خاطر برخورد مقتدرانه و حکیمانۀ رهبری بوده است یا بخاطر اینکه تصور کرده‌اند در بالای نظام، ساز مخالفت با رهبری وجود دارد؟ شکی نیست که دشمنان ما به هرگونه مخالفتی که با رهبری باشد، اشتیاق فراوان دارند و این خبر را هم به همین دلیل منعکس می‌کردند. مواضع شما را هم به همین دلیل در بوق و کرنا می‌کنند. شما مطمئن باشید هرگاه سخنی ناصواب بگویید و یا حتی سخن صحیحی را نابجا بگویید، به‌ویژه اگر بوی مخالفت با رهبری بدهد، مورد اشتیاق دشمن خواهد بود و محل امید دشمنان قرار خواهید گرفت که امیدوارم همۀ آنان را ناامید بفرمایید.

*** ۷- دربارۀ تأکید بیش از اندازه بر ولایت ***
 اما اینکه فرموده‌اید: هر کس ولایت ولایت کند حتماً مشکلی دارد که بیش از اندازه بر ولایت تاکید می‌کند، باید به عرض برسانم: طبق بررسی‌های انجام شده در وصیتنامه‌های شهدا، همانطور که به طور متوسط در هر وصیت‌نامه‌ای چهار مرتبه ذکری از اباعبدالله(ع) و کربلا به میان آمده است، چهار مرتبه هم بر ولایت فقیه تاکید و تصریح شده است.(ماهنامه معرفت/شماره ۶۵/ص۱۱۷) من نمی‌دانم چرا شهدا در اوج صفای باطن و نورانیت ضمیر که وصیت‌نامه می‌نوشتند این‌همه بر ولایتمداری تاکید می‌کردند؟ آیا آنها در آستانۀ شهادت از تعادل خارج می‌شدند یا به اوج تعادل می‌رسیدند؟
 ضمن آنکه حتماً روایت «لَمْ یُنَادَ بِشَیْ‏ءٍ کَمَا نُودِیَ بِالْوَلَایَة»(کافی،ج۲ ص۱۸) را هم شنیده‌اید. ضمناً باید در آینده دربارۀ اندازۀ تاکید بر ولایت و تکرار آن با هم سخن بگوییم تا مقدار متعادل آن معلوم شود. سخن گفتن دربارۀ ولایت و بیان حکمت‌ها و اسرار آن تازه در جامعۀ ما آغاز شده است و شما در مقابل چشم‌های حیرت‌زدۀ دشمنان ولایت خواهد دید که چگونه این اصل نورانی جهانگیر خواهد شد و به هیچ‌وجه با ندانم‌کاری‌های شما و همفکرانتان تضعیف نخواهد گردید.

*** ۸- دربارۀ تقدم «تثبیت ولایت» بر «اجرای عدالت» در فرمایش امیرالمؤمنین(ع) ***
 اما آنچه به عنوان انحرافات عقیدتی بنده در سخنرانی فاطمیه، بهار امسال، مطرح فرمودید: که بنده اشعری مسلک شده‌ام و از عقائد شیعی عدول کرده‌ام و «ولایت را بالاتر از عدالت دانسته‌ام»، محض رفع سوء تفاهم به عرض می‌رسانم بنده نه تنها چنین سخنی نگفته‌ام بلکه حرفی که بشود چنین برداشتی از آن کرد را هم بر زبان نرانده‌ام؛ و تاکنون جز چند رسانۀ ضدانقلاب کسی چنین برداشتی از سخن بنده نداشته است و علماء بسیاری از بندۀ حقیر بخاطر آن سخنرانی تشکر کرده‌اند. بنده در آن سخنرانی گفته‌ام: «تثبیت ولایت» بر «اجرای عدالت» مقدم است و سند به قول شما به غایت سست بنده هم نص صریح کلام امیرالمومنین(ع) بوده است که در پاسخ به معاویه که «اجرای عدالت در مورد قاتلان عثمان» را به عنوان شرط بیعت اعلام کرده بود، فرموده‌اند: «واجب است بر مسلمانان که هیچ اقدامی (برای اجرا یا اقامۀ عدالت) نکنند، تا اینکه امامت و رهبری در جامعه مستقر شود؛ و الْوَاجِبُ فِی‏ حُکْمِ‏ اللَّهِ‏ وَ حُکْمِ الْإِسْلَامِ عَلَی الْمُسْلِمِینَ أَنْ لَا یَعْمَلُوا عَمَلًا وَ لَا یُحْدِثُوا حَدَثاً وَ لَا یُقَدِّمُوا یَداً وَ لَا رِجْلًا وَ لَا یَبْدَءُوا بِشَیْ‏ءٍ قَبْلَ أَنْ یَخْتَارُوا لِأَنْفُسِهِمْ إِمَاماً عَفِیفاً عَالِماً وَرِعاً عَارِفاً بِالْقَضَاءِ وَ السُّنَّةِ یَجْمَعُ أَمْرَهُمْ.»(مستدرک‌الوسائل/۷/۱۲۳) حالا این استدلال اگر مشعشع است لطفا احترام کلام حضرت امیر(ع) را نگه دارید. نباید دربارۀ همۀ موضوعات و مباحث تنها با آنچه خود آموخته‌اید قضاوت کنید، و اخلاق علمی اقتضاء می‌کند تا جایی که ممکن است سخن دیگران را حمل به صحت فرمایید.
 آنچه دربارۀ انتقاد مالک اشتر نسبت به نصب ابن عباس در آن سخنرانی(رجانیوز/کدخبر:۸۸۰۸۳) ذکر شد هم، شاهدی بر این ماجرا بود که «حتی برخی از ولایتمداران، علی را متهم به بی‌عدالتی می‌کردند.» اگر شما چنین اتهاماتی را به حضرت علی(ع) روا می‌دانید ما چنین فضایی را موجب غربت علی(ع) می‌دانیم. البته معلوم است اینکه مالک اشتر چنین سوالی را از علی(ع) پرسیده است، دلیل بر کفر یا نفاق او نیست، ضمن آنکه آنقدر در راه امیرالمؤمنین(ع) فداکارای داشته است، که هیچ‌کس این سؤال او را تضعیف مولا نمی‌داند. ولی وقتی در آن جامعه، مالک برای چنین مسئلۀ نستباً ساده‌ای دچار اشکال می‌شود، وای بر حال عموم افراد آن جامعه که چقدر راحت می‌شد آنها را علیه امیرالمؤمنین(ع) فریب داد. بیان این مطلب برای تحذیر از آن بود که وقتی می‌توان نسبت به عدالت علی(ع) تردید در جامعه انداخت، باید مواظبت کرد چنین اتهامات ناروایی در جامعۀ ولایی ما رواج نیابد. آیا تاریخ برای عبرت گرفتن نیست؟ آیا صرف اینکه «پرسش آزاد است» می‌تواند ما را نسبت به فضای جامعه و تبعات منفی برخی ‌پرسش‌گری‌های نابجا بی‌تفاوت نماید؟
 آری ما با این‌همه کینه‌توزی‌ها و دشمنی‌ها که از جانب منفعت‌طلبان، و بی‌خردان داخلی، و جریان استکبار جهانی، نسبت به ولایت فقیه روا شده است، حق داریم نگران مظلومیت مولایمان باشیم. و نظر سید حسن نصراللهِ قهرمان و هوشمند را صحیح می‌دانیم که مقام معظم رهبری را در ایران مظلوم می‌دانند.(خبرگزاری فارس؛۱۶ /۰۳ /۹۰) آیا شما دیدگاه سید حسن نصرالله را قبول دارید و برای رفع مظلومیت‌های رهبری در بحران‌ها و در میان خواص بی‌بصیرت اقدامی کرده‌اید؟
 راستی چرا در همان موقع که سخنرانی بنده ایراد شد این انتقاد را بیان نفرمودید و نبوغ خود را در پیدا کردن اشکالی که کسی بر آن واقف نشده بود آشکار نساختید؟ آیا بنده حق ندارم این سوءظن را به شما پیدا کنم که چون آن سخنرانی در انتقاد از آقای رئیس جمهور که شما مخالف او بودید تلقی می‌شده، عجالتاً سکوت کردید؟ نکند خدای ناکرده شما هم وارد سیاست‌بازی شده‌اید؟ و یا واقعاً از اتهامات کیهان و رجانیوز ترسیده‌اید و یا جو خفقانی وجود دارد؟ پس چرا شما اینچنین راحت می‌توانید بنده را تا مرز اشعری مسلکی، انحراف خوارج و گروه فرقان ببرید و کسی به شما کاری ندارد؟ ولی تا یک سایت علیه برخی از مقامات هم‌نظر شما انتقادی وارد بداند محکوم به تعطیلی می‌شود؟ و اگر کسی علیه ایشان سرمقاله‌ای بنویسد محکوم به دستگیری می‌شود؟ چرا شما به راحتی می‌توانید دانشجویان شریفی را که علیه حکم نابجای مجلس دربارۀ وقف اموال دانشگاه آزاد تظاهرات کرده‌اند اراذل خطاب کنید و ساندیس‌خور بنامید، و کسی از همفکران شما به شما تذکری نمی‌دهد؟ چرا هیچ یک از نمایندگان محترم مجلس که با شما همراهی دارند بی‌احترامی‌ها و اهانت‌های شما به دیگران را محکوم نمی‌کنند؟
 راستی شما چگونه آن تجمع نابجا بر در خانۀ بعضی‌ها را می‌بینید، ولی اینکه آنان با زبان نیش‌دار خود علیه اساس نظام تبلیغ می‌کنند را نمی‌بینید؟ راستی چرا شما دستان لرزان پدر گرامی خود را در برابر «تفسیر به رأی قرآن» می‌بینید و به حق به یاد دارید، ولی به ناحق «ناراحتی و خشم حضرت امام(ره) در برابر منتظری» را و «آرزوی مرگ کردن امام در برابر سخنان سخیف و ظالمانه منتظری»(صحیفه امام،ج۲۱ص۳۳۲-نامه به منتظری) را فراموش می‌کنید و در سخنانی برای او دلسوزی می‌کنید و به محصور بودن او اعتراض می‌نمایید؟ البته بنده سوالات بسیار و درد دل‌های فراوانی با شما برادر دلسوز دارم که علاقمندم در مجالی دیگر با شما در میان بگذارم.
 ولی اساساً برفرض که کسی در سخنانش اشتباهی کرده باشد، چرا اشتباه او را بر سر رقبای انتخاباتی خود می‌کوبید و وقتی با آنان به مناظره نشسته‌اید، آنان را به کلام اشتباه دیگری محکوم می‌کنید؟ آیا این ناشی از تقوای سیاسی شماست؟ آیا سیرۀ پدر گرامی شما این بود که در مقام نقد اینقدر بی‌دقتی به خرج دهد؟ استاد شهید مطهری، دکتر شریعتی را ـ که آنقدر پر اشتباه می‌دانست ـ اینقدر به باد اتهام و اهانت نمی‌گرفت.
 بنده وقتی به جسارت‌های شما در تصریح بر سخنان باطل می‌نگرم و سهولت اهانت به دیگران را در سیرۀ شما مشاهده می‌کنم بیشتر به ضرورت حضور دیگر ولایتمداران انقلابی در مجلس شورای اسلامی پی می‌برم که بتوانند با شهامت مقابل کج‌روی‌ها ایستادگی کنند و بی‌مهابا از اصول انقلاب دفاع نمایند.
 اگرچه اینکه بنده را به جریان‌های رقبای انتخاباتی خودتان ملحق کرده‌اید، و خواسته‌اید کار خود را آسان کنید و با یک تیر دو نشان بزنید، ولی مطمئن باشید من با تمام جریان‌های اصولگرا که مقابل ساده‌اندیشی‌های امثال جنابعالی بایستند و شما از فهرست خود خارج نمایند، همراه خواهم بود و همکاری خواهم کرد.

*** ۹- دربارۀ برخی از نمایندگان که ذره‌ای از درایت سیاسی برخوردار نیستند ***
 اما نسبت به اینکه بنده را توهین‌کنندۀ به خود دانسته‌اید، شاید مربوط می‌شود به آن کلام که گفته‌ام «برخی از نمایندگان که ذره‌ای از درایت سیاسی برخوردار نیستند.» از شما سوال می‌کنم اگر بنده این عقیده را نسبت به شما و برخی از نمایندگان هم‌فکر شما داشته باشم و حضور شما را در عرصۀ سیاست و بر اریکۀ قدرت و قانون گذاری ناصواب بدانم، چگونه باید ابراز کنم؟ چطور انتقاد از ولی فقیه و حتی از معصومین(ع) به قول شما جایز است، ولی انتقاد از یک نمایندۀ مجلس توهین محسوب می‌شود؟ بنده که هنوز دست به افشاگری گسترده و بیان انتقادات کامل خود از جانب‌عالی و همفکرانتان در مجلس شورای اسلامی نزده‌ام.
 اما آیا این درایت سیاسی است که نظر حضرت امام(ره) دربارۀ مفسد فی‌الارض بودن کسانی که «رأی شورای نگهبان را رد کنند و علیه آن اقدام کنند» را قبول ندارید و یا آن را صریحاً ابراز نداشته‌اید؟(صحیفه امام،ج۱۴،ص۳۷۷) آیا این درایت سیاسی است که رهبری را در خشکانیدن ریشۀ فتنه مدد نمی‌رسانید؟ آیا این درایت سیاسی است که در ایام مرگ منتظری نوشتید «به منتظری گفتم اگر پدر من بود وضع شما اینگونه نبود.»(تابناک) آیا نمی‌دانید امام به منتظری فرمودند: برای اینکه از قعر جهنم نجات پیدا کنید توبه کنید؟(صحیفه امام،ج۲۱،ص۳۳۱) اگر بنده بپذیرم شما درایت سیاسی دارید، پس باید امام راحل را به دور از درایت بدانم. این نوعی حسن‌ظن است که مواضع غلط سیاسی کسی، تنها به نبود درایت سیاسی تحلیل شود؛ و الا تحلیل‌های دیگری هم می‌توان داشت. چنانچه حضرت امام در همان نامه، ابتداءً آقای منتظری را به ساده‌لوحی توصیف فرمودند و سپس در ادامۀ آن نامه بیان داشتند که شما با این ساده لوحی که دارید، مملکت را به دست منافقان و لیبرال‌ها خواهید داد. راستی شنیده‌ام اصلاح‌طلب‌های لیبرال‌منش، شما را در لیست خود قرار داده‌اند؟
 برادر بزرگوار همانطور که حضرتعالی در نامۀ خود مرقوم فرموده‌اید علاقۀ شما نسبت به ولایت فقیه بر ما پوشیده نیست. به تفسیر شما دربارۀ ولایت فقیه هم اگر کاری نداشته باشیم، که از مواضعتان تا حدودی معلوم است، می‌خواهم عرض کنم: علاقه کافی نیست، ولایتمداری در عمل باید ثابت شود.
 در خاتمه از اینکه تلویحاً شنوندگان منابر بنده را سطحی‌نگر قلمداد فرموده‌اید، با آنکه بی‌احترامی به ایشان است و من از جانب شما از آن بزرگواران عذرخواهی می‌کنم، از شما تشکر می‌کنم که خواسته‌اید بار مسئولیتی سنگین را از دوش بندۀ ضعیف بردارید. همچنین از توهین‌هایی که تلویحاً و تصریحاً در حق بندۀ ناچیز روا داشته‌اید، به دلیل حق بزرگی که پدر گرامی شما بر من دارند درمی‌گذرم.
 با تشکر
 علی‌رضا پناهیان

22 بهمن 89 ، حضور دوباره ملت ایران

امسال هم مثل سال های پیش ، مردم ما حضور به موقع خود را نشان دادند و دلبستگی به نظامشان را فریاد برآوردند تا مشت محکمی باشد بر سران استکبار و پشتیبانی و دل گرمی خوبی باشد برای ظلم ستیزان جهان.

هیچ دوربینی نمی توانست این حماسه را ضبط نماید.

من هم با دوربین خود سعی کردم قطره ای را از این دریا به نمایش بگذارم

برای دیدن عکس ها به ادامه ی مطلب بروید

ادامه نوشته

خامنه ای به کسی باج نمی دهد!!

برای نخستین بار ناگفته هایی از دیدار نمایندگان

ستادهای نامزدهای انتخابات دهم با:

«رهبر معظم انقلاب»

آقای خامنه ای

هفته نامه ۹ دی بامدیر مسئولیت حمید رسایی در روز شنبه ۴ دیماه ۱۳۸۹ ، در اولین شماره اش مطالبی را پیرامون دیدار رهبری با نمایندگان ها انتخابات منتشر کرد.جعفر فرجی

لازم به ذکر است بخشی از این دیدار که در تاریخ ۲۷ خرداد ۱۳۸۸ صورت گرفته را هیچ دوربینی تصویر نگرفته و هیچ ضبطی ثبت نکرده است.

بخشی از این وقایع ناگفته را آقای جعفر فرجی پس از گذشت یک سال و نیم منتشر کرد.پس از نوشتن گزیده ای از دیدار ، مشروح دیدار را در ادامه ی مطلب ببینید:

  • مقام معظم رهبری: ... آقای خاتمی نیز وقتی سال ۷۶ می خواستند کاندیدای ریاست جمهوری شوند ، آمدند پیش بنده و گفتند که بنده عقیده ام این است که رهبری بایست در چهارچوب قانون اساسی عمل کند. بنده به ایشان گفتم بسیار مطلب خوبی است ولی شما جناب آقای خاتمی کسی خواهی بود که در آینده بیشترین تقاضاها را برای استفاده از اختیارات فراتر از قانون اساسی رهبری، جهت حل مشکلات کشور خواهید داشت. در طول سالهای ریاست جمهوری، ایشان بارها نامه می زندند که فلان مطلب را تنها شما می توانید حل نمایید و بنده می نوشتم که با توجه به اینکه در خواست شما در چهارچوب قانون اساسی نیست مکتوب بنویسید که... و ایشان بارها و بارها چنین مطلبی را مکتوب نمودند.
ادامه نوشته

باز هم مهدی هاشمی رفسنجانی

مهدی هاشمی رفسنجانی

با وجود تبرئه از سوی هر 14 عضو هیات منصفه ، دادگاه با شکایت مهدی هاشمی ، مدیرمسئول روزنامه ایران (آقای کاوه اشتهاردی) را به حبس و شلاق محکوم کرد

کاوه اشتهاردی

لازم به ذکر است که مهدی هاشمی الان حدود یک سال و نیم است که ایران را ترک کرده و دقیقا معلوم نیست که کجاست.

یکی از آشناهاشون به خبر گذاری فارس گفته که رفته لندن(لینکش رو از اینجا می تونید ببینید)

آقای رسایی هم گفته که رفته دبی.

خلاصه معلوم نیست کجاست فقط این مشخصه که رفته خارج.

آخه بابا اگه این ریگی تو کفشش نیست پس چرا این همه وقت رفته خارج؟

آقای هاشمی هم در جمع دانشجویان مشهد(اگه اشتباه نکنم) گفته بود، مهدی رفته درس بخونه.

مگه الکیه. الان من بخوام برم انگلیس باید هفت خان رستم رو بگذرونم. اون آقای مهدی هاشمی این همه وقت رفته خارج.

من به کسی تهمت نمی زنم ولی خیلی خیلی خیلی خیلی مشکوووووکه!

مطالب مرتبت با دادگاه مدیر مسئول روزنامه ایران را در ادامه مطلب ببینید:

ادامه نوشته

حسین قدیانی چه گفت که فیلتر شد؟

حسین قدیانی

متن نامه وی را خطاب به رئیس قوه قضا بخوانید.....

 

عصر امروز جامعه فعالین سایبری حزب الله با خبری غیرقابل باور شوکه شد. قطعه 26 بسته و قدیانی تحت پیگرد قرار گرفت. اولین سوالی که به وجود آمد این بود که قدیانی چه گفت که با وی برخورد شد؟ :

 

جناب آقای آملی لاریجانی!اگر اجازه دهید با احترام اما بی سلام نامه را آغاز کنم که این نامه من به شما نیست؛ ناله من از دستگاه قضاست و ناله را با شیون شروع می کنند نه با درود. پس چه سلامی و چه علیکی؟ و تا دیر نشده بسم الله! ریاست قوه قضاییه!این نامه را و در حقیقت این ناله را در حالی دارم مکتوب و فریاد می کنم که در “مسجدالحرامم” و دقیقا نشسته ام مقابل “رکن یمانی”. زادگاه امام عدالت پیشگان که شهید شدت عدل خویش شد. الحمدالله در چنین مکان مقدسی، یارای دروغم نیست و سخن جز به صداقت اما با صراحت نمی توانم بُرد که هر گاه چشم از این صفحه برمی دارم کعبه را خانه خدا را می نگرم و بیش از پیش وجود خدای داور را احساس می کنم. در چنین جایی بر خلاف وجدان، اگر هم بخواهم، توان حرف زدنم نیست. پس با دقت نامه ام را بخوانید و با همت مضاعف ناله ام را گوش کنید.چند روز پیش و در همین حج و با سوء استفاده از اینترنت پرسرعت آل سعود و به مناسبت رد کردن شمارگان وبلاگم؛ “قطعه مقدس ۲۶ از عدد یک میلیون بازدید، در قامت یک خبرنگار از دوستانم سئوالاتی مطرح کردم که یکی اش این بود؛ “از ۲۰ نمره، چه نمره ای به دستگاه قضایی می دهید؟”. متاسفانه و در کمال بدبختی، میانگین نمره ایشان به دستگاهی که ریاستش بر عهده حضرتعالی است، از عدد درخشان ۵ هم کمتر شد اما نه! اشتباه نکنید؛ نزدیک به ۶۰ عزیزی که در این گفت و گوی اینترنتی شرکت کردند، اعضای سایت بالاترین و جرس نیستند. این دوستان را اگر می خواهید بشناسید در یک جمله خلاصه کنم که؛ “ستاره های حضرت ماه اند” و در فتنه ای که گذشت در فضای سایبر، وبلاگ خود را سنگری برای پاسداری از “خامنه ای. دات. آی. آر” در خط مقدم گوگل کردند و با کمترین امکانات و بی هیچ حمایتی از جانب دولت و حتی حکومت، بدترین فحاشی ها و نارواترین اهانت ها به خودشان و پدر و مادرشان را در کامنت های دشمنان متحمل شدند و دل شکسته شاید، خسته هرگز، و فی المثل با دلی خون از عملکرد دستگاه قضایی، هنوز هم در هر فضایی پای کار انقلاب اسلامی اند. هم ایشان شما را همانطور که “آقا” گفته اند “دانشمندی جوان” می دانند اما شما یک شخصیت حقوقی دارید و یک شخصیت حقیقی. ما حتی اگر شما را عمار سیدعلی بدانیم لیکن به عملکرد شما به عنوان رئیس دستگاه قضایی نمره بدی می دهیم. کاش در اجتماع ۱۱۰ هزار نفری بسیجیان برگه ای توزیع می شد که شمایان چه نمره ای به دستگاه قضایی می دهید. شک ندارم بیش از همان نمره ای که اهالی پای کار قطعه ۲۶ به دستگاه قضایی دادند، نمی دادند. حقیقت این است که ملت ۹ دی و ملت ۲۲ بهمن از دستگاه قضایی ناراحت و عصبانی است. چرا؟ عرض می کنم خدمت تان در نکاتی. خوب دقت کنید.۱

- چرا “آقا” همچنان باید از فتنه بگوید و نیز از فتنه گران، اما شما نه؟ آیا شان چه کسی در نظام مقدس جمهوری اسلامی از رهبر بالاتر است. این آبروی ما که به برکت جوشش و حرکت دائمی خون شهدای این نظام است، کی و کجا باید خرج شود و ریخته شود؟ نه خون می دهیم، نه خون دل می خوریم، نه پول و نه آبرو و نه هیچ چیز دیگر. و اینگونه چرا و به کدام دلیل، رهبر انقلاب نباید “این عمار” بگوید؟ راستی که “این عمار” رهبر برای چه بود؟ چه کسانی کدام سنگرها را خالی کردند و تنگه احد را به تونل عافیت و وادی مصلحت فروختند، که چنین شد؟ “این عمار” رهبر یعنی که کوچکی مثل من و بزرگی مثل شما آنطور که باید به وظایف خود عمل نکردیم؛ وای بر من و وای بر شما. که هنوز هم و با گذشت این همه روز و این همه ماه، “حضرت ماه” بیش از من و شما مشغول “آه” کشیدن است؛ نمی شنوید؟ آیا شان شما از رهبر بالاتر است که سران فتنه را “میکروب سیاسی” می خوانند و شما همچنان مشغول نگه داشتن احترام سران فتنه اید؟ “آقا” جز به حکمت سخن نمی رانند. میکروب را از بدن باید درآورد. یعنی باید کُشت. چرا شما هنوز سران فتنه را اعدام نکرده اید؟ به کدام دلیل فقهی؟ چرا؟ موسوی برای بالا رفتن از چوبه دار دیگر کدام بیانیه را باید بنویسد و چه توهینی باید به رهبر بکند؟ وای بر من بچه بسیجی و وای بر شمای رئیس قوه قضا که موسوی نظام ما را که برآمده از خون شهدایی است که پدر من کوچک ترین شان بود، متهم به فرعونی گری می کند و ساکتیم. خدایا بر ما ببخش. شما بفرمایید جناب موسوی در آخرین بیانیه خود، چه چیز دیگری باید می نوشت که کک دستگاه قضایی ما بگزد؟ اینکه با رذالت تمام ادعا کنی؛ مولایی که خود را غلام قنبر علی هم نمی داند، “انا ربکم الاعلی” می گوید، آیا مستحق اندک تذکری از قوه قضاییه نیست؟ هزینه توهین به رهبر در این مملکت، از نظر جنابعالی به عنوان سکاندار دستگاه قضا چیست؟

۲- نمی خواهم بر شما جسارت کنم؛ فقط اُف بر من که ادعا می کنم بسیجی ام. تف بر من. موسوی رذل و خبیث که زنش لایق همان جایزه “سکس و فلسفه” مخملباف است، به نظام برخواسته از خون پدرم تهمت فرعونیت می زند، به رهبرم می گوید که ادعای خدایی دارد و من؟ انگار نه انگار. تف بر من. تف بر غیرت نداشته ام که بصیرت نامش نهاده ام. لعنت بر من اگر یک بار دیگر خود را فرزند حاج احمد متوسلیان بدانم که قسم می خورم همین رکن یمانی را همین شکاف کعبه را که اگر بود، سر از بدن موسوی و زنش جدا کرده بود و آن کاری که قوه قضاییه شما، شهامت انجامش را ندارد، انجام می داد. تف بر من. و اف بر شما که یک بار در رژیم شاه، در روزنامه اطلاعات، به امام، اهانت شد؛ آن زمان بیشتر سر و صدا شد که الان. چرا؟ چون یک مشت خواص بی بصیرت، فقط چفیه را در سفر با رهبر و نه در خطر با ولایت به دوش می اندازند. و از جمله این خواص بی بصیرت، یکی هم متاسفانه برادر خود شماست که در روزگار فتنه، پرسه در مه زد و همین که فتنه خوابید با ماه همسفر شد! چیست این که برادرتان می کند آقای آملی لاریجانی؟ چفیه را ایشان چند ماه دیر انداخت روی دوش. وقت فتنه، ریاست محترم مجلس شورای اسلامی کجا بودند؟ می دانید راز سکوت شان را؟ نکته بعدی را بخوانید.

 ۳- آقای آملی! می دانید شما کی و در چه صورتی جرئت می کنید که سران فتنه را دار بزنید؟ فقط در یک زمان. و آن زمان، زمانی است که شما جرئت کنید و اول، یک سیلی محکم بر گوش خواص بی بصیرت بخوابانید؛ جدای از بستگی قومی و خویشی و حزبی و سیاسی شان به خود. من یک سئوال دارم از شما. به چه حقی، اخوی تان به دیدار بسیجیان می رود و سخنرانی می کند؟ و به چه حقی چفیه بر دوش می اندازند؟ با چه رویی؟ ما که بر خلاف بعضی ها در فضا سیر نمی کنیم؛ “آقا” به چه کسانی گفتند “خواص بی بصیرت”؟ قالیباف که خودش مشهدی است و همشهری رهبر! محسن رضایی که زمان جنگ فرمانده بوده! علی لاریجانی که با “آقا” هزار تا عکس دارد که یکی اش را آقای هاشمی با امام نداشت! ناطق نوری که مکعب مستطیل نظام اند و چون روزی مالک اشتر علی بودند، احترام شان بر عمارعلی هم واجب! آن یکی که آن جور، این یکی هم که همچین. نکند رهبر منظورشان از خواص بی بصیرت، ما افسران جنگ نرم بودیم؟ یا نکند “آقا” مرادشان از خواص بی بصیرت، دانشمند فارین پالیسی، جناب کروبی بود؟ آیا ما با خودمان تعارف داریم؟ قوه قضاییه باید عده ای را مامور کند تا لااقل اجازه ندهند خواص بی بصیرت با رهبری عکس بگیرند و همسفری کنند. این که دیگر کف خواسته ما از شماست. و اما اینکه چرا برادر شما پرسه در مه زد ایام فتنه را؟ اول اینکه این پرسه در مه زدن را امیدوارم قبول داشته باشید و الا اصلا لزومی ندارد این نوشته را تا انتها بخوانید. چون در آن صورت، من و شما اصلا حرف همدیگر را نمی فهمیم. دیگر اینکه باید بپذیرید که از جمله خواصی که در فتنه ۸۸ بی بصیرتی کرد، اخوی شما بود. و رهبر، بی شک یکی از خواصی را که لااقل در ایام فتنه، بی بصیرت شان نام نهاد، هم ایشان بود. حال می دانید چرا علی لاریجانی در مه پرسه زد؟ این را در یک خط و نکته بعدی و بی هیچ اشاره اضافی می گویم.

۴- خواص بی بصیرت، جملگی از این ترسیدند که نظام اگر سقوط کرد، چه؟! بگذار جایی در رژیم بعدی در جمهوری اسلامی قلابی، و نه انقلابی داشته باشیم. ولله به همین خانه خدا قسم به همین رکن یمانی قسم، جز این نبود و همه چیز هم مختصر و مفیدش خلاصه در همین جمله می شود. به خون مطهر پدرم جز این نبود. خودتان هم می دانید که جز این نبود. و صد البته مطمئن تان کنم که این نوشته را این نامه من به شما را و این ناله من از دست شما را رهبر هم خواهند خواند. شک نکنید.

۵- این را هم جناب رئیس! مختصر و مفید بگویم؛ اگر شما با سران فتنه و با خواص بی بصیرت که به نظر ما از سران فتنه، منفورترند، تعارف دارید، ما در راه رهبرمان با احدی، حتی با خود حضرتعالی تعارف نداریم. قوه قضاییه بگوید سران فتنه را کی اعدام می کند؟ و اعلام کند که اگر در این کار گستاخی لازم را ندارد، ما حاضریم تک تک سران فتنه را رهسپار جهنم کنیم. آخر کاسه صبر ما لبریز شده است. اگر ما می خواستیم مثل خواص بی بصیرت مثل برادر شما از انقلاب اسلامی دفاع کنیم، به قرآن قسم تا به حال جمهوری اسلامی ده بار کفن پوسانده بود. ما اما مثل پدران مان از رهبر دفاع می کنیم. به همان شور و شری. اگر شما تاب بیانیه های دیگر موسوی را دارید، ما نداریم. ما بی تاب شده ایم دیگر از دست صبر شما.

۶- دستگاه قضایی لطف کند و کارنامه خود در قبال فتنه گران را اعلام کند. چند آشوبگر عاشورا توسط شما اعدام شد؟ الان رسیدیم به سالگردش. از این پس هر توهینی که موسوی به نظام مقدس جمهوری اسلامی بکند، ما از چشم صبر شما می بینیم. و چرا نبینیم؟ و اصلا چرا موسوی در بیانیه خود رسما و علنا چند قدم دیگر در فحاشی های خود به جلو برندارد؟ قوه قضاییه که با او با موسوی خوئینی ها با خاتمی با کروبی با عفت مرعشی با محسن هاشمی با فائزه هاشمی و با جمیع دون مایگان پست فطرت، کاری ندارد؛ من مانده ام از حجب و حیای سران فتنه! با این دستگاه قضایی، من مانده ام که چرا موسوی رسما به خون شهدا فحش نمی دهد؟ من مانده ام که چرا آشوبگران، دوباره تحرکی از خود نشان نمی دهند؟ با این دستگاه قضایی، چه بزدل اند سران فتنه! و چه بی جگرند آشوبگران عاشورا.

۷- لطف کنید و با ما چون شیوخ اهل نصیحت سخن نگویید. ما خود پیر شده ایم از بس در جوانی، پیرهن پاره کرده ایم. ما خود ذغال فروشیم؛ خواهش می کنیم به ما نفرمایید که؛ “آقا” گفته اند سران فتنه را کاری نداشته باشید، تا مردم، خود متوجه قضایا شوند. ما بسیجیان تخسی هستیم؛ لطفا اندرونی و بیرونی نکنید اخبار را. هیچ کس چون ستاره مَحرم راز ماه و اخبار ماه نیست. ما همه چیز را می دانیم. ما اینقدر می دانیم که در روز ۹ دی کیفر خواست سران فتنه را ملت نوشت و شما تاخیر کردید در اجرای عدالت. ما ملت پی به فرعونیت سران فتنه، پی به گوساله پرستی شان برده ایم. ما ملت ملتفت شده ایم که سران فتنه گوسفندی به نام سارکوزی را می پرستند. شما لطف کنید و سران فتنه را اعدام کنید. نترسید؛ آب از آب تکان نمی خورد.

۸- اینگونه مواقع مدعی باید دلیل اقامه کند. بله! می دانم؛ من اما مدعی نیستم. مدعی شما هستید. شما در مقام عمل و با صبر نابه جای خود ادعا کرده اید که حکم سران فتنه، تا به امروز، اعدام نبوده. غیر از این است؟ بفرمایید با کدام دلیل فقهی و قضایی و محکمه پسند تا کنون موسوی خوئینی ها اعدام نشده است؟ عذر می خواهم از شما. و معذرت می خواهم از همه خوانندگان این نامه… در کدام جماعت و در کدام مجمع مثلا روحانیون و بعضا با حضور منافقی چون خاتمی و به سرکردگی همین جناب خوئینی ها، گفته شد که؛ “ما این بار باید خامنه ای را از تخت پایین بکشیم؟”. خاتمی پشیمان شده یا موسوی و یا موسوی خوئینی ها و یا کروبی و یا عفت مرعشی؟ کدام شان پشیمان شده اند؟ اینها که همچنان همان راه فتنه را می روند. اما اگر شما بگویید خاتمی پشیمان شده، من به شما عرض می کنم؛ چون در مثل مناقشه نیست، شک نکنید که توبه گرگ، مرگ است. این اداها از نفاق این ملعون است و نه از پشیمانی او. منافق ترین سران فتنه همین خاتمی است. گول این ملعون را نخورید. و آیا جز این است که از اولین آمرین فتنه خانم عفت مرعشی بود؟ “بریزید در خیابان ها”، یعنی جناب آقای آملی! بریزید در خیابان ها و علی را از تخت پایین بکشید. چرا این زنی که آمر فتنه بوده، یعنی آمر محاربین بوده و یعنی آمر به قتل غلام کبیری ها و سایر شهدای بسیج بوده، و به کدام دلیل فقهی در دستگاهی که شما سکان دارش هستید، اعدام نشده؟ شما اعدام نمی کنید؛ توقع دارید این زن برندارد بگوید؛ از مهدی هاشمی به گرمی استقبال خواهد شد؟ با چه کسی تعارف دارید شما؟ با استوانه ها و مکعب مستطیل ها؟ اما ما با خون پدران مان تعارف نداریم. ما الکی این همه سال یتیمی نکشیده ایم. آقای آملی! موسوی در بیانیه آخرش به پدر من اهانت کرد، چون “بابای ماست خامنه ای”. من آن کس را که اهانت به بابااکبر کند در کامنت های وبلاگم، شاید بگذرم، اما از موسوی هرگز. دستگاه قضایی بفرماید کی و کجا موسوی را اعدام می کند، که من کارمند جمهوری اسلامی نیستم که نظم این نظام مقدس ببندد دست و پایم را. من فرزند انقلاب اسلامی ام و کاری به اصول قانون اساسی ندارم. اصول قانون اساسی برای من، خطوط وصیت نامه پدرم است. قوه قضاییه برای خودش بهتر است که سران فتنه را اعدام کند. صبر ما دیگر سر رسیده است.

۹- جناب آقای آملی! اگر تا پیش از این اعدام سران فتنه، خواسته از روی حقیقت ما از شما بود، از این لحظه به بعد، مصلحت نظام ایجاب می کند که بر اساس عدل و اصول فقهی و محکمه پسند (که ما نمی دانیم؛ شما که می دانید) سران فتنه را اعدام کنید. نیز باید خواص بی بصیرت را به هر گونه که صلاح می دانید، متنبه کنید که چفیه را لباس شهدا را لطف کنند و ندزدند. چفیه را برادر شما متاسفانه اشتباه گرفته با شال گردن. و با پوتین هم آقای قالیباف عکس بیاندازد، ما را فقط یاد “پوتین” می اندازد که جام جهانی بعدی قرار است در این کشور یعنی “روسیه” برگزار شود. حالا جناب آملی! هی این سبزها بردارند و بگویند “مرگ بر روسیه!”

۱۰- و آخر نکته؛ با خبر شدیم دستگاه قضایی بالاخره جواب استخاره اش را گرفت و شهلا جاهد را اعدام کرد. راستی یک سئوال که بیانگر عمق فشلی دستگاه قضاست و این البته فقط تقصیرش گردن شما نیست؛ اگر قرار بر اعدام این زن بر طبق نص صریح قصاص بود، چرا تا این همه کش دار شد؟ فقط قوه قضاییه می خواست همه دنیا را و همه جهانیان را از این موضوع باخبر کند؟ و سوژه دهد دست این و آن؟ آیا این اعدام می بایست به یک پروژه و یک پروسه برای دستگاه قضایی تبدیل می شد؟ و باز یک سئوال دیگر. آمدیم و آن دنیا همین شهلا جاهد جلوی شما را گرفت، که چرا من را عاقبت اعدام کردید اما سران فتنه را نه؟ جواب شما چیست؟ اگر این بنده مرحومه، آن دنیا یقه دستگاه قضایی را بگیرد که؛ چرا من اعدام شدم و فائزه و مهدی و عفت مرعشی اعدام نشدند؟ جواب شما چیست به عنوان سکان دار دستگاه قضایی؟ و مگر مادر شهید حسین غلام کبیری، بخشیده خانم عفت مرعشی را؟ و مگر ملت ۹ دی، این اولیای دم و این اولیای خونِ دل مادران و پدران چند شهید داده، بخشیده اند سران فتنه را؟ و مگر خامنه ای بخشیده سران فتنه را؟ شما متحیرم که از کدام کیسه دارید می بخشید؟ خامنه ای آنقدر مهربان و رئوف است که از حق خود بگذرد، اما از حق خون پدران ما و از حق خونِ دل ما، نخواهد گذشت مولای ما. لبیک به خامنه ای است اعدام سران فتنه. کوچکترین لبیک به خامنه ای است. لبیک بزرگتر به “حضرت ماه” کار ما ستاره هاست. آمریکا و اسرائیل جرئت دارند حمله کنند. مثل سگ از ما می ترسند. آمریکا و اسرائیل با ۲۰۰ کلاهک هسته ای با ۲۵۰۰ ماهواره جاسوسی، مثل سگ از ما می ترسند، شما ببین سران فتنه مثل چی از قوه قضاییه حساب می برند!

***

این نکته را اما مجزا می نگارم با تفکیک ۳ ستاره که در بالا آمد. می دانید چرا “آقا” شما را به جای جناب هاشمی شاهرودی بر این صندلی خطیر گماردند؟ چون شما علاوه بر عنصر فقاهت و دانشمندی، “جوان” هم هستید. یعنی به تناسب مسندی که بر آن تکیه زده اید، جوان هستید. جوان، نه به معنای خامی و ناپختگی، که به معنای انگیزه و شور بیشتر. مهمترین حکمتی که از انتصاب شما به این سمت، من برداشت کردم این بود؛ جوانان معمولا اگر هم بخواهند قربانی کنند، مصلحت را قربانی حقیقت می کنند. یعنی تشخیص مصلحت سنجان را قربانی عدالت می کنند. هیچ اندیشه کرده اید که چرا همواره “آقا” روی جوان بودن شما تاکید می کنند؟ و شما را فقیه جوان و یا اندیشمند جوان می خوانند؟ پیران را مصلحت سنجی رواست و جوانان را به عدالت طلبی شان می سنجند. در این مهم بسی اندیشه کنید جناب آقای آملی. آخر سخن و شاید به قصد مزاح. آن دیگر برادر شما “جواد” در فتنه نمره خوبی گرفت اما چفیه اش را این دیگر برادرتان می اندازد. ما و اخوان لاریجانی را داستان دور و دراز و پر رمز و رازی است. خداوند پدر فرزانه و حکیم تان را که حقا دانشمندی بی همتا و نمونه ای نادر از علمای اهل فضل بود، با “حضرت باقرالعلوم” محشور و مشهور کند. آمین. و از تحمل و سعه صدرتان ممنون. و اینک “والسلام” که در خود “سلام” هم نهفته دارد! علیک اش را می خواهید بگویید؛ سران فتنه را اعدام کنید.

ماشین آقای خامنه ای

 یه چند ماهیه که وقتی ورودی های وبلاگم را چک می کنم ، حدوداً روزی شصت ، هفتاد نفر با جستجوی کلمه "ماشین خامنه ای" وارد وبلاگم می شن.  

برام جالب بود که برای خیلی ها این خیلی مهمه که ماشین آقای خامنه ای چیه!

من هم به نظرم رسید که اطلاعاتم رو در اختیار عزیزان بذارم.

ذاتا خصوصیت اخلاقی آقای خامنه ای اینطور هست که چیز هایی رو که نیاز دارند تهیّه می کنند.

ایشان سعی می کنند تا آنجا که می توانند ساده زندگی کنند (ازخودم نمی نویسم ؛ با اون هایی که خونه ی خود آقا رفتند صحبت کردم)

مثلا چیزی که برای همه روشنه ، فرش نداشتن بیرونی خونه ی آقاست که بار ها از تلوزیون دیدند. این اتاق یا شاید بشه گفت سالن ، کفش موکت است.

خانه آقای خامنه ای

آقای خامنه ای ماشین شخصی ندارند و آن ماشین هایی که به اسم ایشان تصاویرش در اینترنت هست، اینها همه دولتی است که خوب هم باید از لحاظ امنیتی و هم از لحاظ استحکام ، زپرتی نباشه.

ماشین دولتی

راننده ی پیکانی که امام خمینی رو از فرودگاه آورد ، می گفت جمعیت چند دفعه ماشین رو بلند کردند.

لذا در بین این جمعیت ماشین باید سنگین باشد که به این راحتی بلند نشه!

چرا حجاب؟؟؟

حجاب = پاکی

می دونستی دو نوع پلاک ماشین وجود داره اگه نمی دونستی عیبی نداره من الان برات می گم:

1.پلاک عمومی یعنی ماشینهائی که پلاکشون عمومیه ،ماشین دسته یه نفره اما برای استفاده ی عموم هست یعنی همه حق استفاده ازش رو دارن.

2.پلاک شخصی یعنی ماشینهائی که پلاک شخصی هستند و فقط  یک شخص که سند به نامش هست حق استفاده ازش رو داره و مختص خودشه.

حالا یه شباهتی بین حجاب و بی حجابی با پلاک ماشین وجود داره من برات می گم:

حجاب مثل همون پلاک شخصی می مونه یعنی خانم با حجاب خودش رو فقط متعلق به شوهرش می دونه و بس. این دسته از خانمها خوب فهمیدن که بهترین راه خوشبختی اینه که هر چی خدا براشون مقرر کرده بهش پایبند باشن تا سعادت مند بشن چون خداوند در سوره نور آیه 31 می فرماید:

وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ ابْصارِهِنَّ وَ يَحْفَظْنَ فُروجَهُنَّ وَ لا يُبْدينَ زينَتَهُنَّ الّا ما ظَهَرَ مِنْها وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‏ جُيوبِهِنَّ وَ لا يُبْدينَ زينَتَهُنَّ الّا لِبُعولَتِهِنَّ او ابائِهِنَّ او اباءِ بُعولَتِهِنَ‏اوْ ابْنائِهِنَّ اوْ ابْناءِ بُعولَتِهِنَّ اوْ اخْوانِهِنَّ اوْ بَنى اخْوانِهِنَّ اوْ بَنى اخَواتِهِنَّ اوْ نِسائِهِنَّ اوْ ما مَلَكَتْ ايْمانُهُنَّ اوِ التّابِعينَ غَيْرِ اولِى الْارْبَةِ مِنَ الرِّجالِ اوِ الطِّفْلِ الَّذينَ لَمْ يَظْهَروا عَلى‏ عَوْراتِ النِّساءِ، وَلا يَضْرِبْنَ بِارْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ ما يُخْفينَ مِنْ زينَتِهِنَّ وَ توبوا الَى اللَّهِ جَميعاً ايُّهَا الْمُؤْمِنونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحونَ .

به زنان مؤمنه بگو ديدگان خويش فرو خوابانند و دامنهاى خويش حفظ كنند و زيور خويش آشكار نكنند مگر آنچه پيداست، سرپوشهاى خويش بر گريبانها بزنند، زيور خويش آشكار نكنند مگر براى شوهران يا پدران يا پدرشوهران يا پسران يا پسرشوهران يا برادران يا برادرزادگان يا خواهرزادگان يا زنان يا مملوكانشان يا مردان طفيلى كه حاجت به زن ندارند يا كودكانى كه از راز زنان آگاه نيستند (يا بر كامجويى از زنان توانا نيستند) و پاى به زمين نكوبند كه زيورهاى مخفى‏شان دانسته شود. اى گروه مؤمنان! همگى به سوى خداوند توبه بريد، باشد كه رستگار شويد.

حجاب زینت زن

خلاصه ی این آیه یعنی اینکه: زنان بايد پوشش داشته باشند و آرايش و زيور خود را بر ديگران آشكار نسازند و درصدد تحريك و جلب توجه مردان برنيايند.

با چتر حجاب رگبار نگاه های بد را از خود دور کنید

اما بی حجابی مثل همون پلاک عمومی می مونه یعنی این خانم بی حجاب درسته که به اسم یک نفر هست ولی متعلق به همه می باشه و هر کسی می تونه ازش بهره ببره خلاصه اینکه بی حجابی یعنی در فیضیه برا همه بازه. و کسی که می خواد انسان باشه هیچ وقت خودش رو در ردیف حیوونا قرار نمی ده چون پوشش نداشتن و خود را برا استفاده ی عموم آزاد گذاشتن همون خصلتیه که توی حیوونا وجود داره.

بد حجابی = بازار آزاد

بعضی خانما پلاک عمومی می زنن و تو خیابون رفتو آمد می کنن من نمی دونم چی فکر می کنن اما چندتا احتمال می دم شاید یکیش درست باشه:

1. نمی دونن که اگه در فیضیه رو باز بذارن خیلیا مشتاقند که فیض ببرن و می برن.

2.می دونن و عمدا اینکارو می کنن تا با فیض رسوندن به اهلش اونا رو خرس دنیا و خوک آخرت کنن.یا مودبانه تر بگم: خسرالدنیا والاخره

3.فکر می کنند همه جا اتاق خوابشونه که هر طور دلشون خواست بپوشنو بگردن. به همین خاطر به خودشون حق می دن و به دیگران که به نیت فیض جذبشون می شن القابی مثل بی جنبه ، بی ظرفیت و امثال اینها نسبت می دن.

حجاب و عفاف

ولی هر چی هست به نظر من اگه اینا انسانیت دارن نباید در فیضیه رو باز بذارن. باید در فیضیه رو بست. تا جلوی خیلی از بدیها گرفته بشه.

همینطور برای مردها هم مطلبی می نویسم:

کدام یک از این دو خانم بهتر است؟

خانمی که زیبایی خودش را بین شوهرش و دیگر مردان تقسیم می کند...

خانمی که زیبایی خودش را فقط به شوهرش اختصاص می دهد...

در آستانه ظهور

خوب دیگه حوصله ام از ارسال این مطالب سر رفت.

آخرین مطلبی که به نظرم رسید بنویسم رو می نویسم و دیگه تمام.

کتاب عصر ظهور

در کتاب عصر ظهور که چاپش مال حدود 24 سال پیش هست ، با استناد به حدیثی و اثتنباتی از آن حدیث که مال امام باقر علیه السلام هم هست، می نویسد :

بنابراین بعد از آن فردی که از قم خارج می شود(و توضیحاتی که در مورد آن می دهد که من در چند مطلب قبل به آن اشاره کردم که اکنون آن فرد به امام خمینی نسبت داده می شود) یک یا چند رهبر دیگر بر ایران حکومت خواهند کرد که آخرین آنها سید خراسانی است.

یعنی به عبارت دیگر بعد از امام خمینی رهبر یا رهبران دیگری بر این مرز و بوم رهبری می کنند و آخرین آنها همان سید خراسانی است که توضیح دادم و سپس او(سید خراسانی) حکومت را به دست حضرت ولی عصر می دهند.

بنابراین اونهایی که آرزو نابودی این حکومت رو دارند باید بگم که آرزوی خودتون رو به گور خواهید برد! متأسفم.

حمید رسایی شکایتش را از موسوی پس گرفت

عضو فراكسيون انقلاب اسلامي مجلس گفت كه از نظر وي پيگيري قضايي موسوي ديگر لزومي ندارد.


حجت‌الاسلام والمسلمين حميد رسايي نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي كه پيگير شكايت 4 نماينده مجلس از ميرحسين موسوي كانديداي ناكام انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري است انصراف خود از پيگيري شكايتش از موسوي را اعلام كرد.

او گفت كه به نظر مي‌رسد ميرحسين موسوي مشاعر خود را از دست داده است و از عقل سالم برخوردار نيست.

رسايي افزود: مصاحبه روز گذشته موسوي با سايت خودش و زير سوال بردن حضور چند ده ميليوني مردم در راهپيمايي باشكوه 22 بهمن و نيز تحريك و ترغيب اراذل و اوباش به ادامه راه ريگي در چهارشنبه سوري حكايت از آن دارد، موسوي كه ما تاكنون تصور مي‌كرديم عقل سياسي ندارد از عقل طبيعي نيز برخوردار نيست.

عضو فراكسيون اصولگرايان مجلس كه از دستگاه قضايي خواست از اين پس توان خود را بر مجازات ديگر سران فتنه كه از اندكي عقل طبيعي برخوردارند و با راه مردم مخالفت مي‌كنند متمركز كند.


آخه شما نگاه کنید  آدمی که می گه مردم رو از شهرستان ها آوردند، عقل داره؟

اگه اینطوره پس مردم شهرستان هارو از کجا آوردند؟

أین العقل؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!

پشگویی امام رضا علیه السلام(مهم)




در کتاب شریف وسائل الشیعه حدیثی را شیخ حر عاملی از امام رضا علیه السلام نقل کرده.

شیخ حر عاملی که در قرن ۱۲ می زیسته ، این حدیث را از یکی از کتاب های شیخ صدوق نقل می کند.

شیخ صدوق خود در قرن۴ (در زمان غیبت صغرای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف)

می زیسته.

یعنی عمر این حدیث از زمانی که در کتاب شیخ صدوق نقل شده به ۱۱ قرن پیش بر می گردد.

این حدیث را لازم است برای آگاهی مردم ، بین آنها به هر طوری که می توانیم پخش کنیم.

منبع این حدیث هست: کتاب وسائل الشیعه ی شیخ حر عاملی ، ج۱۶ ، باب وجوب حب المؤمن وبغض الكافر وتحريم العكس ، صفحه ی ۱۷۹، حدیث شماره ی۲۱۲۸۹.

 وفي ( صفات الشيعة ) عن محمد بن موسى بن المتوكل ، ( عن محمد بن يحيى ، عن أحمد بن محمد ) (1) ، عن الحسن بن علي الخزاز قال : سمعت الرضا ( عليه السلام ) يقول :

در این جا پس از نقل سلسله ی سند، راوی می گوید، از حضرت رضا علیه السلام شنیدم که می گفت:(در اینجا راوی نگفته قال، بلکه گفته یقول، این می تواند به این معنا باشد که حضرت یک بار این را نگفتند بلکه در طول عمر خویش چند بار این را گفتند)

إن ممن ينتحل مودتنا أهل البيت من هو أشد فتنة على شيعتنا من الدجال

قطعا در بین کسانی که مودت و دوستی ما اهل بیت را انتخاب کردند، افرادی هستند که فتنه یشان بر شیعیان ما ، از فتنه ی دجال شدیدتر است.

توضیح: حضرت این جا خصوصیت این افراد را نام می برند و می گویند، این ها کسانی هستند که دوستی ما اهل بیت را اختیار کردند. برای همین نمی شود به اینها منافق گفت ، زیرا دوستان اهل بیت اند؛ شاید دلیلی که بتوان بر این جمله که فتنه ی اینها از فتنه ی دجال برای شیعیان شدید تر است آورد، این باشد که چون این ها دوستان اهل بیت اند، مردم راه را خوب نمی توانند تشخیص دهند(البته حضرت در ادامه روش تشخیص راه را می گویند)

فقلت : بماذا ؟ 

(راوی می گوید)گفتم: به چه؟

توضیح: احتمالا منظور راوی با توجه به ادامه ی حدیث این بوده که نشانه یشان چیست.

قال : بموالاة أعدائنا ، ومعاداة أوليائنا

(حضرت رضا علیه السلام)فرمودند:(نشانه اش)به دوستی با دشمنان ما ، و دشمنی با دوستان ما می باشد.

توضیح: این همان استدلال محکمی است که عمار یاسر نیز با همین روش روشنگری می کرد.

امام خمینی هم همین روش را به ما یاد دادند. یعنی گفتند وقتی دشمن ما را تأیید کرد ، به این معناست که ما مورد علاقه ی دشمنیم و کارمان اشکال دارد. بر عکس اگر دشمن از ما نفرت داشت، بدانید راهتان درست است.

امام خمینی

مقام معظم رهبری نیز در همین صحبت اخیرشان در۱۹دی به همین روش استدلال کردند. ایشان گفتند: آمریکا الان کجا ایستاده؟ انگلیس کجا ایستاده؟توده ای و سلطنت طلب و...کجا ایستادند؟

آیت الله خامنه ای

البته اخیرا دیده شده که شبهه می کنند که: خوب آمریکا هم همین حرف امام خمینی را می داند دیگر، برای همین پاتک می زند.

بله ممکنه دشمن چنین کاری بکنه. در این حالت تشیخیصش خیلی راحت است. شما استدلال من رو ببینید درسته یا نه. وزیر امور خارجه ی اسرائیل گفت: خدمتی که آقای احمدی نژاد به ما کرد هیچ کس دیگر نمی توانست چنین خدمتی را به ما بکند. حال می آییم این گفته را در کنار مسائل دیگر بررسی می کنیم. اگر واقعا آقای احمدی نژاد به آنها خدمت کرده، پس چرا وقتی در سازمان ملل صحبت می کند، همه ی مستکبرین عالم از جمله همین اسرائیل از پای صحبتش پا می شن و میرن؟ آیا واقعا این طور است ،حال آنکه احمدی نژاد با مطرح کردن۲سوال راجع به هولوکاست پدر آنها را در آورده؟ ببینید، بی بی سی فارسی که مال انگلیس است،دوست ما که نیست.انگلیس هم دلش برای ما نسوخته که بیاد و برای ما خبرگزاری راه بیندازه بلکه او به فکر منافع خودشه. شما بروید در فیلم هایشان ، که به صورت کلیپ در سایت گذاشتند نگاه کنید. ببینید آقای خاتمی را چقدر در فیلم هایش خوب و مورد علاقه و مطلوب جلوه می دهند، ولی احمدی نژاد را یک آدم بی سر و پای آشوب گر خلاصه بد. یکی از کارشناسانشان در قسمتی از فیلم می گوید: این آقای احمدی نژاد نه سران آمریکا برایش ارزش قائل اند نه فرانسه، نه اسرائیل،نه... .

بعد ماجرای ژنو را در فیلم نشان میدهد. خوب ببینید این دو حرف باهم جور در نمی آید. از طرفی می گویند که آقای احمدی نژاد خدمت بزرگی به ما کرده، و از طرفی هم می گویند، کشور های بزرگ جهان برای او ارزشی قائل نیستند!

از طرفی الان آمریکا و انگلیس و فرانسه و فمینیسمی و توده ای و سلطنت طلب و منافقین و افرادی که به کشور های بیگانه پناهنده شدند و...، همه از جنبش سبز حمایت می کنند، بعد یک مجله ی آمریکایی(الان متوسفانه اسمش یادم رفته، اگه کسی یادش هست برای من بنویسه) می نویسد، ظاهرا این طور که ما مطلع شدیم، به نظر می رسد، حمایت های علنی آمریکا از جنبش سبز، باعث تضعیف آنها می شود و بالاخره به ضرر آنهاست. ما به سیاست مداران می گوییم که به نحوی باید این حمایت را دیگر به صورت علنی مطرح نکنند، بلکه به طور غیر علنی حمایت کنند. 

الان اگر شما به سایت های طرفدار جنبش سبز مراجعه کنید،حدود ۹۰ درصدشان در موقع نظر گذاشتند، دقیقا مصداق همین جمله ی حضرت که فرمودند«ومعاداة أوليائنا» می باشند.

إنه إذا كان كذلك اختلط الحق بالباطل ، واشتبه الامر فلم يعرف مؤمن من منافق.

(حضرت در ادامه فرمودند) قطعا هنگامی که اینچنین شود(جمعی از دوستان ما با دشمنان ما دوستی و با دوستان ما دشمنی کنند)حق و باطل باهم در می آمیزند و مخلوط می شوند(به قول خودمون با هم قاطی می شن)و(در این حالت)امر مشتبه می شود ؛ پس مومن و منافق از هم معلوم نمی گردند.

توضیح:در روایات معمولا وقتی گفته می شود «أمر» منظور ولایت است. در اینجا درستر این بود که ترجمه می کردیم: امر ولایت مشتبه می شود(که ولایت با چه کسی است).

در ادامه که از حضرت می گویند مومن از منافق تشخیص داده نمی شود، می توان اینگونه توضیح داد که: چرا نمی توانیم به فرد بگوییم منافق؟ چون دوست اهل بیت است. چرا نمی توانیم به وی بگوییم مومن؟ چون با دشمنان اهل بیت دوستی می کند.(آقای خاتمی سال پیش در ترکیه با نخست وزیر سابق دانمارک که در پخش کاریکاتور رسول الله نقش مهمی داشت دست داد. و یکی از روزنامه ها آنرا با عنوان با ابو لهب دست ندهیم منتشر کرد. زیرا ابولهب نیز پیامبر را مسخره می کرد)

با ابولهب دست ندهیم - دست دادن آقای خاتمی با نخست وزیر سابق دانمارک

آقای موسوی هم که راهشان معلومه. ایشان در بیانیه ی خود گفتند ما به حمایت انگلیس و ... امید نداریم. یعنی ایشان نا امید اند از حمایت انگلیس و آمریکا و... از ایشان. چه طور؟ حال آنکه تمام برنامه های خود در ایران را سعی می کنند با استفاده از یک راه باز کنی به نام موسوی به ثمر برسانند.

البته من روایت ندیدم که آقای موسوی تا آخر در این راه می ماند، اما غیر از سران این جنبش، افرادش را نگاه کنید. آیا حد اکثر ۱۰ در صد افراد این جنبش، خدا جو و واقعا متعهد به ارزش های اسلام هستند؟

آیا بی بی سی فارسی نبود که راه پیمایی سخیف و زشت روز عاشورا را رهبری کرد؟

آیا انگلیس از این حرکات جنبش موسوی ، ناراحت می شود؟

آیا آمریکایی ها از این حرکات نارحت می شوند؟

آیا سلطنت طلب ها و منافقین و توده ای و ... از این حرکات ناراحت می شوند؟

آیا علما، مسجدی ها ، آدم های خوب ، آدم های دیندار ، از این کار ها خوشحال می شوند؟

هی چرا می خواهیم سر خودمان را گول بزنیم و بگیم نه اینها که اینکار های بد رو می کنند جزء جنبش سبز نیستند! این ها که می رن شلوغ می کنند و سطل آشغال آتیش می زنند و سنگ پرت می کنند و بسیجی ها که برای حفاظت از مردم جلوی اینها رو می گیرند رو برهنه می کنند، اینها جزء جنبش سبز نیستند!

پس ببخشید؛ اون جنبش سبز دلخواه مورد نظر که خدا جو باشند و دنبال خدا بگردند و به تمامی مبانی اسلام و عدالت و ... پایبند باشند، کجایند؟

اگه آمار این افراد(البته اگر زیاد نگفته باشم)بالای ۱۰ درصد بود!

بابا چرا این ها که در این جنبش اند مخصوصا سران آن مثل موسوی که ۸ سال نخست وزیر این مملکت بوده یا مثلا کروبی که یک روحانی است و ۸سال رئیس مجلس این مملکت بوده یا مثلا آقای خاتمی که اون هم ۸ سال رئیس جمهور ما بودند، چرا چشم هایشان را باز نمی کنند؟

چرا نمی بینند چه کسانی دورشان جمع شده اند؟ چرا ...؟ چرا...؟ چرا...؟

این حدیث امام رضا علیه السلام نشان می دهد که ظهور حضرت حجت خیلی خیلی نزدیکه، عزیزان بیایید خودمون رو اصلاح کنیم که مبادا روبروی حضرت بایستیم. علائم ظهور تمامش اتفاق افتاده ، به غیر از علائمی که دیگر متصل به ظهور اند، که البته آنها هم کم کم دارند اتفاق می افتند. مثلا اگر تمام نشانه های سید خراسانی را بررسی کنیم ، با آقای خامنه ای جوردر می آید ، اگر علائم سید یمانی را بررسی کنیم، با سید حسن نصر الله جور در می آید. اگر علائم سفیانی را بررسی کنیم، به اسرائیل می خورد. اگر منطقه ای که سفیانی و سید یمانی هستند یعنی همان شام را بررسی کنیم، می بینیم شام آن موقع ، فلسطین و سوریه و قسمتی از ترکیه را شامل می شده. تمامی علائم ظهور تقریبا معلوم شده. عزیزان سعی کنید خودتون رو اصلاح کنید و بسیار روشنگری بنمایید. زیرا خشکسالی سختی در پیش است(طبق روایات عصر ظهور) هر چه بیشتر روشنگری کنید و مردم بیشتر با تقوا باشند، آن خشکسالی و بقیه ی علائم که در روایات آمده، خفیف تر می شود. عزیزان علائم خشکسالی را چند سالی است که می بینیم. اگر روشنگری نکنید این خشکسالی خیلی بدتر می شود ها!

فإعتبروا یا اولی الالباب.........

 

میزان در هر کس حال فعلی او است.


امام خمینی رحمة الله علیه

امام خمینی رحمت الله علیه در وصیت نامه ی خویش ، در پایانش ، چند مورد رو هم در غالب نامه به آن اضافه کرده.

امام خمینی پس از نوشتن سه مورد، در مورد چهارم اینچنین می نویسد:

...

۴-  من در طول مدت نهضت و انقلاب به واسطه ی سالوسی و اسلام نمایی بعضی افراد ذکری از آنان کرده و تمجیدی نموده ام ، که بعد فهمیدم از دغلبازی آنان اغفال شده ام.آن تمجیدها در حالی بود که خود را به جمهوری اسلامی متعهد و وفادار می نمایاندند. و نباید از آن مسایل سوء استفاده شود. و میزان در هر کس حال فعلی او است.

این وصیت نامه ی امام خمینی را می توانید در وصیت نامه ی سیاسی الهی امام خمینی در صحیفه ی نور پیدا کنید.

«اللهم الجعل عواقب امورنا خیرا»

بررسی فیلم زیر کردن مردم توسط پلیس

حرمت‌شكني روز عاشوراي فتنه‌گران آن‌قدر سنگين بود و خروش حسيني تهران و ساير شهرستان‌هاي ايران عليه محاربان يزيدي آنچنان گسترده بود كه برنامه‌هاي از پيش طراحي شده توسط اين جريان از جمله پروژه كشته‌سازي و تهيه تصاوير جعلي از آن، اين‌بار مورد بي‌اعتنايي بيشتري از سوي افكار عمومي خشمگين از حرمت‌شكني‌ها قرار بگيرد.

به گزارش رجانيوز، ادعاي زير گرفتن يك نفر توسط ماشين پليس در ميدان ولي‌عصر(عج) بخشي از اين پروژه چند لايه بود. حیله فتنه‌گران در اين مسئله كه در اطلاعيه نيروي انتظامي هرگونه قتل در ميدان ولي‌عصر(عج) تكذيب شده بود، از دو بخش اصلي تشكيل مي‌شد.

ماجرا، انتشار فیلمی در یوتیوب و منابع ضد انقلاب است که طی آن ادعای زیر گرفته شدن "یک نفر" از اغتشاشگران توسط خودروی پلیس مطرح شده است.

دو قطعه فیلمی که از اين ماجرا در اينترنت يافت مي‌شود، هر دو متعلق به رسانه‌هاي ضد انقلاب است اما دو فیلم با هم تفاوت‌هایی در تدوین دارند که به کشف ذات ماجرا کمک زیادی مي‌كند.

فیلم اول، در ابعاد کوچک‌تر، از صحنه ورود 2 خودرو، تا لحظه خروج یکی از آن‌ها از ضلع شمالی میدان ولی‌عصر(عج) ادامه دارد. فیلم دوم، در ابعاد بزرگ‌تر، با سخنان سردار رادان آغاز و از صحنه دنده عقب گرفتن یکی از 2 خودرو شروع می شود و با پرشی محسوس، به روی فردی که فیلم وی را مجروح این ماجرا نشان مي‌دهد، می رود و به پایان می رسد...

وضعیت کلی:

در این پکیج رسانه ای و عملیات روانی، نکات متعدد و مهمی وجود دارد:

1- تصویربرداری با دوربین‌های با کیفیت بالا ماجرای ندا آقاسلطان را افشا كرد. تصویر برداری از چند زاویه، تصویربرداری یکی دو ثانیه قبل از شروع به‌اصطلاح صحنه مضروب شدن و... اینها نکاتی است که جريان فتنه سعی كرده در موارد بعدي تكرار نكند.

2- رعایت برخی از این نکات، دست اپوزیسیون را در اجرای نکاتی دیگر و رعایت برخی مسائل باز می گذارد. از روی شماره پلاک خودرویی که در فیلم ندا آقاسلطان وجود داشت، پلیس به سرعت راننده را پیدا و از وی تحقیق كرد. پایین آوردن کیفیت تصویر، می تواند به جلوگیری از بروز جزيیات دردسرساز کمک کند.

بر اساس این فیلم و ادعا، اپوزیسیون دو شاخه کلی عملیات رسانه ای و تبلیغی سیاه را آغاز کرد:

الف- ادعا کرد پلیس با خودروی خود اغتشاشگران را زیر گرفته است.

ب- ادعا کرد پلیس دست به توجیه زده و مي‌گويد اولا خودرو سرقتی بوده و ثانیا یک تصادف رانندگی بوده است!

بخش اول نتیجه گیری:

افشای عدم وجود رابطه بین خودروی مورد اشاره پلیس و خودروهای این فیلم:

1- پلیس، اصولاً در حال توضیح دادن حادثه رخ داده در خیابان "خوش" و "انقلاب" است. در حالی که با مشاهده فیلم "محرز" است موضوع مورد اشاره ضد انقلاب مربوط به خود میدان ولی‌عصر(عج) است. به همین دليل، طراحان اين سناريو، چند اقدام در فیلم بزرگ‌تر و تدوین شده، انجام دادند:

اولین اقدام، آغاز کردن فیلم از صحنه ای است که در آن، آتش زده شدن کانکس پلیس در میدان ولی‌عصر(عج) مشخص نباشد و سینما قدس واقع در ضلع جنوبی میدان دیده نشود. در حالی که هر دوی این موارد در فیلم اول موجود است. بنابراین، توضیحاتی که در فیلم بزرگ‌تر از زبان سردار رادان به این فیلم توسط ضد انقلاب چسبانده شده، اصولا مرتبط با این ماجرا نیست. ضد انقلاب اقدام دیگری هم انجام می دهد و آن، سانسور اظهارات رادان است. زیرا وي به‌صراحت جزييات را توضيح داد.

2- در توضیحات رادان که به انگلیسی هم زیرنویس شده، مشخص است که از کشته شدن "دو نفر" (که جنازه هر دو در دسترس پلیس است) سخن گفته می شود. اما در فیلم، صحنه ای که بیانگر زیر گرفته شدن یک نفر است، نشان داده مي‌شود كه این روشن می کند هیچ ارتباطی بین این دو موضوع نیست.

3- خودروی مورد اشاره جانشین فرمانده پلیس، یک دستگاه خودروي پلاک و طرح شخصی است اما آنچه که در این فیلم نشان داده مي‌شود، خودروهایی با ظاهر خودروي پلیس است. پس، اتصال اظهارات جانشین فرماندهی ناجا به این فیلم، فریب و دروغ‌پردازی روشنی است که کاملا مشخص و قطعی است و هیچ خدشه ای به آن وارد نیست.

وضعیت جزيی:

1- 2 دستگاه خودرو در این فیلم مشاهده می شوند که این خودروها ویژگی‌های زیر را دارند:

* هر دو خودرو متعلق به کارخانه تویوتا هستند که محصولات آن‌ها در کشور ما فراوان است و در نیروهای مسلح (ارتش، سپاه، بسیج و ناجا) تعداد زيادي از اين خودروها وجود دارد. اين نوع خودرو از زمان دفاع مقدس به‌شدت در ایران مورد مصرف بوده و تعداد زیادی از این خودروها نیز به اشخاص حقیقی و یا حقوقی غیرنظامی، به فروش رسیده است. هرچند خودروی مدل پایین‌تر، از نوعی است که احتمال حضور آن در سازمان خودرویی فعلی پلیس بسیار کم است.

* هر دو خودرو، رنگ آمیزی و طراحی بدنه و وضعیت ظاهری مشابه دارند از جمله آنکه طراحی رنگی هر دوی آنها متعلق به پلیس عادی (پلیس پیشگیری یعنی کلانتری‌ها و...) است.

* هر دو خودرو، شیشه های طرفینی تیره دارند و گاردهایی روی شیشه جلو و مقابل و طرفین و جلوی خودرو نصب شده که کاملاً مشابه است.

* نشانه هایی از اسپرت شدن در این خودروها مشاهده می شود: 1- خودروی مدل پایین اولی که عامل به‌اصطلاح تصادف به‌نظر می رسد، دارای لاستیک پهن اسپرت است و قاب پنجره های جلویی آن، اسپرت شده است. 2- قاب گلگیر خودروی مدل بالاتر که با دنده عقب، به ضلع جنوبی میدان حرکت می کند، اسپرت شده است. قاب پنجره های جانبی نیز به همین‌گونه است.

* آرم نیروی انتظامی روی بدنه هیچ یک از این دو خودرو در هیچ یک از طرفین آن وجود ندارد و تنها رنگ سبز و مارک تویوتای آن و شکل کلی آن، عامل شباهت یافتن آن به خودروی پلیس است. البته احتمالا پلاک شبیه پلاک پلیس هم روی آنها نصب شده، هرچند کیفیت پایین فیلم ها اجازه دقت روی این پلاک‌ها را فراهم نمی کند.

* شکل گارد منصوب روی جلوی این خودروها بسیار جالب توجه و بدیع است.

بررسی رفتار عناصر عامل نیز بسیار حائز اهمیت است:

1- راننده های این دو خودرو:

* در حالیکه میدان کاملا در اشغال حدود 200 نفر اغتشاشگر است، چرا دو خودروی پلیس باید به این میدان وارد شوند؟ چه توجیهی در این زمینه وجود دارد؟

* چرا این دو خودرو از یکدیگر جدا شده، هر یک مسیری کاملا متضاد با يكديگر را ادامه می دهد؟ البته در ادامه به‌نظر می رسد هر دو نهایتا از ضلع شرقی میدان ولی‌عصر(عج) خارج می شوند. یعنی: 1- خودروی مدل پایین ابتدا از ضلع جنوبی به ضلع غربی رفته، پس از به‌اصطلاح زیر کردن، به ضلع شمالی رفته، از آنجا به ضلع شرقی گردش می کند. 2- خودروی مدل بالا، از ضلع جنوبی به‌دنبال خودروی مدل پایین وارد، به دنبال وی به ضلع غربی رفته، سپس دنده عقب گرفته به ضلع جنوبی برگشته و از آنجا به ضلع شرقی گردش می کند. مسیر هماهنگ، در این محیط ناهماهنگ بدون اینکه دو خودرو همدیگر را ببینند، چگونه انتخاب و اجرا شده است؟

* شکل رخداد تصادف اصلاً قابل درک نیست. اینکه فرد مذکور اصولاً چگونه سر از زیر این خودرو در می آورد؟ اگر فرد جلوی خودرو قرار داشته، با تصادف، باید به جلو پرت می شد و خودرو، در صورت حرکت به جلو، باید روی آن می رفت. اگر فرد، عقب خودرو بود، باید خودرو با دنده عقب رفتن، روی وی قرار می گرفت. اما بررسی این فیلم، مشخص نمی کند این فرد کجا بود که زیر خودرو رفت؟ تنها احتمال این است که وی، هنگامی که خودرو متوقف شده بود، از وسط به زیر آن رفته است. آیا این احتمال، در شرایطی که اپوزیسیون مدعی آن است، ممکن است؟

2- فیلم‌بردار:

* وی از لحظه ورود خودروی اول تا لحظه آخر، بر خلاف تمامی افراد، هیچ تنشی در عملکرد خود ندارد و از لحظه اول تا لحظه آخر در صحن حضور دارد و اصلاً فرار نمی کند. حتی زمانی که خودرو به سمت وی (عقب) حرکت می کند.

* هنگامی که خودروی اول به میدان وارد می شود، وی بدون آنکه مسیر وی را تعقیب کند، منتظر ورود خودروی دوم می شود و با تعقیب خودروی دومی، ماجرا را ادامه می دهد.

* فیلم‌بردار فاصله خود با خودروها را تغییر نمی دهد. یعنی از حدی مشخص، اصلاً به خودروها نزدیک تر نمی شود و تقریبا می توان گفت در جای خود ثابت می ماند.

بخش دوم نتیجه گیری:

1- چرا کسی هویت فرد زیرگرفته شده را نمی داند؟ چرا از وی هیچ سابقه ای در هیچ بیمارستانی نیست؟ چرا فتنه‌گراني که "جنازه" را پس از عبور این دو خودرو در اختیار دارند، آدرس، هویت وی و سنگ قبر و مجلس ختم‌اش را اعلام نمی کنند؟

2- یکی از دو خودرو، تویوتای مدل پایینی است که به‌نظر نمی رسد اصولاً در سازمان پلیس یا هیچ یک از نیروهای مسلح ايران حضور داشته باشد. این مدل از تویوتا مربوط به سال‌های پایانی دفاع مقدس بوده و بیشتر آن‌ها به بخش خصوصی واگذار شده است. هرچند مدتی بعد در سال‌های پایانی دهه 70، تعدادی تویوتای "شبیه" به همین مدل به سازمان رزم بسیج، ارتش، سپاه و ناجا وارد شد که به مدل 16 VALVE مشهور است که خودرویی بسیار مناسب و مدل بالا بوده و تفاوت بین این دو خودرو با وجود شباهت کلی، در بدنه، جلوپنجره و عقب آن کاملا مشهود است. اما خودروی حاضر در این فیلم، اگر در ناجا در حال حاضر حضور داشته باشد، باید در آشپزخانه خدمت کند!

3- خودروی دوم نیز در کشور فراوان است و می توان حتی با سرقت، یکی از آنها را تهیه کرد. از هر رده ای و هر جایی. حتی می تواند سرقتی هم نباشد. رنگ آمیزی هم که کار ساده ای است.

4- طراحی رنگ دو خودرو متعلق به پلیس عادی انتظامی یعنی پلیس پیشگیری است. بر این اساس، نصب گاردهای اینگونه روی این خودروها فاقد منطق انتظامی است. برای توجه می توان به تصویر یک دستگاه تویوتای آتش گرفته پلیس در این اغتشاشات توجه کرد که هم مدل و هم طرح رنگی خودروی تویوتای مدل بالاتر است و هیچ کدام از خاصه های ظاهری این دو خودرو (اسپرت شدن، گارد داشتن، دودی شدن شیشه و...) را ندارد. هر دو خودرو، دارای بخش‌های اسپرت شده هستند که فاقد منطق انتظامی است. شیشه هر دو خودرو دودی است که اصولا با فرم طرح خودروی پلیس پیشگیری متناسب نیست. به‌نظر می رسد خودروی مدل پایین، لاستیک اسپرت نیز دارد.

5- گاردهای عقب (بار) خودروی مدل پایین، اصولا غیر نظامی است و برای حمل بار و اثاثیه مناسب تر به‌نظر می رسد تا استفاده در یک یگان نظامی!

6- رفتار رانندگان این خودروها با منطق مورد ادعای فتنه‌گران منطبق نیست. یعنی پلیس به ضد انقلاب با خودرو حمله نمی کند تا آنها را بکشد. نهایتا در این فیلم، باز با صحنه ی تصادفی مواجه هستیم که البته خود نیز منطق ندارد.

7- رفتار فیلم‌بردار، از رفتار دو راننده، جالب تر است. وی از ورود دو خودرو با خبر به‌نظر می رسد. وی فاصله خود با ماشین ها را تغییر نمی دهد. جالب اینجاست که در این تصاویر همه در حال فرار اند اما راننده سر جاش ایستاده! فقط بعضی وقتها مثل اینکه نمی دونم می پره ، چی کار می کنه.  










برگرفته از رجانیوز

سخنرانی فوق العاده کوبنده ی حجت الاسلام و المسلمین علیرضا پناهیان

فوری..............................................................فوری

حجت الاسلام و المسلمین علیرضا پناهیان

این سخنرانی فوق العاده کوبنده ی حجت الاسلام و المسلمین پناهیان را به همگی توصیه می کنم که گوش کنند.

چون هم خیلی کوبنده هست و هم برای شیعیان لازم است که این را گوش کنند.

از من به شما نصیحت:این رو حتما گوش کنید.

من که تا به حال چنین سخنرانی کوبنده و واضح و صریحی از ایشان نشنیده بودم.

حتما حتما حتما گوش کنید.

برای دانلود اینجا را کلیک کنید

آقای صانعی از کجا ، تا کجا!

حمایت آیت الله صانعی از آیت الله خامنه ایحمایت آیت الله صانعی از ولی امر

آقای صانعی از کجا تا کجا؟

 

آقای صانعی از کجا تا کجا؟

شباهت گفتار مقام معظم رهبری و امام خمینی(ره)

امام‌خميني: فرزندان انقلابي‌ام؛ بغض‌اتان را در سينه‌ها نگهداريد/ رهبر انقلاب: فرزندان انقلابي‌ام؛ سينه‌ها پر مي‌شود از خشم اما تدبير كنيد

امام خمینی (ره)

انذار روح‌اللهي رهبر انقلاب اسلامي به جوانان انقلابي و مؤمن در خصوص برخي برخوردهاي اخير يادآور ادبيات امام راحل در فرازهاي پاياني پذيرش قطعنامه بود كه ايشان، خطاب به فرزندان انقلابي خود كرده و

 

آنان را به صبر توصيه كردند. خواستگاه این صبر و آن صبر البته کمی متفاوت است؛ اما یک جنس گویش بر هر دو حکمفرماست.

به گزارش رجانيوز، امام خميني در اين بخش از آن پيام تاريخي خطاب به فرزندان انقلابي خود فرمودند:

«فرزندان انقلابی ام، ای كسانی كه لحظه ای حاضر نیستید كه از غرور مقدستان دست بردارید، شما بدانید كه لحظه لحظه عمر من در راه عشق مقدس خدمت به شما می گذرد. می دانم كه به شما سخت می گذرد، ولی مگر به پدر پیر شما سخت نمی گذرد؟ می دانم كه شهادت شیرینتر از عسل در پیش شماست، مگر برای این خادمتان اینگونه نیست؟ ولی تحمل كنید كه خدا با صابران است.

بغض و كینه انقلابی تان را در سینه ها نگه دارید، با غضب و خشم بر دشمنانتان بنگرید و بدانید كه پیروزی از آن شماست و تاكید می كنم كه گمان نكنید كه من در جریان كار جنگ و مسئولان آن نیستم. مسئولین مورد اعتماد من می باشند.

آنها را از این تصمیمی كه گرفته اند شماتت نكنید، كه برای آنان نیز چنین پیشنهادی سخت و ناگوار بوده است.»

اما اين انذار روح‌اللهي با ادبياتي مشابه روز گذشته نيز از سوي رهبر انقلاب اسلامي تكرار شد و ايشان ضمن محق دانستن جوانان مؤمن و انقلابي از خشمگين شدن در قبال هتك مقدسات، آنان را به احتياط، تدبير و قاطعيت توصيه كردند و هرگونه برخورد را در حوزه وظيفه مقام‌هاي مسئول دانستند.

اين بخش مهم از بيانات رهبر انقلاب نيز مشابه پيام امام راحل با ادبيات پدرانه "فرزندان انقلابي من" آغاز مي‌شود:

آیت الله خامنه ای

«يك نكته را هم به جوانان عزيز انقلابى، به فرزندان عزيز انقلابى خودم، به فرزندان بسيجى -از زن و مرد-

 

عرض بكنم: جوانان از اطراف و اكناف كشور، از آنچه كه تهتّك بيگانگان از ايمان دينى به گوش‌شان مي‌خورد يا با چشم‌شان مى بينند، عصبانى هستند؛ وقتى مى بينند روز عاشورا چگونه يك عده اى حرمت عاشورا را هتك مي‌كنند، حرمت امام حسين را هتك مي‌كنند، حرمت عزاداران حسينى را هتك ميكنند، دلهاشان به درد مى آيد، سينه هاشان پر ميشود از خشم؛ البته خوب، طبيعى هم هست، حق هم دارند؛ ولى مي‌خواهم عرض بكنم جوانهاى عزيز مراقب باشند، مواظب باشند كه هرگونه كار بى رويه اى، كمك به دشمن است. اينجا جوانها تلفن مي‌كنند -ميفهمم من، ميخوانم، غالباً تلفنها و نامه ها را خلاصه ميكنند، هر روز مى آورند، من نگاه ميكنم- مى بينم همين طور جوانها گله مند، ناراحت و عصبانى؛ گاهى هم از بنده گله ميكنند كه چرا فلانى صبر ميكند؟ چرا فلانى ملاحظه ميكند؟ من عرض ميكنم؛ در شرايطى كه دشمن با همه‌ى وجود، با همه ى امكاناتِ خود درصدد طراحى يك فتنه است و ميخواهد يك بازى خطرناكى را شروع كند، بايد مراقبت كرد او را در آن بازى كمك نكرد. خيلى بايد با احتياط و تدبير و در وقت خودش با قاطعيت وارد شد.

دستگاه هاى مسئولى وجود دارند، قانون وجود دارد؛ بر طبق قانون، بدون هيچگونه تخطى از قانون، بايستى مُرّ قانون به صورت قاطع انجام بگيرد؛ اما ورود افرادى كه شأن قانونى و سمت قانونى و وظيفه ى قانونى و مسئوليت قانونى ندارند، قضايا را خراب ميكند. خداى متعال به ما دستور داده است: «و لايجرمنّكم شنئان قوم على ان لاتعدلوا اعدلوا هو اقرب للتّقوى».(1) بله، يك عده اى دشمنى ميكنند، يك عده اى خباثت به خرج ميدهند، يك عده اى از خباثت كنندگان پشتيبانى ميكنند - اينها هست - اما بايد مراقب بود. اگر بدون دقت، بدون هضم، انسان وارد برخى از قضايا بشود، بى گناهانى كه از آنها بيزار هم هستند، لگدمال ميشوند؛ اين نبايد اتفاق بيفتد. من برحذر ميدارم جوانهاى عزيز را، فرزندان عزيز انقلابىِ خودم را از اينكه يك حركتى را خودسرانه انجام بدهند؛ نه، همه چيز بر روال قانون.

مسئولين كشور بحمداللَّه چشمشان هم باز است، مى بينند؛ مى بينند مردم در چه جهتى دارند حركت ميكنند. حجت بر همه تمام شده است. حركت عظيم روز چهارشنبه ى نهم دى ماه حجت را بر همه تمام كرد. مسئولين قوه‌ى مجريه، مسئولين قوه‌ى مقننه، مسئولين قوه‌ى قضائيه، دستگاه هاى گوناگون، همه ميدانند كه مردم در صحنه اند و چه ميخواهند. دستگاه ها بايد وظائفشان را انجام بدهند؛ هم وظائفشان در مقابل آدم مفسد و اغتشاشگر و ضدانقلاب و ضدامنيت و اينها، هم وظائفشان در زمينه ى اداره ى كشور. مسائل كشور كه فقط مسائل مربوط به اغتشاشگران نيست؛ كشور مسائل اقتصادى دارد، مسائل علمى دارد، مسائل سياسى دارد، مسائل بين المللى دارد، مسائل امنيتى دارد؛ صدها مسئله‌ى مهم پيش روى مسئولان كشور هست؛ بايد اينها را انجام بدهند؛ بايد كشور را مديريت كنند؛ بايد كشور را جلو ببرند. دشمن ميخواهد با اين حوادث، چرخهاى كشور از كار بيفتد؛ نبايد به دشمن كمك كرد. دشمن ميخواهد با اينگونه حوادث، چرخ پيشرفت اقتصادى متوقف بشود؛ دشمن ميخواهد چرخ پيشرفت علمى كه بحمداللَّه دور برداشته است و حركت علمى خوبى آغاز شده و رو به رشد هم هست، متوقف بشود؛ دشمن ميخواهد حضور سياسى قدرتمندانه‌ى جمهورى اسلامى در عرصه هاى بين المللى را كه امروز از گذشته بسيار بارزتر و پرجلوه تر است، مخدوش كند، خراب كند با اين مسائل اينجورى؛ نبايد به دشمن كمك كرد. بنابراين مسئولان بايد كارهاى خود را در زمينه هاى اقتصادى، در زمينه هاى علمى، در زمينه هاى سياسى، در زمينه هاى اجتماعى، در همه ى زمينه هايى كه مسئوليتى دارند، وظيفه اى دارند، با قدرت، با قوّت و با دقت انجام بدهند. همكارى هاى با دولت و مسئولين كشور هم بايد ادامه پيدا كند. مردم هم كه حضور خودشان را در صحنه نشان داده اند.»

شرایط آن روز البته با امروز کمی متفاوت است. اگر آن روز امام ناگذیر قطعنامه را پذیرفت و انقلابیون را به صبر دعوت کرد؛ امروز اما رهبر انقلاب از صبری سخن می گوید که در چند قدمی مواجهه با سران فتنه تعریف می شود. آن صبر، صبری از جنس صبر مالک در صفین بود و این صبر از جنس صبر عاشورایی است. مالک باید برمی گشت و برگشت و با آنکه از درون می سوخت، صبر کرد. اما تاسوعا به عاشورا کشید نه برای اینکه مالک برگردد و دستانش در جنگ بسته باشد؛ بلکه برای اینکه حجت بر همه تمام شود و بهانه ای در میان نماند. برای آنکه فرصت بازگشت به همه داده شده باشد.

رجا نیوز

حماقت در جعل سند!

تحلیلی از بیانیه ی شماره ی 17 میر حسین موسوی

«همواره به اینجانب و دوستان گفته می‌شد که اگر شما اطلاعیه ندهید مردم به خیابانها نخواهند آمد و آنان از اعتراضات و مطالبات خود دست برخواهند داشت وآرامش به کشور برخواهد گشت. بنده به عنوان یک همراه جنبش عظیم سبز مردمی با این نظر موافق نبودم و می‌اندیشیدم که تا اصلاحات لازم با تکیه براصول روشن که می توان آنها را از قانون اساسی استخراج کرد، صورت نگیرد‌، آب رفته به جوی باز نخواهد گشت.»

تحلیل:ای جرس(جنبش سبز) حواستان باشد ، از این به بعد جنبش سبز دلخواه، جنبشی است که بدون بیانیه ی من و اشخاص بزرگ این جنبش به خیابان ها بیایند و اعتراض کنند.

«برای مراسم عاشورای حسینی علیرغم درخواستهای فراوان، نه جناب حجت الاسلام و المسلمین کروبی اطلاعیه دادند و نه حجت الاسلام و المسلمین خاتمی اطلاعیه صادر کردند و نه بنده و دوستانم.»

تحلیل:‌جنبش سبز دلخواه اینگونه است.

«با این وصف یک بار دیگر مردمی خداجوی به صحنه آمدند و نشان دادند که شبکه های وسیع اجتماعی و مدنی که در طول انتخابات و بعد از آن به صورت خود جوش شکل گرفته است، منتظر اطلاعیه و بیانیه نمی مانند. در حالی که مردم نه روزنامه همراه و مشوقی در کنار خود داشتند و نه از صدا و سیما، به عنوان رسانه ای ملی و بی طرف و منصف و عاقل بهره می بردند. باز همه ملت ها و جهانیان شاهد بودند که در میان طوفانی از تهدیدها و تبلیغات و تکفیرها و اهانتها، عزاداران حسینی در این روز مقدس حسین حسین گویان به صورت مسالمت آمیز و بدون شعارهای تند روانه میدانها و مسیرهایی شدند که خود انتخاب کرده بودند»

تحلیل:اولا اینکه معلوم نیست این آدم های خدا جو! کجا بودند. غیر از این، در این قسمت از بیانیه باز هم تأکید می کند که نباید منتظر پیام های من و امثال من برای تظاهرات باشید. باید در هر شرایطی ، حتی اگر شما را تحدید هم کردند، تظاهرات کنید.

« این بار نیز چون دفعات گذشته با اعمال تحریک آمیز مواجه شدند، خشونت های غیرقابل باور چون زیر کردن راهپیمايان، تیراندازی نیروهای لباس شخصی که امروز هویت آنها بر کسی پوشیده نیست و روز بروز پرده از چهره آنان و سرانشان کنار زده می شود، فاجعه ای را آفرید که اثرات آن به این زودی از صحنه سیاسی کشورمان رخت برنخواهد بست.»

تحلیل: معلوم نیست که این امت خدا جو که دنبال خدا بودند، کجا حضور داشتند که با اعمال تحریک آمیز و خشونت های غیر قابل باور مواجه شدند. آیا شما این گروهی که دنبال خدا می گشتند و با خشونت با آنها رفتار شده، و آنها هیچ کار غیر اخلاقی و دینی نکردند و فقط خداجو بودند ، سراغ دارید در کجا حضور به هم رسانیده بودند؟؟؟؟ غیر از این در این قسمت می افزاید که اتفاق هایی که در روز عاشورا افتاد را باید تا مدت ها تو بوغ کرد و به این زودی نباید از این دست برداشت.

«مشاهده فیلم‌های تکان دهنده عاشورا نشان می‌دهد که اگر شعارها و حرکات جاهایی به سمت افراط غیر قابل قبول کشانده می‌شود، ناشی از به زیر انداختن افراد بی‌گناه از روی پل‌ها و بلندی‌ها، تیراندازی ها و آدم زیر کردن ها و ترورهاست‌.»

تحلیل: چه کسی چنین برداشتی می کند؟ این قسمت بیانیه نشان می دهد که عجب! گروهی خداجو بوده اند که داشتند عزاداری می کردند و سرشان در لاک خودشان بوده است ولی مشتی مردم بی عقل و خرد به آنها بدون هیچ دلیلی و فقط از روی حماقت و شقاوت حمله  کردند و آنها هم از این واقعه شکّه شده ، و دست به شعار های تند زدند. من که هنوز امت خداجویی با این صفات را نیافته ام، اگر شما یافته اید به من هم بگویید دقیقا در کجا حضور داشتند. این در حالی است که مردم در حالی به خیابان ها آمدند که آنها در حال خراب کاری بودند. در آن موقع افرادی بچه به دست و زنان و فرزندانی حضور داشتند که امیدشان به نیروهای امنیت بود. زیرا این امت خداجو ظاهرا قاطی کرده و سنگ پرت می کرند. ولی واقعا نیروی امنیتی جانشان را در کف دستشان گرفته و بدون ترس باهم به طرف آنها می دویدند تا بتوانند آنها را عقب برانند.

«جالب آنکه در بعضی از این فیلم ها دیده شده است که مردم در پشت چهره نیروهای انتظامی و بسیجی مهاجم برادران خود را می‌بینند و در شرایط بحرانی و پر از خشم و هیاهوی آنروز سعی می‌کنند بدانها آسیبی نرسد.»

تحلیل:من که متوجه منظور این قسمت نشدم  ، اگر کسی شده بنویسه.

«اگر صدا و سیما یک جو انصاف و عقل داشت می توانست برای تلطیف فضا و نزدیک کردن مردم به همدیگر گوشه ای از این صحنه ها را نشان دهد.ولی هیهات! جریان روزهای بعد از عاشورا و گسترش دستگیری‌ها و دیگر تمهیدات دولتی نشان می دهد که مسئولان اشتباهات گذشته را این بار در وسعت بیشتر تکرار می‌کنند و آنها می‌اندیشند سیاست ارعاب تنها راه حل است.»

تحلیل: اول اینکه اینها که روز عاشورا آمده بودند و نیرو های بسیجی و امنیتی با آنها برخورد کرده بودند ، مشتی آدم از خدا بی خبر بودند که حرمت ابا عبد الله را نگه نداشتند و بی حرمتی را به غایتش رساندند. در این جا یک تضاد اتفاق می افتد. موسوی می گوید امتی خدا جوی به خیابان آمده بودند. سپس می افزاید که نیروهای امنیت و بسیجی ها با این امت خداجوی درگیر شدند. در حالی که بسیجی ها و نیرو های امنیت با گروهی درگیر شدند که حرمت امام حسین را زیر پای گذاشتند و حتی به تکیه ها و نذری مردم و لوازم و وسایل عمومی شهر هم رحم نکردند. اینجا سوال پیش می آید که آیا موسوی این افراد از خدا بی خبر را خداجوی می نامد یا اینکه نه، گروهی خداجوی در جای دیگری غیر از اینها که ما سراغ داریم بونده اند و بعد بسیج و نیروهای امنیت با آنها درگیر شده اند؟؟؟؟؟؟؟   ثانیا وقتی یک دزد به خانه ی شما حمله می کند و قصد نابودی قسمتی از خانه را داردو بعد برادرتان با او درگیر می شود، شما نمی آیید به برادرتان بگویید تو غلط کردی که این آدم ظالم دزد را زدی. بلکه شما فقط آن دزد را محکوم می نمایید که می خواسته به خانه ی شما آسیب بزند. ما هم در تصاویر مشاهده می کنیم که آن افراد به اصطلاح موسوی خداجو داشتند به لوازم و وسایل عمومی مردم در شهر آسیب می رساندند. حالا منصفانه قضاوت کنید، آیا این حرف موسوی عقلانی هست یا نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟ آیا مسئولین اشتباه کردند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

«گیرم که چند روز با دستگیری‌ها‌، خشونت‌ها، تهدیدها و بستن دهان روزنامه‌ها و رسانه‌ها سکوت برقرار گردید، تغییر قضاوت مردم را نسبت به نظام چگونه حل می‌کنید؟ تخریب مشروعیت را چگونه جبران می‌نمائید؟ نگاه ملامت آمیز و متعجب همه جهانیان از این همه خشونت یک دولت به ملت خود را چگونه تغییر می‌دهید؟ با مشکلات بر زمین مانده اقتصادی و معیشتی کشور که به دلیل ضعف مفرط دولت روزبروز وخیم‌تر می شود چه می‌کنید؟ با چه پشتوانه‌ای از کارآمدی و انسجام ملی و سیاست خارجی موثر، سایه قطعنامه‌ها و امتیازخواهی‌های بیشتر را در سطح بین الملل از سر کشور و ملتمان دور می کنید؟»

تحلیل: آیا آن گروه مردم بودند یا امتی خدا نشناس که حرمت عزا در روز عاشورا را نگه نداشتند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ این گروه همیشه باید دهنشان بسته باشد و نارضایتی این قوم به نفع ماست و اگر کار به جایی برسد که این ها از ما راضی و خشنود باشند، آنوقت بدا به حالمان.(موسوی هی داره اشتباه پشت اشتباه می کنه!!!)

«اینان می اندیشند با عقب راندن نخبگان و روشنفکران و دانشگاهیان و فعالان از صحنه سیاسی خواهند توانست بدون پرداختن ریشه ای به مسائل امروز کشور به دیروز قبل از انتخابات برگردند؟»

تحلیل: اگر این روشنفکران و نخبگان و دانشگاهیان و فعالان همان انسان های از خدا بی خبر حرمت شکن باشند ، اتفاقا خیلی بهتر است که به عقب رانده شوند و اگر جلو بیایند ، آن وقت دین باید عقب برود.

«اما کسانی که تاریخ را خوانده اند و کمی با ماهیت پیچیده جوامع آشنایی دارند می دانند که این تفکر ناشی از یک توهم واقع گریز و پناه بردن به رویکردهای کم عمق و گول زننده است.»

تحلیل: این حرف زمانی صحت دارد که آن انسان های روشنفکر و نخبه ، دیندار و خداشناس باشند، نه انسان های بی دین و خدانشناس که حرمت امام حسین را می شکنند.(اشتباه پشت اشتباه...)

بقیش هم دیگه از چرت و پرت های این مرد خسته شدم و دیگه حال نوشتنشو ندارم...

 

عکس/ پشیمانی از رای به موسوی

گزارشي از پروژه‌ "كشته‌سازي " جديد

به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، در حالي كه فتنه‌انگيزان از ابتداي آغاز اغتشاشات پس از انتخابات همواره به دنبال پروژه‌ كشته‌سازي و سوءاستفاده از احساسات افكار عمومي براي دستيابي به مقاصد سياسي خود بودند، امروز نيز در جريان اغتشاش‌آفريني در روز عاشوراي حسيني و حمله به عزاداران سيد‌الشهدا(ع) مجدداً به دنبال عملي كردن اين پروژه خود هستند.
گزارش‌‌هاي امروز از كشته شدن 4 نفر، از جمله شخصي به نام سيد علي موسوي كه خواهرزاده موسوي اعلام شده به دست نيروي انتظامي! خبر دادند. اين در حالي است كه طبق اعلام سردار رادان جانشين فرمانده نيروي انتظامي حتي يك تير امروز از سوي مأموران انتظامي حاضر در خيابان‌ها شليك نشده است و گزارش‌هاي دريافتي حاكي از قتل مشكوك وي دارد.
يك منبع آگاه در وزارت اطلاعات اعلام كرد كه در جريان اغتشاشات امروز در مركز تهران كه طي آن فتنه‌گران به دسته‌هاي عزاداري سوگواران سيدالشهدا(ع) حمله كرده و همچنين تعدادي از خودروهاي عمومي و شخصي و برخي اماكن عمومي را به آتش كشيدند، تعدادي از عناصر گروهك تروريستي منافقين دستگير شدند.
در اين راستا يكي از سايت‌هاي خبري نوشت؛ تيم‌هاي ترور ضدانقلاب در اقدامي مشكوك يكي از نزديكان ميرحسين موسوي را به قتل رساندند. اين اقدام مشكوك در حالي صورت گرفته است كه گزارش ها حاكي از استفاده از اسلحه مخصوص تيم هاي ترور در اين اقدام مشكوك دارد، چنانكه نوع سلاح و گلوله استفاده شده در اين حادثه، نوعي خاص و كمياب از گلوله و سلاح مخصوص تيم هاي ترور است.
همچنين گفته مي‌‌شود بيش از ده نفر از اعضاي كددار سازمان منافقين در اغتشاشات امروز بازداشت شده اند.
اما در اين حادثه مشكوك آنچه بيش از همه قابل توجه بوده است، انتخاب خواهرزاده موسوي در ميان جمعيت امروز حاضر در خيابان انقلاب است، انتخابي كه اتفاقي به نظر نمي رسد. خواهرزاده ميرحسين موسوي در اغلب تجمعات پس از انتخابات حاضر بوده و از اين رو هدفي نشاندار براي تيم هاي ترور بوده است.
پيش از اين نيز مسئولين امنيتي كشور در جريان روزهاي منتهي به 16 آذر از دستگيري برخي تيم‌هاي ترور كه با هدف قتل و ايجاد درگيري سياسي سازماندهي شده بودند خبر دادند.
همچنين يكي از اين كشته‌شدگان به صورت مشكوك توسط عده‌اي از روي يكي از پل‌هاي مركز شهر به پايين سقوط كرده است و از طرفي، 2 تن ديگر نيز در تصادف با يك خودروي كشته شده‌اند.
پس از ماجراي قتل ندا آقا سلطان، فتنه‌انگيزان با بهره‌گيري از ابزارهاي رسانه‌اي خود از قبيل راديو فردا، صداي آمريكا، بي‌بي‌سي فارسي و ... كه اكثر آنها از سوي نهادهاي امنيتي كشورهايي همچون آمريكا و انگليس اداره مي‌شوند، پروژه 72 تن سازي از كشته‌هاي اغتشاشات پس از انتخابات را كليد زدند كه اين پروژه آنها نيز پس از مشخص شدن دروغ بودن كشته شدن تعدادي از اين افراد ناكام ماند.
72 تن سازي از كشته‌هاي اغتشاشات پس از انتخابات نيز از اين روي بود كه با يادآوري 72 شهيد قيام كربلا، از احساسات ديني مردم سوءاستفاده شود اما پس از مشخص شدن دروغ‌هاي آشكار در اين پروژه، هدايت‌كنندگان اين پروژه ناكام مانده و از پيگيري دنباله ماجرا امتناع كردند.
اما اين آخرين اقدام فتنه‌انگيزان در اين راستا نبود، چه آنكه آنان در ايام نزديك به 16 آذر روز دانشجو، نيز با وارد كردن آمپول‌هاي سمي (به نقل از رسانه هاي داخلي) به كشور و توطئه‌چيني، قصد داشتند اين بار با قرباني كردن دانشجويان كشور، پروژه خود را به نتيجه برسانند كه با هوشياري مردمي و اطلاع‌رساني به موقع‌ رسانه‌ها در اين خصوص، اين بار نيز در اجرايي كردن پروژه خود ناكام ماندند.

تحلیلی از جنبش بيگانگان

به گزارش ايرنا امريکا، ايتاليا و قبل از آنها فرانسه اولين کشورهايي بودند که همزمان با دعوت رسانه هايشان از مردم براي حضور در اغتشاشات ديروز و همچنين بزرگنمايي حوادث رخ داده ،در محکوميت اغتشاشات ديروز بيانيه صادر کردند.
کاخ سفيد روز يکشنبه آنچه را که " سرکوب قهر آميز و ناعادلانه غير نظاميان در ايران" خواند ،بشدت محکوم کرد.
گزارش خبرگزاري فرانسه از اين بيانيه به خوبي مويد اين نکته است که اقدام امريکا صرفا جهت افزايش فشار بر ايران در مذاکرات هسته اي در حال انجام است.اين خبرگزاري دراين باره چنين مي گويد: " اين بيانيه شديد اللحن کاخ سفيد با واکنش هاي محتاطانه اوليه اش نسبت به اعتراضات پس از انتخابات ايران در ماه ژوئن منافات داشت و زماني انتشار يافت که رويارويي هسته اي بين تهران و قدرتهاي جهان به يک نقطه تعيين کننده رسيده است" .
" مايک هامر " سخنگوي کاخ سفيد در بيانيه اي مدعي شد : " اميدواري و همچنين امريکا پشتوانه کساني هستند که به طور مسالمت آميز حقوق جهاني خود را طلب مي کنند. "
در اين بيانيه ادعا شده است :" حکومت کردن با ايجاد ترس و اعمال خشونت هرگز عادلانه نبوده است".

**واکنش فرانسه
دولت فرانسه که از سرکوب شديد مردم و جوانانش در اعتراضات چندي پيش ،مدت زيادي نگذشته هم به عنوان اولين دولت اروپايي واکنش نيروهاي امنيتي ايران را نسبت به معترضان محکوم کرد.
خبرگزاري فرانسه از پاريس گزارش داد : فرانسه روز يکشنبه واکنش خشونت بار نيروهاي امنيتي ايران را نسبت به " تظاهرات ساده اي " که در جريان آن چند نفر کشته شدند محکوم کرد و خواستار يافتن يک راه حل سياسي شد .

در بيانيه وزارت خارجه فرانسه بدون آنکه به آتش زدن چندين بانک و منازل و و سايل شخصي مردم توسط آشوبگران اشاره شود،اقدام اين عده "تظاهرات ساده اي "خوانده شده و آمده است :" فرانسه دستگيري هاي خودسرانه عليه تظاهرات ساده اي را که در دفاع از حق خود براي آزادي بيان و ميل به مردم سالاري صورت گرفت محکوم مي کند."

بيانيه مضحک وزارت خارجه ايتاليا
اما جالبتر از دو بيانيه فوق ،بيانيه کشوري است که هفته گذشته نخست وزير زن باره اش در يک مراسم خصوصي مورد حمله شديد مردم قرار گرفت و شديدا کتک خورد.درهمين راستا خبرگزاري فرانسه از رم گزارش داد : ايتاليا روز يکشنبه سخت گيري نيروهاي امنيتي ايران را عليه معترضان در تهران که چندين کشته برجاي گذاشت محکوم کرد و خواستار گفت و گوي سياسي در جمهوري اسلامي شد.
وزارت خارجه ايتاليا در بيانيه اي خاطرنشان کرد:" حراست از جان انسانها يک ارزش اساسي است که بايد در هرجا و تحت هر شرايطي از آن دفاع کرد ."
در اين بيانيه بدون آنکه به مفاسد اخلاقي جديد برلوسکني اشاره اي شود، آمده است :ايتاليا " اميدوار است که گفت و گوي دولت و جناح مخالف ايران در چارچوب احترام به حقوق انسانها و بويژه احترام به زندگي آنان توسعه يابد ."
گفتني است بيانيه فوق در کنار دروغ پردازي ها وبزرگنمايي هاي رسانه هاي بيگانه از تهران ،پازل دخالت دول غربي در امور داخلي ايران را کامل مي کند.

حضور در تفرجگاه شمال بهتر از بي حرمتي به عاشورا بود

فائزه هاشمی

خبرگزاري فارس: فائزه هاشمي رفسنجاني كه چند روزي در تفرجگاه شمال به سر مي برد با حضور در بين اغتشاشگران در روز عاشورا و حمايت از آنان به عاشوراي حسيني بي حرمتي كرد.

دانلود فیلم حضور فائزه هاشمی در جمع اغتشاش گران روز عاشورا

« البته این خبر از سوی فائزه ی هاشمی تکذیب شده است»

چه کسانی شعار علیه فرزندان رهبری را طراحی کردند؟

به دنبال طرح حمله و تخریب چهره فرزندان مقام معظم رهبری که سایت رهوا چندین بار هشدار داد و به آن پرداخت که سایتهای اصلاح طلب و گج اندیش  با هماهنگی مرموز و خاص شروع به درج تصویر فرزندان رهبری نموده اند
 
به گزارش یک منبع آگاه :  به دنبال طرح تخریب چهره فرزندان مقام معظم رهبری  (حفظه الله)در اغتشاشات اخیر و از تشنج 18 تیر سالجاری، شعار علیه فرزندان رهبر انقلاب در جمع هایی از اغتشاشگران سر داده شد.
 
بر پایه همین گزارش :این شعار در جمعی با حضور مهدی هاشمی، محمد موسوی خوئینی ها و اکبر خوش کوش طراحی شده است.
 
مهدی هاشمی در این جمع مطرح ساخته که نمی شود آقای احمدی نژاد و پالیزدار فرزند همه مسولین را زیر سوال ببرند و در مورد بقیه ساکت باشیم. بالاخره فرزند آقای خامنه ای هم اشکالاتی دارند از جمله دخالت او در مسایل سیاسی نباید باشد.
 
در همان جلسه، محمد موسوی خوئینی ها پیشنهاداتی در مورد نوع شعار مطرح می کند و در تماس با یکی از شعرای جبهه دوم خرداد شعارهایی علیه یکی از فرزندان مقام رهبری  آیت الله مجتبی خامنه ای، طرح می شود که در نهایت یکی از آنها مورد تصویب قرار گرفته و توسط خوش کوش به اغتشاشگران منتقل می شود.
 
معرفی چهره فرزندان مقام معظم رهبری در اقدامی مرموز

راسخون

صدا و سیما در حق‌کشی علیه احمدی‌نژاد شریک می‌شود؟

پور حسینفشارها بر صداوسیما درخصوص لغو وقت قانونی دکتر احمدی‌نژاد برای پاسخ‌گویی به مسائل مطرح شده علیه وی در مناظراتی که حضور نداشته، افزایش یافته است.

به گزارش رجانیوز، در حالی که سهم محمود احمدی نژاد از 6 مناظره انجام شده در صدا وسیما، تنها 135 دقیقه در مقابل 400 دقیقه رقبا بود، برخی سایت های حامی میرحسین موسوی و نزدیک به پسران هاشمی رفسنجانی، در اقدامی هماهنگ به وقت قانونی تعیین شده از سوی ستاد انتخابات صدا و سیما برای پاسخ به بخشی از 400 دقیقه انتقاد، تخریب و تهمت رقیبان محمود احمدی نژاد توسط وی اعتراض کرده اند.

این در حالی است که مجری مناظره‌ها در ابتدای هر برنامه آیین نامه مناظرات را گوشزد می‌کرد. با این حال، افراط میرحسین موسوی در مناظره با کروبی درتوهین به دکتر احمدی‌نژاد به حدی رسید که این مجری که در مناظرات قبل تنها به اعلام زمان باقی مانده کاندیداها اکتفا می کرد، این تذکر را نسبت به بی‌قانونی صورت گرفته توسط موسوی چندین بار اعلام کرد، هر چند که این تذکر قانونی وی با تندخویی موسوی نسبت به مجری همراه شد.

میرحسین موسوی در حالی که با عصبانیت زیادی نسبت به تذکر قانونی مشغول توهین به احمدی نژاد بود، گفت: «من راجع به سياست‌هاي 4 سال گذشته صحبت مي‌كنم. من از شما تعجب مي‌كنم چرا وقتي كسان ديگر در اينجا صحبت مي‌كنند، چنين تذكري نمي‌دهيد؟ من تمام وقتم را مي‌دهم تا ايشان 3 برابر من اينجا صحبت كنند و هر دروغي كه مي‌خواهد، بگويد. وقتي اينجا دروغ مي‌گويد هيچكس يقه‌اش را نمي‌گيرد. من اسم كسي را نبردم. بنده يك فرد انقلابي هستم و در اعتراض به وضعيتي كه ايشان بوجود آورده، سخن مي‌گوييم و اگر اينطور نبود من نمي‌خواستم وارد شوم و همان كار فرهنگي خود را مي‌كردم.»

در حالی محافل خبری حامی موسوی نسبت به تخصیص وقت جدید به احمدی نژاد برای پاسخ به توهین ها اعتراض می کنند، که موسوی در این مناظره در مقابل مردم اعتراف کرده است باید وقت جدیدی به احمدی‌نژاد اختصاص یابد.

حق‌کشی علیه دکتر احمدی‌نژاد در حالی دنبال می‌شود که صداوسیما قول داده بود، وقت نامزدهای غایب که در مناظرات علیه آن‌ها صحبت می‌شود، محفوظ است.

به نقل از رجا نیوز

اختصاصی انتخاب10

جزئیات جدید از برنامه ترورمحفل اصلاح طلبان/ متهم قتل های زنجیره ای دست بکار می شود

ترورآخرین خبرهای بدست آمده از محفل نیروهای سابق امنیتی جریان دوم خرداد،حکایت ازقطعی شدن  انتخاب صحنه تروریکی از نزدیکان موسوی دارد.

براساس تصمیم فوق محرمانه اصلاح طلبان،قرارشده است که یکی از نزدیکان کاملا نزدیک به میرحسین موسوی تا روزچهارشنبه در یکی از تجمعات مورد سوء قصد نافرجام قرارگرفته و با هماهنگی های انجام شده کمیته سازماندهی اراذل و اوباش اقدام به اغتشاش آفرینی و حمله به ستادهای احمدی نژاد نمایند.
گفتنی است درجلسه مزبور ضمن تاکید براینکه موسوی  به هیچ وجه نباید بویی از این مساله ببرد تا سناریوی آنان متوقف نگردد، تصریح شده است با این اقدام و خود زنی می توانیم احمدی نژاد را به زیربکشیم.
شایان ذکر است در ستاد انتخاباتی اصلاح طلبان بسیاری از نیروهای سابق اطلاعاتی- امنیتی حضورداشته و اتفاقا قرار است اقدام تروربا هماهنگی یکی از متهمان  پرونده قتل های زنجیره ای که اینک مسئول ساماندهی اغتشاشات خیابانی ستاد اصلاح طلبان رابرعهده دارد،انجام شود.

و ذر هم فی خوضهم یلعبون

رهنورد و موسویآقای موسوی من از شما متشکرم. آقا میرحسین من واقعا از شما سپاسگزارم. من از شما ممنونم که باعث تنویر افکار عمومی شدید تا آنها که طالب حقیقتند، واضح و آشکار ببینند که چه خبر است. من از شما تشکر میکنم که نشان دادید اشتباه میکردند آنها که شما را اله ی اخلاق و ادب و وقار و متانت میدانستند. شما نشان دادید، آنها که ناتوانی شما در پاسخگویی را به اخلاق و ادب تعبیر میکنند، در اشتباهشان غوطه میخورند. شما به همه نشان دادید که حتا تحمّل «شنیدن» قانون را هم ندارید؛ چه برسد بزهرا رهنورده انجامش، به ویژه وقتی که علیه شما حکم کند. شما تحمّل شنیدن این موضوع را نداشتید که کاندیدای غایب، وقتی مورد انتقاد قرار میگیرد، میتواند در زمانی جداگانه از خود دفاع کند. من از شما ممنونم که نشان دادید قانون پذیر نیستید و ملتی را از اشتباهشان به در آوردید.

آقای میرحسین موسوی، من سپاسگزاری خود را از شما، فریاد میکشم. چرا که همه ما را از این اشتباه که مرد اخلاق و ادبید، بیرون آوردید. شما کاندیدای غایب را بارها و بارها «دروغگو» خطاب کردید و کلمه ی «دروغ» به او نسبت دادید. شما از لحاظ اخلاق و ادب - که به گفته ی دوستان اله ی آن هستید – اجازه نداشتید به یک «کاندیدا»ی ریاست جمهوری اینطزهرا رهنوردور «دروغگو» بگویید؛ حتا اگر واقعا دروغ گفته باشد، که نگفته بود. چه رسد به اینکه آن کاندید، در حال حاضر «رئیس جمهور» کشوری باشد که شما و همه ی ما مردم، در آن زندگی میکنیم.

آقای مهندس، من شما را دوست دارم و به شما علاقه مندم! چون باعث شدید من مطمئن شوم شما گزینه ی خوبی برای ریاست جمهوری نیستید. چون باعث شدید متوجّه شوم شما هنوز هم همان مهندس بیست و چند سال پیش هستید. همان مهندسی که تحمّل هیچ صدای مخالفی را نداشت. همان مهندسی که وزهرا رهنوردقتی جوش میاورد، دیگر متوجّه نبود چه کار میکند. همان مهندسی که استعفانامه اش را خطاب به «ملت ایران» - و نه مثلا امام یا رئیس جمهور – نوشت. همان مهندسی که کوچکترین درکی از شرایط نداشت و وقتی رئیس جمهور در جبهه های جنگ بود، استعفا داد. همان مهندسی که امام را هم در جریان نگذاشت تا ایشان، خدا بر درجاتش بیفزاید، خبر استعفای شما را از اخبار ساعت دوی بعدازظهر بشنود. شما همان مهندسی هستید که تحمّل شنیدن یک نقد اقتصادی به دولتتان را هم نداشتید؛ همانطور که چند شب پیش، تحمّل تذکر مجری درباره ی قانون مناظرات انتخاباتی را نداشتید و از کوره در رفتید و ادّعا کردید «من خودم انقلابی ام». همانطور که چند شب پیش، به جای مناظره با کاندیدی که مقابلتان نشسته بود، شروع کردید به تخریب کاندیدای غایب و توهین به او.

آقای میرحسین من شعار شما را میستایم که وقتی پارچه ی سبز روی دوشتان مینداختند، گفتید که این لوای اهل بیت است و شما قزهرا رهنوردصد دارید آیین اهل بیت را زنده کنید و بر اساس آن رفتار نمایید. حتما شما هم آیه 31 سوره نور را خوانده اید:«و قل للمومنات یغضضن من ابصارهن و یحفظن فروجهن و لا یبدین زینتهن...» (و به زنان با ایمان بگویید چشمهای خود را از نگاه هوس آلود فرو گیرند و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را آشکار ننمایند...) حتما میدانید حضرت زهرا، که درود خدا بر او باد، از اهل بیت است. حتما شما هم جریان خطبه معروف ایشان را شنیده اید:«لافت خمارها» (روسری بلندش را محکم روی سرش بست.) «علقت جلبابها» (چادر بلندی بر سرش کرد.) من باز هم شما را میستایم که نشان دزهرا رهنوردادید توان اجرای احکام خدا و اهل بیت را – آنطور که شعارتان بود – حتا در مورد همسرتان هم ندارید، چه برسد به ملت ایران.

من از شما قدردانی میکنم که باعث شدید آفتاب، دلیل آفتاب بیاید.

آفتاب آمد دلیل آفتاب

گر دلیلت باید . . .

پاسخ رئیس کل بانک مرکزی به دروغ‌گویی موسوی

حاضرم مناظره کنم

محمود بهمنیدر حالی که برخی از منتقدان دولت نهم آمارهای ارائه شده از سوی رئیس‌جمهوری در برنامه‌های انتخاباتی را زیر سؤال برده‌اند و گفته‌اند اعداد و ارقام دست‌کاری‌شده است، فعالان بخش حوزه پولی و بانکی این ادعا را دروغ و مضحک دانستند و اعلام داشتند، کسانی نمودارهای فعلی را تهیه کرده‌اند که در دولت‌های سابق و اسبق شاخص‌های اقتصادی را مانند این 4 سال استخراج و به هموطنان عزیز اعلام کرده‌اند. ضمن این‌که روش‌های فعلی با روش‌های گذشته هیچ تفاوتی ندارد.

به گزارش رجانیوز، "محمود بهمنی"، رئیس کل بانک مرکزی در گفتگو با شبکه ایران، در پاسخ به منتقدان دولت نهم مبنی بر این‌که آمارهای ارائه شده از سوی احمدی‌نژاد رئیس جمهور کشورمان کذب و سلیقه‌ای است، گفت: آمارهای بانک‌مرکزی کاملاً درست است و اعداد آن طبق روش‌های سابق که دولت‌های قبل استخراج می‌کردند، تهیه‌شده و به ‌دلیل انتخابات نمی‌توان اعداد کارشناسی را زیر سؤال برد و خدمتگزاران دولت را غافل از آمار صحیح دانست.

وی یادآور شد: با اتفاقات اخیر و کم لطفی برخی از منتقدان بنده حاضرم با تمام کارشناسانی که ادعا می‌کنند آمارهای نرخ تورم و سایر بخش‌ها اشتباه است، مناظره کنم.

بهمنی خاطرنشان‌کرد: هموطنان عزیز می‌توانند با رجوع به سایت بانک مرکزی از جزئیات نرخ تورم و سایر شاخصه‌های اقتصادی که توسط کارشناسان بانک مرکزی و سایر مجموعه‌ها به دست‌ می‌آید، مطلع شوند.

وی تأکید کرد: افرادی که اعداد و ارقام فعلی شاخص‌های اقتصادی را استخراج می‌کنند، همان کسانی هستند که در دولت‌های قبل آمارهای لازم را می‌دادند.

به ‌گفته رئیس کل بانک مرکزی، آمار‌های بانک مرکزی آن‌قدر دقیق است که نمی‌توان ادعا کرد که حتی یک اپسیلون هم اشتباه صورت گیرد، زیرا در بانک مرکزی ده‌ها نفر تنها به کار کارشناسی می‌پردازند و اصلاً تحت تأثیر مسائل سیاسی قرار نمی‌گیرند و تیم‌های کارشناسی بانک مرکزی آمادگی دارند تا با منتقدان آمارها به بحث و گفت‌وگو بپردازند.

بهمنی با بیان اینکه می‌توان تورم را به‌گونه‌های مختلف از جمله دوره‌ای و نقطه‌ای نگاه کرد، میانگین نرخ رشد دوره تورم را در سال‌های 1363- 1360، 18،9 درصد، 1367-1364، 20 درصد، 1371- 1368، 17،6 درصد، 1375-1372، 17 درصد، 1383-1380، 14،5 درصد 87-1384، 16،6 درصد بیان کرد.

وزیر امور اقتصاد و دارایی نیز دراین‌باره گفت: اگر ما روی مفاهیم دقت کنیم، متوجه خواهیم شد که هیچ ایرادی بر ارائه آمار‌ها از سوی رئیس‌جمهوری وارد نیست و من از همه دوستان خواهش می‌کنم به این مفاهیم به صورت اقتصادی و نه با کارکردهای سیاسی توجه کنند.

در عین‌حال، موسوی در مغالطه‌ای آشکار با آن که رئیس‌جمهور آمار تورم چهارسال گذشته را بازگو کرده بود، به آمار تورم یک ساله اشاره می‌کرد و نیز به‌رغم آن‌که رئیس‌جمهور میزان تورم نقطه‌ای در اردیبهشت‌ماه امسال را 15 درصد اعلام کرد، میرحسین کل میزان تورم در سال 87 را 25 درصد اعلام و در اظهار نظری عجیب آن را مغایر با 15 درصد اعلام کرد.

به نقل از رجا نیوز

واگذاری منزل مسکونی به موسوی؛ 70 برابر زیر قیمت در دولت هاشمی رفسنجانی

میر حسین موسوی خامنه ای

شاید وقتی موسوی ابهامات مطرح شده در خصوص منزل مسکونی اش را تکذیب می کرد و آن را "اطلاع موسویناصحیح" می خواند، گمان نمی کرد روزی خواهد آمد که اسناد مربوط به مدعایش منتشر شود تا مردم از آنچه هست، مطلع شوند.

به گزارش رجانیوز فروردین ماه سال جاری بود که نامه فاطمه رجبی خطاب به موسوی منتشر شد. در این نامه برخی تناقضات و ابهامات در خصوص عملکرد و مواضع موسوی مورد اشاره قرار گرفته بود. از جمله بحث ساده زیستی و منزل مسکونی میرحسین. رجبی نوشته بود: «موسوی ساده‌زیست است!؟ کدام ساده‌زیستی؟... اگر موسوی در کاخ‌نشین یا شاه‌نشین جماران سکنی ندارد، معنایش ساده‌زیستی است؟ روزی با ماشین، مسافتی را از پشت یک دیوار در منطقه پاستور طی کردم، به من گفته شد این مسافت دیوار خانه مسکونی موسوی است! به عمل کار بر آید به سخن‌دانی نیست.»

این نامه بود که واکنش هتاکانه‌ی ابراهیم نبوی و بعد از آن اطلاعیه موسوی را به دنبال داشت. موسوی خطاب به نبوی نوشت: «اينجانب به عنوان کسي که مخاطب نامه آن خانم محترم بوده‌ام، به جز اطلاع ناصحيحي که در مورد محل منزل مسکوني‌ام به ايشان داده‌اند، مابقي اين نوشته را نظري در ميان نظرات يافتم که يک نامزد انتخابات رياست جمهوري بايد طاقت شنيدنش را داشته باشد.»

اما خانه‌ای که رجبی از آن سخن می گوید، خانه‌ای است که در سال 71 یعنی بعد از نخست وزیری موسوی و در زمان ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی با قیمتی بسیار نازل، یعنی حداقل 70 برابر زیر قیمت، از طرف دولت به او واگذار شد. این خانه در 4 قطعه زمین به مساحت مجموعاً 517 مترمربع احداث شده است. در نامه رسمی محسن طائب، قائم مقام سرپرست نهاد ریاست جمهوری خطاب به دفترخانه اسناد رسمی آمده است: «سلام علیکم. احتراماً با عنایت به اینکه این نهاد در نظر دارد عرصه و اعیانی خانه احداثی در پلاک 2926 اصلی و 3 و 4 فرعی از 2926 اصلی و 3 فرعی از 2927 اصلی واقع در بخش 3 تهران موضوع وکالت نامه شماره 47236 مورخه 11/8/67 را به نام آقای میرحسین موسوی خامنه ای انتقال نماید. خواهشمند است وفق مقررات جاریه نسبت به انتقال اسناد پلاک های فوق الذکر به نام مشارالیه اقدام نمایند. ضمناً برادر محمد نکویی به عنوان نماینده این نهاد اسناد مربوطه را امضاء می نماید.»

آنچه در خصوص این خانه قابل توجه است، قیمت معامله است. در حالی که ارزش مالی خانه حداقل متری 70 هزار تومان بوده است، این خانه متری 1000 تومان به موسوی واگذار شده است. مساحت ساختمان معامله شده 1011 متر مربع بوده است. در واقع مهندس موسوی خانه را با ارزش حداقل یک هفتادم بهای اصلی آن از دولت هاشمی به قيمت دوازده ميليون و هفتاد و شش هزار و هشتصد و چهل ونه ريال يعني حدود يک ميليون و 200 هزار تومان دریافت می کند.

موسوی در حالی این منزل را به ثمن بخس دریافت کرده است که عیار ادعای قانون‌گرایی و اخلاق وی شب گذشته نیز در فحاشی غیابی علیه احمدی‌نژاد روشن شد.

موسویموسوی

به نقل از رجا نیوز

اگر احمدی نژاد بود، نمی‌توانستند به امام جام زهر بنوشانند

حجت الاسلام علیرضا پناهیانحجت‌الاسلام پناهیان با توجه به برخی اتهامات به دولت نهم گفت: یقین بدانید اگر شخصی همچون احمدی‌نژاد در زمان امام راحل بود، هرگز جام زهر به ایشان نوشانده نمی‌شد.

به گزارش رجانیوز به نقل از رسا، حجت الاسلام و المسلمین علیرضا پناهیان، شامگاه 15 خرداد در هیئت محبین اهل بیت(ع) قم گفت: دولت نهم از ویژگی‌های خاصی برخوردار است که به راحتی نمی‌توان از آن عبور کرد.

وی افزود: آقای دکتر احمدی‌نژاد دارای پشت‌کار و فردی سختکوش است و حضورش در میان مردم برگرفته از سیاست‌های مقام معظم رهبری در دوران ریاست جمهورشان است.

این استاد حوزه و دانشگاه گفت: بدون حضور در میان مردم نمی‌توان مسائل کشور را پیش برد.

وی تاکید کرد: نزدیک به سی‌سال تنها به دلیل عدم حضور مسؤولان در میان مردم برخی مسائل لاینحل باقی ماند و تنها این سفرهای استانی و حضور رییس جمهور در میان مردم بود که بسیاری از مسائل و مشکلات آنان را حل کرد.

حجت الاسلام علیرضا پناهیانحجت الاسلام پناهیان با اشاره به تاییدات مقام معظم رهبری از سفرهای استانی دولت نهم گفت: امروز برخی به جای حمایت از دولت احمدی‌نژاد آن را مسخره می‌کنند؛ در حالی که مقام معظم رهبری براساس تاکتیکی که دارند به راحتی از این سفرها حمایت نمی‌کنند. ایشان دغدغه اصلی‌شان این بوده که مسئولان در میان مردم حضور داشته باشند.

وی تاکید کرد: پشت کار و دغدغه داشتن برای حل مشکلات مردم تنها به آقای احمدی‌نژاد اختصاص ندارد، کسانی را در این دولت می‌شناسیم که پرکارترین افراد در نظام و تاریخ انقلاب به شمار می‌آیند.

این استاد حوزه علمیه با اشاره به افزایش سرعت گردش کار در بدنه دولت گفت: آقای احمدی‌نژاد با پشتکار بالای خود، تحرک بسیار بالایی را در کشور ایجاد کرد که اگر هزار عیب برایش تصور کنیم، این ویژگی به قدری کلیدی است كه حتی انسان نابینا نمی‌تواند به راحتی از آن بگذرد.

وی با بیان این که سیستم اداری کشور را استعمار طراحی کرده است، افزود: امروز این روش در دولت نهم برداشته شده و روشی انقلابی و اسلامی در پیش گرفته شد به همین دلیل برخی با روش وی مخالف هستند.

حجت الاسلام پناهیان خاطر نشان کرد: امروز اتفاق بسیار عجیبی در کشور افتاده است و افراد فراوانی در سطح جهان به ایران اسلامی علاقه‌مند شده‌اند، از این رو ادعای برخی مبنی بر ضعف ایران در سطح جهانی سخن بسیار بیهوده‌ای است.دکتر محمود احمدی نژاد

وی تاکید کرد: امروز احمدی‌نژاد کلید وحدت شیعه و سنی است، برای همین موج جهانی به سوی ایران در راه است.

این استاد حوزه و دانشگاه گفت: براساس سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامی، در دولت نهم، انقلاب در مسیر واقعی خود قرار گرفت و ایران اسلامی در جهان عزتمند شد.

وی ادامه داد: برخی می‌گویند آقای احمدی‌نژاد دیکتاتوری مآبانه برخورد می‌کند، اگر این حرف درست باشد، تازه می‌فهمیم احمدی‌نژاد با چه کسانی مواجه است که باید در برابر آنان که خود دیکتار بوده‌اند همان روش را پیش گرفت.

حجت الاسلام پناهیان با اشاره به زمان اداره کشور در 8 سال دفاع مقدس گفت: ما برای حفظ آبروی برخی، نامه امام خمینی(ره) را بازگو نمی‌کنیم؛ ولی از آقای موسوی انتظار انصاف داریم، اگر نمایش ظاهری بر اساس اخلاق باشد، اما موضع‌گیری غیراخلاقی باشد خیلی خطرناک است. متأسفانه امروز با پدیده نفاق پیچده‌ای روبرو هستیم. تا پیش از مناظره آن را از ضعف افراد می‌دانستیم؛ ولی اکنون این نفاق خود را نمایان کرده است.

وی تأکید کرد: جام زهری که به خاطر پذیرش قطعنامه به امام خمینی(ره) نوشاندند، به دلیل گزارش پولی خزانه بود، زیرا ایشان پیش از پذیرش قطعنامه صلح را همچون صلح امیرمومنان(ع) با معاویه می‌خواندند.امام خمینی

حجت الاسلام پناهیان گفت: یقین بدانید اگر شخصی همچون احمدی‌نژاد در زمان امام راحل بود، هرگز زهری به ایشان نوشانده نمی‌شد.

وی ادامه داد: چرا برخی که اکنون احساس خطر می‌کنند، در زمانی که صدام به داخل کشور آمده بود، چنین احساسی نداشتند.

این استاد حوزه و دانشگاه گفت: برخی هنوز میزان دشمن‌شناسی‌اشان مشخص نیست و در خصوص رژیم صهیونیستی اظهار نظرهایی می‌کنند که بسیار تعجب انگیز است.

وی ادامه داد: برخی باید به‌خاطر حرف‌هایی كه می‌زنند، از شهدا عذرخواهی کنند. این كه همه می‌توانند از ما حمایت كنند، سخن بسیار نادرستی است؛ باید نامزدها موضع خود را مشخص کنند تا ضدانقلاب‌ها و دشمنان نظام دور آنها جمع نشوند.

حجت‌الاسلام پناهیان گفت: این که به هر قیمت رأی مردم را به سوی خود جلب کنیم، به لجن کشیدن سیاست است و برکت کشور را از بین می‌برد.

وی یادآور شد: برخی سقوط بلوک شرق و غرب از سوی دولت نهم را به خرافه گرایی نسبت می‌دهند، مثل این که یادشان رفته این سخنان امام راحل و رهبر عزیزماست، نه دولت آقای احمدی‌نژاد که ایشان را به خرافه‌گرایی متهم می‌کنید.

به نقل از رجا نیوز

نقض صریح قانون توسط موسوی در گپ خودمانی با رضایی

مناظره ی موسویمیرحسین موسوی که تنها یکی از ده‌ها اتهام وارد شده از سوی وی به دولت نهم قانون‌گریزی است، در مناظره تلویزیونی خود با محسن رضایی که بیشتر به یک گپ و گفت خودمانی شباهت داشت، به صورت آشکار قانون تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری دهم را نقض کرد.

به گزارش رجانیوز، گفت‌وگوی دوستانه‌ی موسوی و رضایی ابتدا با قرائت بیانیه‌ای از سوی موسوی آغاز شد تا وی به جبران باخت سنگین شب گذشته خود در مناظره با احمدی‌نژاد، این بار در غیاب وی به دفاع از عوامل و افرادی بپردازد که رئیس‌جمهور پیش از این وعده افشای اسامی برخی از آن‌ها را به مردم داده بود.

بنا بر این گزارش، موسوی در بخش‌های دیگری از برنامه نیز قانون تبلیغات انتخابات را که براساس آن، کاندیداها حق اظهارنظر درباره کاندیدای غایب را ندارند، نقض کرد و به بهانه‌ی موضوعات مختلف، به دکتر احمدی‌نژاد حمله کرد.

موسوی در اظهارات اولیه خود که به بیانیه دفاع از خاندان هاشمی شباهت داشت، پرسید چرا احمدی‌نژاد طی این 4 سال، مسائلی را که شب قبل بیان کرد، عنوان نکرده بود. وی از این پرسش نتیجه گرفت که این اظهارات با هدف مظلوم‌نمایی مطرح شده است.

این در حالی است که احمدی‌نژاد شب گذشته و پیش از آن در برخی سخنرانی‌هایش، قبل از آنکه موسوی پس از بیرون آمدن از شوک مناظره بخواهد به این کشف بزرگ! دست بزند، تأکید کرده بود 4 سال برای منافع ملی و وارد نشدن در درگیری‌های بیهوده و غفلت از پیشرفت کشور، از ورود به مجادلات پرهیز کردیم اما در این 3 هفته برای صیانت از حقوق ملت و دفاع از اهانت‌هایی که به آنان شد، سکوت نخواهیم کرد.

نقض قانون توسط موسوی در گفت‌وگوی دوستانه با رضایی در شرایطی انجام شد که مجری برنامه تنها به بیان یک تذکر غیرصریح اکتفا کرد و ترجیح داد مانند 2 مناظره‌ی قبلی تنها نقش تنظیم‌کننده‌ی زمان را ایفا کند.

گفته می‌شد عصر پنج‌شنبه جلسه مشترکی میان این 2 کاندیدا برگزار شده و درخصوص مسائل مورد بحث در برنامه شبانگاهی و طراحی برای هجمه به دولت نهم، تصمیم‌گیری شده است. بر مبنای بخشی از این طراحی، تصمیم گرفته شده بود که فضای بحث تا حدودی چالشی شود تا 2 قطبی شکل گرفته از احمدی‌نژاد- موسوی که ضلع موسوی آن وابسته به هاشمی و جریان‌های قدرت و ثروت است، شکسته شود اما در عمل تقریباً چنین چیزی اتفاق نیفتاد.

از دیگر نکات قابل توجه در این برنامه ادامه روند عدم ارائه برنامه از سوی موسوی و اکتفای وی به کلی‌گویی بود.

به نقل از رجا نیوز

روزنامه‌های ایتالیا هم گزارش سوءقصد به احمدی‌نژاد را نوشتند

سفیر سابق ایران در ایتالیامهندس میرحسین موسوی در بخشی از مناظره چهارشنبه شب خود با دکتر احمدی‌نژاد با اشاره به اظهارات قبلی رئیس‌جمهور مبنی بر طراحی شدمن برای سوءقصد به وی در جریان سفر به عراق و ایتالیا، تلاش کرد این مسئله را نوعی خیال‌بافی بخواند.

این در حالی است که سفیر سابق ایران در ایتالیا با تشریح جزئیات اقدام برای سوءقصد به رئیس‌جمهور با اشعه رادیواکتیو، نمای دیگری از اوج صداقت این کاندیدای ریاست جمهوری را روشن کرد.

سفیر سابق ایران در ایتالیا با بیان این‌که حضور دکتر احمدی‌نژاد به‌عنوان رئیس جمهوری ایران در اجلاس فائو در چارچوب حضور در اجلاس سازمان‌های بین‌المللی بود و نه دیدار دوجانبه، تأکید کرد: نفس حضور آقای رئیس جمهور در این اجلاس که موضوعات مختلفی را د‌ر بر می‌گرفت، برای ایران موفقیت در پی داشت.

ابوالفضل ظهره‌وند در گفت‌وگو با خبرنگار ما با اشاره به برنامه های دکتر احمدی‌نژاد در حاشیه اجلاس فائو از جمله دیدار با نخست‌وزیر ژاپن، مصاحبه با بیش از یکصد خبرنگار، مصاحبه با 2 شبکه تلویزیونی ایتالیایی، دیدار با ایرانیان مقیم ایتالیا و دیدار با بیش از 400 نفر از تجار و صنعتگران افزود: مصاحبه‌های رئیس‌جمهور با رسانه‌ها مهم‌ترین بخش این سفر بود. زمانی که دکتر احمدی‌نژاد رم را ترک کرد، روزنامه‌ها و سایر مطبوعات تیتر کردند که چرا رئیس جمهور ایران مثل یک ستاره سینما به ایتالیا آمد و پس از اجرای نمایش خود بازگشت؟

وی یاد آور شد: کل سفر رئیس‌جمهور کشورمان به ایتالیا از ساعت 10:30 صبح تا 11 شب بود.

سفیر سابق کشورمان در ایتالیا در ادامه به ماجرای سوءقصد به رئیس‌جمهور در جریان سفر وی به ایتالیا اشاره کرد و گفت: دکتر احمدی‌نژاد قرار بود بعد از آن‌که به رم رسید، در مقر سفارت استراحت کند، اما 2 روز قبل از ورود ایشان، متوجه شدیم که میزان تشعشعات رادیو‌اکتیو در ساختمان سفارت به‌صورت تصاعدی روبه‌افزایش است.

ظهره‌وند با بیان این‌که حداکثر Rate قابل قبول برای تشعشعات در رم 120‌ واحد است، گفت: 2 روز قبل از ورود رئیس‌‌جمهور به رم متوجه شدیم که میزان تشعشعات به‌صورت صعودی، در حال افزایش است و تا میزان 350 واحد بالا رفت.

سفیر سابق ایران در ایتالیا افزود: یک روز قبل از آمدن دکتر احمدی‌نژاد، شدت این تشعشعات به 600 واحد رسید و این امر موجب شد که به جهت فشار جسمانی، حتی شخص من و فرزندم نیز نتوانیم در آن ساختمان اقامت داشته‌باشیم. شدت این تشعشعات حتی منجر شد که برگ درختان اطراف مقر سفارت بریزد.

ظهره‌وند در ادامه افزود: اما چندین ساعت مانده به ورود رئیس‌جمهور، شدت تشعشعات بار دیگر اندازه‌گیری شد که تا حد 1100 واحد رسید و این در حالی بود که متخصصین گفتند این حد از تشعشعات می‌تواند یک انسان را از پای درآورد. پس از این ماجرا، سریعاً محل اقامت دکتر احمدی نژاد را تغییر دادیم.

وی گفت: 3 روز بعد که تیمی از پلیس ایتالیا به منظور کشف موضوع آمد، اگر چه حد تشعشعات تا 350 واحد کاسته شده بود، اما مورد تعجب شدید این تیم واقع شد.

ظهره‌وند با ابراز تعجب از کسانی که نسبت به این موضوع، «تجاهل» می‌کنند، این نوع رفتار سیاسی را ناشی از «ناآگاهی» و یا «غرض‌ورزی» دانست و گفت: گزارش این ماجرا حتی در مهم‌ترین روزنامه‌های ایتالیا منتشر شد.

به نقل از رجا نیوز

اسناد بی‌قانونی در تحصیل و ریاست دانشگاه رهنورد

احمدی نژاد و موسوی

میرحسین موسوی در مناظره چهارشنبه شب خود با محمود احمدی‌نژاد در واکنش به طرح موضوع روند تحصیلی زهرا رهنورد همسرش که در تمام تبلیغات‌های انتخاباتی در کنار وی قرار داد، بدون ارائه پاسخ مستند تلاش کرد با مظلوم‌نمایی و استفاده از تعبیر پرونده‌سازی از پاسخ به این مسئله خودداری کند.

زهرا رهنوردرجانیوز به منظور روشن شدن میزان صداقت و قانون‌گرایی مدعیان اخلاق و قانون، اسناد تحصیلی خانم زهره کاظمی (مشهور به زهرا رهنورد) را منتشر می‌کند.

زهره کاظمی (مشهور به زهرا رهنورد) در سال 69 در آزمون کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد پذیرفته و در تاریخ 31/6/72 در این مقطع فارغ‌التحصیل می‌شود. وی با وجود آن‌که در سال 1365 هنوز مدرک فوق‌لیسانس خود را دریافت نکرده و 7 سال بعد از این تاریخ از پایان‌نامه کارشناسی ارشد خود دفاع کرده، به ادعای گواهینامه دکترای دانشگاه آزاد، در آن سال در آزمون ورودی پذیرفته شده و در تاریخ 13/4/ 74 مدرک دکترای خود را دریافت می‌کند.

جالب اینجاست که در گواهینامه موقت پایان تحصیلات دکترای وی صادره از واحدعلوم تحقیقات دانشگاه آزاد، نمره و رتبه قبولی زهرا رهنورد در آزمون ورودی دانشگاه خالی و سفید است.

اکبر‌هاشمی رفسنجانی رئیس هیأت امنا، عبدالله جعفرعلی جاسبی رئیس و مهندس میر‌حسین موسوی (همسر زهرا رهنورد) عضو هیأت امنای دانشگاه آزاد است.

علاو بر این، خانم زهرا رهنورد در سال 76 با مدرک فوق‌لیسانس علوم سیاسی از دانشگاه آزاد که غیر مرتبط با رشته پژوهش هنر می‌باشد به عضویت هیأت علمی با مرتبه مربی در می‌آیند.

در تاریخ 21/7/76 بدون اخذ مدرک دکترا علی‌رغم مخالفت مقامات دانشگاه از مرتبه مربی به استادیاری تبدیل وضعیت یافت و در مورخ 30/6/77 با حکم دکتر معین، سرپرست دانشگاه الزهرا(س) می‌شود در حالی که هنوز پنج سال سابقه آموزشی هیأت علمی نداشت.

در حالی که برای ارتقا از مرتبه استادیاری به دانشیاری، داشتن دکترای تخصصی در رشته مربوط الزامی است و علی‌رغم مخالفت مقامات و مسئولان ذیربط، وی در سال 81 به مقام دانشیاری دانشکده هنرهای زیبا نائل می‌شود.

اما در واکنش به اشاره احمدی‌نژاد به این واقعیت در مناظره چهارشنبه شب، موسوی با طفره رفتن از هرگونه توضیح در این زمینه، از اینکه تصویر گواهینامه موقت پایان تحصیلات دکترای رهنورد به مردم نشان داده شد، گلایه کرد و اظهار داشت همسرش 10 سال برای مدرک علوم سیاسی‌اش زحمت کشیده است.

همچنین رهنورد در واکنش به طرح این موضوع، به جای توضیح درخصوص روند اخذ مدرک، به کتاب‌های قرآنی خود و سوابق مبارزاتی‌اش اشاره کرده است.

حامیان موسوی به منظور تحت‌الشعاع قرار دادن این افشاگری، بهانه خنده‌داری را مطرح کرده و حتی با ناموسی دانستن این مسئله، از اینکه در کپی سیاه و سفید گواهینامه رهنورد، عکس کوچک وی درج شده است، اقدام افشاگرانه دکتر احمدی‌نژاد در قبال مدعیان قانون‌گرایی را مورد هجمه قرار داده‌اند. این در حالی است که تصاویر رهنورد در کنار موسوی در تمام سفرهای وی به صورت گسترده در تمام خبرگزاری‌ها منتشر شده و این بهانه‌جویی بیشتر به طنز شباهت دارد.

مدرک تحصیلی زهرا رهنورد

مدرک تحصیلی زهرا رهنورد

به نقل از رجا نیوز

افشای جزئیاتی از واگذاری اراضی ملی و دولتی به مسئولان سابق

این مطلب به جهت صلاح دید نویسنده

حذف شد

عضویت غیرقانونی موسوی در گروه علوم سیاسی تربیت مدرس

میر حسین موسویتدریس و استاد راهنمایی میرحسین موسوی در گروه علوم سیاسی دانشگاه تربیت مدرس که برای اولین بار طی روزهای قبل توسط رجانیوز افشا شد، با واکنش قائم مقام وزیر علوم مواجه شد.

به گزارش رجانیوز، موسوی با مدرک فوق لیسانس معماری در گروه علوم سیاسی دانشگاه تربیت مدرس، دروس مسائل ایران و ریشه‌های انقلاب را تدریس می‌کند و پایان نامه‌های کارشناسی ارشد و رساله‌های دکترا را نیز در این گروه به عنوان استاد راهنما، راهنمایی می‌کند.

این در حالی است که قائم‌مقام وزير علوم تأکید کرد: استاد راهنمايي رساله‌هاي دكتراي علوم‌سياسي با مدرك فوق ليسانس غيرقانوني است.

محمد حسيني در گفت‌وگو با فارس با بيان اينكه ميرحسين موسوي فوق ليسانس هنر و معماري است، افزود: در حال حاضر موسوي عضو هيئت علمي گروه سياسي دانشگاه تربيت مدرس است.

وي گفت: اطلاع كاملي از عملكرد علمي ميرحسين موسوي ندارم اما بر اساس قانون با مدرك كارشناسي ارشد نمي‌توان استاد راهنماي رساله‌هاي دكتري شد و در وزارت علوم چنين اقدامي صورت نمي‌پذيرد و اگر اتفاق بيفتد، غيرقانوني است.

* استاد راهنمايي ميرحسين اگر طي دو سال قبل باشد، غيرقانوني است

همچنین جعفر هزار جريبي، مدير كل امور آموزشي و تحصيلات تكميلي وزارت علوم نيز در گفت‌وگو با فارس گفت: استاد راهنمايي ميرحسين اگر طي دو سال قبل باشد، غيرقانوني است.

وي با بيان اينكه در آيين‌نامه قبلي با مدرك فوق ليسانس و سابقه 10سال مربي استاد راهنمايي در مقطع دكتري مشكلي نداشت، گفت: در آيين‌نامه جديد اين بند حذف شده و درباره استاد راهنمايي با مدرك فوق ليسانس موضوعي مطرح نشده است.

وي گفت: آنهايي كه با مدرك فوق ليسانس قبل از آيين‌نامه جديد استاد راهنماي مقطع دكترا بودند، موردي ندارند اما آنهايي كه پس از آيين‌نامه جديد جذب شده‌اند بايد با مجوز وزارت علوم فعاليت كنند، در غير اين صورت فعاليت آنها در اين زمينه غيرقانوني است.

مدير كل امور آموزشي و تحصيلات تكميلي وزارت علوم اظهار داشت: در حال حاضر با مدرك فوق ليسانس، استاد راهنمايي رساله‌هاي دكتري غيرقانوني است.

کارشناس ارشد حق ندارد در مقطع دکترا "استاد راهنما" باشد

همچنین نایب‌ رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه استاد راهنمایی رساله‌های دانشجویی دوره دکتری توسط یک فوق‌لیسانس غیر قانونی است، تصریح کرد: جای تأسف است که خودشان کاری را که قبیح می‌شمارند، عمل می کنند.

دکتر طیبه صفایی درگفت‌و‌گو با "شبکه ایران" افزود:‌ بنده به عنوان عضو هیئت علمی دانشگاه که سال‌هاست در حال تدریس هستم و رساله‌های دوره ارشد را راهنمایی می‌کنم، تاکنون ندیده‌ام که کسی با مدرک کارشناسی ارشد راهنمای رساله دوره‌ی دکتری داشته باشد.

وی در ادامه با بیان اینکه مدرسان فوق‌لیسانس دانشگاه حق استاد راهنما شدن در مقطع کارشناسی ارشد ندارند، چه برسد به دوره دکتری، افزود: در آیین نامه وزارت علوم به این مسئله تاکید شده و تمام رؤسای دانشگاه‌ها ملزم به اجرای آن هستند.

عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس شورای اسلامی با بیان این مطلب که می‌توان از لحاظ قانون استاد راهنمایی یک فوق‌لیسانس در مقطع دکتری را مورد پیگیری قرار داد، یادآورشد: ‌اینکه با مدرک کارشناسی ارشد استاد راهنمای مقطع دوره‌ی دکتری باشد، خلاف قانون است.

صفایی با بیان اینکه بنده به عنوان استادیار دانشگاه باید مقالات گسترده علمی در سطح بین‌المللی داشته باشم تا بتوانم استاد راهنمایی دانشجویان کارشناس ارشد را به عهده بگیرم، گفت:‌چطور می‌شود فردی که در طول 40 سال گذشته یک مقاله هم تولید نکرده است، استاد راهنمایی دوره‌ی دکتری را بر عهده می‌گیرد.

به نقل از رجا نیوز

هاشمي رفسنجاني با احمدي‌نژاد گفتگو كرد

هاشمی رفسنجانی و احمدی نژادبه گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، در حاشيه مراسم سالگرد رحلت حضرت امام خميني(ره) در حرم مطهر، آيت‌الله اكبر هاشمي رفسنجاني رئيس‌ مجمع تشخيص مصلحت نظام پس از سخنان رهبر فرزانه انقلاب، به كنار محمود احمدي‌نژاد رئيس جمهور رفت و در حاليكه دست وي را گرفته بود براي لحظاتي با يكديگر به گفتگو پرداختند.
اين گفتگو كه افرادي همچون لاريجاني رئيس مجلس شوراي اسلامي،‌ آيت الله جنتي دبير شوراي نگهبان و مهدوي كني نيز در حاشيه آن حضور داشتند،‌ با خوش و بش مسئولان عالي‌رتبه نظام با يكديگر پايان يافت.
در مراسم بيستمين سالگرد رحلت بنيانگذار انقلاب اسلامي، قريب دو ميليون نفر از عاشقان آن امام از سراسر كشور حضور داشتند.

حاشيه هاي مناظره احمدي نژاد و موسوي

مناظرهبه گزارش مشاهده خبرنگاران قبل از شروع مناظره تعداد زيادي از هواداران احمدي نژاد جلوي صدا و سيما و پارک ساعي جمع شدند و شعارهايي در حمايت از نامزد مورد حمايت خود سردادند.

** اين مناظره قرار بود در استاديو شماره 12 صداوسيما برگزار شود، اما در استاديو شماره 11 انجام شد.

** در اتاق انتظار تيم تبليغاتي و مشاوران موسوي که زودتر از تيم احمدي نژاد آمده بودند، لطيفه هاي زيادي در ميان خود رد و بدل مي کردند، از جمله اينکه مي گفتند، مناظره شب گذشته کروبي و رضايي، مناظره فاميلي بود و بحث هاي خانوادگي مطرح مي شد.

** آقاي مظاهري و زنگنه وزير نفت دولت اصلاحات با عجله اعداد و ارقام را براي آقاي موسوي آماده مي کردند.

** در حالي که آقاي موسوي با ماشين پرايد به صداوسيما آمد، وزراي دولت هاي سابق به همراه مشاوران وي، با ماشين هاي گران قيمت به محل مناظره آمدند.

** هنگام حضور آقاي موسوي خبرنگاران زيادي که از ساعت ها قبل منتظر ورود نامزدهاي انتخاباتي براي انجام مناظره بودند، تلاش کردند تا با وي گفت وگو کنند ، اما موسوي امتناع کرد.

** هنگام حضور احمدي نژاد،خبرنگاران در اطراف وي جمع شدند، احمدي نژاد با گشاده رويي به سوالات خبرنگاران پاسخ داد.

** هنگامي که آقاي موسوي قصد داشت به داخل استاديو برود،بر اثر فشار يکي از خبرنگاران در جلوي پاي آقاي موسوي به زمين خورد ، موسوي بي اعتنا از کنار آن گذشت و تنها به گفتن اين جمله يک نفر آدم افتاد، بسنده کرد.

**آقاي ضرغامي در حضور نمايندگان دو کانديدا گفت : مناظره شب گذشته قلق گيري بود و مناظره اصلي امشب است.

**آقاي ضرغامي بعد از آنکه با يک عدد سکه ترتيب آغازشروع مناظره را اعلام کرد، سکه 500 ريالي را به آقاي مظاهري داد و گفت شما که خزانه را شش فقله کرده بوديد، اين سکه را هم داشته باشيد.

** مجيد مجيدي سازنده فيلم تبليغاتي مير حسين موسوي در پاسخ به سوال خبرنگاري که از وي در خصوص آن خانم هنر پيشه که در فيلم انتخاباتي آقاي موسوي با وي صحبت مي کرد، پرسيد که مجيدي در جواب گفت : من آنجا نبودم و تلويحا اين موضوع را تاييد کرد.

** هنگامي که احمدي نژاد در سخنان خود به برخي رانت خواريها در دولت هاي قبلي اشاره کرد ، تمام حاضران در استاديو يک صدا فرياد الله اکبر سر دادند.

** ابوالفضل فاتح سر تيم رسانه اي آقاي موسوي در حالي که کنترل خود را از دست داده بود مدام مشت هاي خود را بالا مي برد که يکي از اطرافيان به وي گفت : آقاي فاتح اين قدر احساساتي نشويد.

** ميرحسين موسوي 40 دقيقه قبل از شروع مناظره وارد صداوسيما شد و بلافاصله به اتاق گريم رفت، اما احمدي نژاد تنها چند دقيقه قبل از شروع مناظره به صداوسيما رسيد و بلافاصله به استاديو شماره 11 محل مناظره رفت.

**درپايان مناظره طرفداران احمدي نژاد اطراف جام جم را احاطه کردند و شعارهايي در حمايت از احمدي نژاد سر دادند.
سيام

به نقل از ایرنا

هشدار آيت الله مکارم نسبت به فضاي ناسالم انتخاباتي

آیت الله مکارم شیرازیبه گزارش ايرنا، وي گفت: براي برنده شدن در انتخابات حق نداريم از هر وسيله اي استفاده کنيم.
وي گفت: فضا، ناسالم شده و بايد مراقب باشيم که براي رسيدن به هدف، وسيله را توجيه نکنيم.
وي افزود: رياست جمهوري، آش دهن سوزي نيست ، يک مسووليت دنيايي و يک مسووليتي الهي در آخرت دارد و کسي که رييس جمهوري مي شود يک لحظه آسايش و آرامش ندارد و اگر براي خدا هم نباشد، واقعا خطاست.
وي اظهار داشت:نبايد براي پيروزي در انتخابات به يکديگر دروغ و افترا وتهمت ببنديم و فضا نبايد طوري باشد که مردم بدبين شوند چرا که هدف اصلي بايد نظام اسلام، قرآن و حکومت اسلامي باشد.
وي اضافه کرد: نبايد براي رسيدن به هدف، مردم را دلسرد و دچار سوء ظن کنيم، رنگ انتخابات ما بايد با انتخاباتي که در آمريکا ويا انگلستان و يا فرانسه برگزار مي شود، تفاوت داشته باشد.
وي گفت: در کشورهاي غربي براي بدست آوردن آرا هر کاري مي کنند و حتي به گروه هاي منحرف امتياز مي دهند اما ما نمي توانيم اين اعمال را انجام دهيم.

به نقل از ایرنا

سرمايه گذاري ستاد موسوي براي جذب راي از جنوب شهر تهران

ستاد انتخاباتی موسویبه گزارش خبرگزاري فارس به نقل از ايرنا، ستاد انتخاباتي موسوي و كميته هاي وابسته به آن همچون دختران حامي موسوي كه خود را "نسل فيروزه اي " خوانده اند، فعاليت هاي مختلفي را در برنامه هاي تبليغاتي خود گنجانده اند تا با تمركز بر مناطق جنوبي و حاشيه اي تهران، بر آراي اين مناطق تاثير بگذارند.
بر همين اساس، ستاد موسوي، دختران جوان را تحت عنوان "سفيران فيروزه اي " براي رفتن به اين مناطق انتخاب كرده‌اند.
يكي از ويژگي هاي اصلي افراد انتخاب شده، جواني آنان و همچنين پوشش هاي متنوع آنان است.
اين اقدام به وسيله پيامك‌هاي متعددي به ديگران اطلاع‌رساني و از برخي افراد نيز طي تماس‌هاي تلفني دعوت به همكاري شده است.
بنا بر همين پيامك ها، تنها يك هزار نقطه به عنوان حوزه عمل سفيران فيروزه اي اعلام شده است و ساير افراد انتخاب شده نيز در مناطق ديگري جمع مي شوند.
تعداد انبوهي شال‌هاي سبز و فيروزه‌اي رنگ در بين اين منتخبان توزيع شده است تا بين جوانان و دختران جنوب شهر تهران پخش شود.
اين شال ها كه عرض كمي دارند تنها جنبه نمايشي دارند چرا كه نمي توانند حجاب كاملي براي بانوان باشند.
همچنين به اين افراد توصيه شده است دختران با حجاب چادر را بيش از هر مورد ديگر مد نظر داشته باشند و شال‌هاي فوق را به آنان دهند تا زير چادرهاي خود به دور گردن بيندازند.
مچ‌بندهاي سبزرنگ و برگه‌هاي تبليغاتي و پوسترهاي موسوي نيز جزء بلافصل اقلام تبليغاتي اين افراد براي اثرگذاري بر شهروندان جنوب شهر تهران است.
همچنين تعداد زيادي لوح فشرده تبليغاتي موسوي در راستاي اين هدف تهيه شده است.
اتخاذ اين تصميم‌ها نشان مي دهد اعضاي ستاد موسوي در صددند با تمركز در اين مناطق از آراي ساير نامزدها بخصوص محمود احمدي نژاد كه طي دوره نهم رياست جمهوري با اين افراد ارتباط مناسبي را برقرار كرده است، تحت الشعاع قرار دهند.

ابهام درباره حضور موسوی در مناظره پس از خط و نشان‌های احمدی‌نژاد

میر حسین موسوی«گمان نمي كنم مناظره تلويزيوني راه حل مناسبي باشد و خيلي بر فضاي جامعه براي تدبر كمك نمي كند.» این جمله ای بود که میرحسین موسوی چندی قبل در مصاحبه خود با خبرگزاری مهر به زبان آورد تا در گرماگرم رقابت انتخاباتی عدم تمایل جدی خود به برگزاری مناظره را پیشاپیش اعلام کرده باشد.

به گزارش رجانیوز، اگرچه انتظار می رفت با توافق صورت گرفته بین صدا و سیما و نمایندگان کاندیداها بر سر برنامه های انتخاباتی تلویزیون و مشخصاً مناظره، حرف و حدیثی در این خصوص باقی نماند، اما گذشت زمان نشان داد که رقبای احمدی‌نژاد چندان تمایلی به مناظره ندارند. از یک سو سایت های حامی موسوی و برخی شخصیت های مطرح جبهه اصلاحات اعلام کردند که مناظره با شرایط حاضر و اعداد و ارقامی که احمدی‌نژاد ارائه می کند، ضرورت ندارد. از سوی دیگر هم تلاشی پنهان برای تغییر در برنامه های درنظر گرفته شده آغاز شد.

این همه در حالی بود که برخی در پشت پرده درصدد برنامه ریزی برای مناظره های پیش رو بودند تا در معادله سه بر یک، باب نقد را در فازهای متفاوتی بگشایند. 3 رقيب انتخاباتي احمدی‌نژاد به حضور يك چهره پر نفوذ رسیدند و در خصوص نحوه سازماندهي مناظره با يكديگر تبادل نظر کردند. در همین بازه زمانی از تیم هایی سخن به میان می آمد که برای مناظره کروبی و میرحسین با احمدی‌نژاد در حال برنامه ریزی و طرح ریزی هستند.

اما با وجود همه این تلاش ها تردیدها ادامه پیدا کرد. خبرهای دریافتی حکایت از آن دارد که برخی فشارها به صدا و سیما طی این مدت وجود داشته است. از آنجا که تلاش ها برای از میان برداشتن اصل مناظره راه به جایی نبرد برخی حضور کارشناسان را همراه با کاندیداها در زمان منظره مطرح کرده اند.

گفتنی است موضع تهاجمی دکتر احمدی‌نژاد طی این روزها و سخن گفتن از اینکه برخی حرف ها را برای مناظره نگه داشته است، در ایجاد تردید در جبهه مقابل اثر قابل توجهی داشته است. احمدی‌نژاد در گفتگوی خود در شبکه خبر نیز از سکوت این سال ها سخن به میان آورد و تصریح کرد که نباید عرصه کشور صحنه جدال باشد؛ اما اگر منافع ملت ایران اقتضا کند پرونده دولت های گذشته و برخی سفارش ها و مفاسد را باز خواهد کرد.

محمود احمدی‌نژاد در اجتماع بزرگ فرهنگیان نیز با بيان اينکه در دولت ميرحسين تنها يک روزنامه فعاليت هاي اقتصادي دولت را نقد مي کرد، گفت: «آن قدر به اين روزنامه فشار آوردند و رييس دولت پشت تربيون بر اين روزنامه فشار آورد که در نهايت قلمش شکست و اين روزنامه خاموش شد.»

احمدی‌نژاد همچنین افزود:«در دولت سازندگي هم تنها يک روزنامه برنامه هاي اقتصادي دولت را مورد انتقاد قرار مي داد که به خاطر هجمه و فشاري که بر اين روزنامه آمد، مجبور به سکوت شد. در دولت قبلي وقتي که انتقادي عليه دولت صورت مي گرفت،‌40 روزنامه به صورت همزمان با تيترهاي يکسان به او حمله و با کشيدن کاريکاتور به "مسخره کردنش" مي پرداختند.»

دکتر محمود احمدی نژاددکتر احمدی‌نژاد با این مقدمه به سراغ تخریب ها و ناگفته های خود رفت و تصریح کرد: «هر چند حجم تخريب ها و تهمت هاي ناروا بر عليه من بيش از حد انصاف بود اما من همه را بخشيدم ولي به خاطر منافع ملي و حقوق ملت مجبورم پرونده سه دولت قبل را در عرصه هاي سياسي، فرهنگي، اجتماعي و سياست خارجي در برابر ملت و تاريخ قرار دهم که آن را در مناظره هاي تلويزيوني اعلام مي کنم.»

مواضع تهاجمی احمدی‌نژاد در حالی طی این روزها کلید خورده است که پیشتر حتی زيد آبادي نیز با اشاره به مناظره موسوي و احمدی‌نژاد تصریح کرده بود:«بر خلاف تصور، برنده اين مناظره احمدی‌نژاد است.» به نظر می رسد ترس از شکست در مناظره بانی عقب نشینی و شرط و شروط گذاشتن های مکرر حامیان برخی کاندیداها شده باشد.

مسلما در فضای مناظره خیلی چیزها مشخص خواهد شد. در این فضاست که نامزدها می توانند به دور از فضای شعاری مدعای همدیگر را به نقد بکشند و اجازه بدهند تا مردم در این میان قضاوت کنند. انتظار آن بود که مدعیان گفتگو و مدافعان حق آگاهی مردم و شفافیت از مناظره به سبب روشن شدن واقعیات استقبال کنند. البته به نظر می رسد ناتوانی برخی کاندیداها به جهت بالا بودن سن آنها نیز در این میان بی تاثیر نبوده است.

رجانیوز

پول يك قرارداد نفتي15 سال به جيب يك معاون وزير نفت مي‌رفت كه عزلش كردم

احمدي‌نژاد گفت: پس از تحقيقات درباره يكي از قراردادهاي نفتي، متوجه شديم فردي كه به يكي از سران كشور وابسته است و 15 سال اكثر قراردادها را به جيب خود ريخته، اين قرارداد هم به آن معاون وزارت نفت واگذار شده كه او را عزل كردم و امروز همان فرد در رسانه‌ها مي‌گويد كه سياست اقتصادي دولت غلط است.

به گزارش فارس، محمود احمدي‌نژاد در ادامه سفر استاني به استان تهران طي سخناني در جمع پرشور و گسترده مردم شهرستان پاكدشت كه در ورزشگاه شهيد پازوكي حضور يافته بودند با اشاره به ويژگي‌هاي شهرستان پاكدشت گفت: شهرستان پاكدشت شهر گل، صداقت، شجاعت، مردانگي و قهرماني است و دل‌هاي مردم شما سرشار از ايمان زلال و اراده‌هاي قوي چون كوه است و انديشه‌هاي بلند و همت‌هاي قوي در مردم عزيز پاكدشت وجود دارد و اين ديار، گل شهرستان‌هاي كشور است.
وي با اشاره به سفر دور اول هيات دولت به اين شهرستان گفت: در سفر قبل گفتم كه دو نسبت با شما دارم كه يكي از آن بچه محل بودن با شما و نسبت بعدي به لطف خداوند خادم و نوكر مردم پاكدشت بودن است.

رئيس‌جمهور با اشاره به وظايف دولت اسلامي گفت: پافشاري بر حقوق ملت و ترجيح آن بر همه امور و همه مسائل از جمله وظايف دولت اسلامي است. هرچه در اختيار دولت از منابع، بودجه و امكانات است همه متعلق به ملت است و دولت موظف است كه با همه وجود از منابع ملت و حيثيت و آبروي ملت در خارج و داخل كشور صيانت كند.
احمدي‌نژاد همچنين ادامه داد: آنچه كه در اختيار دولت متعلق به آحاد ملت در سراسر ايران است احدي در دولت حق ندارد اين امكانات را متعلق به يك گروه و افراد خاص بداند و به جايي دفاع از حقوق ملت از منابع يك قشر خاص دفاع كند.

* پيش از دولت نهم برخي مسئولان براي پر كردن جيب خود تصميمات خلاف منافع مردم مي‌گرفتند

وي با اشاره به اشتباهات برخي مديران پيش از دولت نهم گفت: برخي مديران به جاي ترجيح منافع ملت بر ساير مسائل، جريانات ديگري را بر منافع ملت ترجيح دادند كه همه ما شاهد بوديم كه يك مدير و يك رئيس‌ شركت چندين سال بر مسند كار بود و در هر مقطع تصميمات خلاف مصلحت عمومي براي پركردن جيب خود اتخاذ مي‌كرد و پر كردن جيب خود و دوستانش را بر منافع ملت ترجيح مي‌داد و زماني كه مردم كشور به او اعتراض مي‌كردند به جايي اينكه با آن مدير برخورد شود از آن مدير دفاع مي‌كردند و در شهرها به گونه‌اي فضا شكل گرفته بود كه مردم نمي‌توانستند از يك بخشدار انتقاد كنند و افراد منافع ملت را قرباني دفاع از يك مدير ناكارآمد مي‌كردند.

رئيس‌جمهور همچنين اظهار داشت: در همين تهران همان كسي كه اعتراف كرد صدها ميليون تومان در سال 72 براي حزب و گروه خود از بيت‌المال هزينه كرده است برخي به جاي مجازات او از وي حمايت كردند و تلاش كردند تا او را به عنوان يك قهرمان ملي معرفي كنند.

احمدي‌نژاد با اشاره به وظيفه دولت در عزل يك مدير ناكارآمد گفت: در حالي كه وظيفه دولت اين است كه اگر مشاهده كرد كه يك مسئول، حقوق و منافع ملت را زير پا گذاشته بايد با او برخورد كند و بلافاصله او را از سمتي كه قرار دارد عزل كند، چه برسد به اينكه بفهمد مديري از مسئوليت خود براي اندوختن مال و ثروت براي خود، اقوام و دوستانش استفاده كرده است چنانچه حضرت علي(ع) مي‌فرمايد بايد چنين فردي را به مردم معرفي كنيد تا ديگران جرات نكنند به بيت‌المال دست‌اندازي كنند.

* برخي‌ها مردم و انقلاب را فداي دوستان و هم‌حزبي‌هاي خودشان كردند

وي ادامه داد: سال‌ها به جاي اينكه طرف مردم و انقلاب گرفته شود برخي مردم و انقلاب را فداي دوستان، آشنايان، هم حزبي‌ها و افراد خاصي كردند حتي آنها به من اعتراض مي‌كردند كه چرا برخي را در دولت بركنار مي‌كنيد و من به آنها پاسخ دادم مسئولي كه بفهمد زيرمجموعه‌اش مشغول سوء استفاده بوده و يا مدير تحت نظرش از مردم كناره‌گيري كرده است قانوناً و شرعاً حق ندارد به آن مدير متخلف اجازه كار بدهد.

رئيس‌جمهور عزل مديران و مسئولان ناكارآمد و متخلف را وظيفه دولت اسلامي دانست و اظهار داشت: اين مناصب و پست‌ها ارث پدري كسي نيست و به نام كسي سند زده نشده است واين گونه نيست كه اگر كسي آمد بايد 4 سال و يا 20 سال بماند و اگر دولت متوجه شد كه كسي دچار خطا و اشتباه شده دولت حق ندارد او را در آن سمت نگه دارد و آن فرد متخلف را ملت تحميل كند.

احمدي‌نژاد ادامه داد: اين خوب است كه مديران در سمت‌ها ثابت بمانند اما شرط اين منطق اين است كه در مسير اسلام و انقلاب و مردم ،پاك و صادق بمانند و از نگاه مردم هر كسي چنين ويژگي را نداشت او بايد عزل شود.

* با گردن‌كلفت‌ها بايد برخورد شود تا عده اي خيال نكنند مملكت ارث پدري آنها است

احمدي‌نژاد وظيفه اصلي خود را برخورد با گردن‌كلفت‌هاي مفسد دانست و گفت: برخورد با 4 يا 5 آدم ضعيف گرچه لازم است اما اين امر نمي‌تواند پايه‌هاي دولت اسلامي را مستقر كند بلكه در منطق دولت اسلامي برخورد با متخلفان بايد از گردن كلفت‌ها شروع شود و بايد اول جلوي آنها گرفته شود و مسير اداره كشور را به گونه‌اي تنظيم شود كه عده‌اي خيال نكنند كه منابع كشور ارث پدري آنهاست.

* همانند صدر اسلام، اكنون هم زياده‌خواهان طاقت اجراي عدالت را ندارند

وي دفاع از حقوق ملت را سخت‌ترين وظيفه دولت اسلامي برشمرد و گفت: پافشاري بر حقوق ملت سنگين‌ترين بخش كار دولت اسلامي است چرا كه زياده‌خواهان تحمل نمي‌كنند كه با آنها برخورد شود و حق ملت از آنها گرفته شود همانند صدر اسلام كه برخي در كنار حضرت علي (ع)و پيامبر (ص) شمشير مي‌زدند زماني كه وقت كوتاه‌كردن دست آنها از بيت‌المال فرا مي‌رسد آنها با شمشير در برابر حضرت علي(ع) ايستادند و مقاومت كردند.
رئيس‌جمهور با اشاره به اختصاص وام به جوانان براي ايجاد اشتغال گفت: اگر دولت بخواهد كار و فعاليت ايجاد شود بايد وام‌هاي بانكي را كنترل كند و به دست جوانان، كشاورزان و صنعت‌گران برسانند تا با ايجاد اشتغال، درمان و كارخانه كشور پيشرفت كند.

احمدي‌نژاد ادامه داد: وقتي يك فرد وامي كوچك دريافت مي‌كند زماني كه قسط او عقب مي‌افتد براي او اخطاريه مي‌فرستند اما برخي كه وام‌هاي ميلياردي گرفته‌اند و به جايي اينكه آن را در بازار اشتغال و صنعت به كار بگيرند آن را وارد بازار مسكن كرده‌اند زماني كه از آنها مي‌خواهند آن وام را بازگردانند صداي صدها حنجره به هوا مي‌رود و هزاران تلفن به صدا در مي‌آيد و آن فرد را تهديد مي‌كنند.

وي افزود: 90 درصد وام‌هاي بانكي، بالاي يك ميليارد تومان است و بسياري از وام‌هايي كه قسط‌ هاي آن عقب افتاده متعلق به همين 90 درصد است و كساني وام‌هاي كلان گرفته‌اند و حاضر هم نيستند آنها را بازگردانند.

* ما از سياستي كه پول نفت را به جيب عده اي خاص سرازير كند، بيزاريم

رئيس جمهور در پاسخ به سيل تهمت‌ها و اشتباه خواندن سياست‌هاي اقتصادي دولت نهم گفت: اگر سياست درست اقتصادي اين است كه پول‌هاي كشور توي جيب يك عده‌ خاص برود و مردم محروم باشند ما از اين سياست بيزار هستيم.

احمدي‌نژاد افراد سرمايه‌گذار واقعي را افرادي با حساب پاك دانست و گفت: افرادي كه با سرمايه‌گذاريهاي خود اشتغال ايجاد مي‌كنند و دامداري و كشاورزي را رونق مي‌دهند حسابشان پاك است و ما با آنها كاري داريم اما اگر قرار باشد عده‌اي پول‌ها بردارند و عليه منافع ملت استفاده كنند اين امر را فاقد منطق اقتصادي مي‌دانيم و اگر برخي اين سياست‌ها را غلط مي‌دانند ما با اين حرف‌ها كاري نداريم چرا كه ما نوكر و خدمت‌گزار مردم هستيم.

* 15 سال پول يك قرارداد نفتي به جيب يك معاون وزير نفت مي‌رفت كه عزلش كردم/ حالا به دولت فحاشي مي كند

وي با اشاره به تخلف يكي از معاونان وزارت نفت و بركناري آن فرد گفت: من در بخش نفت مطلع شدم كه يكي از محصولاتي كه در كشتي‌ها مصرف مي‌شود را به يك دلال در امارات مي‌فروشند .بنده سئوال كرده‌ام كه چرا اين كار را مي‌كنيد و اين محصول را يكجا به يك فرد مي‌فروشيد و چرا در بندرها در مرزهاي خودمان اين كار را نمي‌كنيد.از اين رو فردي را براي تحقيق فرستادم كه گزارش داد همه كشتي‌ها ترجيح مي‌دهند اين محصول را در بنادر ايران بخرند. و از اينكه براي خريد محصول به امارات مي‌روند ناراحت هستند.

رئيس‌جمهور ادامه داد: من به وزير نفت گفتم كه ديگر حق نداريد اين محصول را به امارات بفروشيد لذا بايد آگهي بدهيد و در همين ايران به مردم خودمان اين امر را بسپاريد تا خود آنها با ساخت امكاناتي در بنادر، اين محصول را به كشتي‌ها بفروشند اما زماني كه آگهي داده شد ملاحظه كردم آقايي كه به يكي از سران كشور وابسته است و 15 سال اكثر قراردادها را به جيب خود ريخته، اين قرارداد هم به او واگذار شده است و زماني كه اين امر را مشاهده كردم گزارش و سابقه آن را فرد را خواستم و وقتي فهميدم كه يكي از معاونان وزير نفت اين كار را كرده او را عزل كردم و امروز همان فرد در روزنامه‌ها و رسانه‌ها عليه دولت مصاحبه مي‌كند و مي‌گويد كه سياست اقتصادي دولت غلط است. ما تهمت‌ها، توهين‌ها، بي‌ادبي‌ها را تحمل مي‌كنيم اما امضاي يك قرارداد كه يك ريال هم از آن عليه ملت باشد را تحمل نمي‌كنيم.

* پرونده كساني كه 24 سال در مناصب اجرايي بودند را در مقابل چشم ملت افشا مي‌كنم

احمدي‌نژاد با اشاره به فشارها، توهين‌ها و تهمت‌ها در مساله هسته‌اي به دولت گفت: به خاطر مسائل هسته‌اي و اينكه دشمنان پشت مرزهاي ما بودند و ما درگير اين مسائل بوديم براي اينكه خدمت به مردم با ورود به اين مسائل لطمه نبيند ما وارد نشديم اما امروز براي دفاع از ملت مجبورم پرونده يك گروه را كه 24 سال در مناصب اجرايي كشور حضور داشتند و ريشه مشكلات كشور را به وجود آورده‌اند را فاش كنم و در برابر چشم ملت قرار خواهم داد.
وي افزود: در تلويزيون و در مناظره‌ها پرونده اين افراد را افشا خواهم كرد اما من اهل تهمت و بي‌ادبي نيستم البته همه اين پرونده ها را روي ميز نمي‌آورم و اجازه مي‌دهم اگر ملت بارديگر من را برگزيد آن وقت همه آنها را در پيشگاه ملت محاكمه مي‌كنيم و حقوق ملت را به بيت‌المال باز مي‌گردانيم.

رئيس ‌جمهور در بخش ديگري از سخنان خود با اشاره به عرصه دوم وظايف دولت براي دفاع از حقوق ملت گفت: عرصه دوم كه جزو وظايف دولت محسوب مي‌شود و بايد از عزت و استقلال مردم دفاع كند،‌ عرصه سياست خارجي است و در عرصه سياست خارجي دولت بايد از عزت ملت با شجاعت دفاع كند. شما مي‌دانيد كه اگر يك ملتي تحت شرايط تهديد زندگي كند امكان برنامه‌ريزي و ‌پيشرفت براي او بوجود نمي‌آيد و تا زماني كه دشمن يك چماقي را در دست گرفته و هر روز ملت را تهديد مي‌كند، يك روز بهانه حقوق بشر و يك روز مسئله هسته‌اي را بهانه مي‌كند در چنين شرايطي يك ملت نمي‌تواند راه درست پيشرفت را طي كند و اولين وظيفه يك دولت اين است كه با پشتوانه ملت تهديد را از سرزمين و منافع ملي دور كند.

* در دولت قبل چندين قرارداد خانمان‌برانداز بدون تصويب مجلس بر ملت تحميل شد

وي افزود: همه شما 5 سال گذشته را در قضيه هسته اي به ياد داريد كه دشمنان آمدند و با فشار، تقاضاهايي را مطرح كردند و در آن زمان با شعار اينكه ما بايد تنش‌زدايي كنيم، و بايد گفتگو كنيم دشمنان قدم به قدم خواسته‌هاي خود را مطرح كردند و آن را افزايش دادند ولي از اين سمت، قدم به قدم عقب‌نشيني صورت گرفت و تعهد كردند تا جايي كه چندين قرارداد خانمان برانداز را بدون تصويب مجلس بر ملت ما تحميل كردند و متن اين قراردادها آن طوريكه اتفاق افتاد به اطلاع مردم نرسيد.

رئيس‌جمهور با اشاره به ماجراي هسته‌اي گفت: در ماجراي هسته‌اي آنها همه تاسيسات را پلمپ كردند و آزمايشگاه‌ها و رشته‌هاي دانشگاهي را هم درخواست تعطيلي دادند و اعلام كردند كه رشته‌هاي منتهي به مسئله هسته‌اي بايد تعطيل شود.

احمدي‌نژاد ادامه داد: در آن شرايط رئيس دولت وقت، در افغانستان و در عراق و در موضوع هسته‌اي با آنها كمال همكاري را انجام داد و كمال عقب‌نشيني را انجام داد و تقريبا كليد هسته‌اي را براي هميشه تحويل آنها داد و پس از اين همه همكاري كه تحت شعار تنش‌زدايي انجام شد، آقاي بوش پشت تريبون آمد و ايران را محور شرارت ناميد و گفت كه بايد به ايران حمله كنيم و بدانيم كه اين اخلاق مستكبران است كه اگر در برابر آنها عقب‌نشيني كنيم آنها تا انتها مي‌آيند.

* مسئولي كه اجازه حضور غربي ها در مراكز نظامي ما را بدهد، به جايي مي‌فرستم كه راه خانه‌اش را گم كند

وي اظهار داشت:‌ غربي‌ها آنقدر پررويي كردند و گفتند كه ما بايد همه مراكز شما را بازرسي كنيم و من به آنها گفتم كه دليل اين كار چيست و آنها پاسخ دادند كه ممكن است شما كار مخفي انجام دهيد ومن به آنها گفتم كه اين كار ممنوع است و اگر كسي اجازه دهد مامورين غربي پايشان را در يك مركز نظامي ما بگذارند، من آن كسي كه اجازه اين كار را داده است همراه با آن مامور به جايي خواهم فرستاد كه راه خانه‌شان را گم كنند.

رئيس‌جمهور با اشاره به هدف غربي‌ها براي بازرسي از تاسيسات نظامي ايران گفت:‌ دشمنان به بهانه مسائل هسته‌اي قصد داشتند از قدرت دفاعي ما مطلع شوند تا دشمنان به راحتي بتوانند نقشه‌هاي بوش را پياده كنند. زماني كه يك چماق بالاي سر يك ملت است، امكان عزت و پيشرفت وجود ندارد. اولين وظيفه دولت اين است كه آن چماق را از دست دشمن بگيرد و توي سر خود دشمن بكوبد و خرد كند. و الا تا زماني كه آنها خودشان را مالك ومحق مي‌دانند وايستاده‌اند و هر روز تهديد مي كنند هيج كاري نمي‌توان كرد و مي بايست يك بار براي هميشه اين تهديد كنار مي رفت.

احمدي‌نژاد گفت: برخي به ما مي‌گويند براي رفع تهديد كوتاه بياييد و لبخند بزنيد و چرا از موضع قدرت با آنها برخورد مي‌كنيد اما من پاسخ مي‌دهم منطق ما روشن است. ذات استكبار پررويي و تجاوز‌طلبي است و اگر در برابر متكبر تواضع كنيد آن متكبر پرروتر مي‌شود و زياده خواهي بيشتري مي‌كند و فهرست طلبكاريهاي خود را افزايش مي‌دهد. و اگر بخواهيم جنگ و تهديد را از سرزمين‌تان دور كنيد بايد از موضع قدرت و شجاعت و البته با تدبير اين كار را انجام دهيم.

وي با اشاره به سخن يكي از مسئولان در صدا و سيما مبني بر حمله آمريكا به ايران گفت: شما يادتان است كه چند سال قبل يك عزيزي در تلويزيون آمد و اعلام كرد كه يك ماه ديگر آمريكا به ايران حمله مي‌كند و آن مجري از وي پرسيد كه آيا جدي مي‌گويي وآن فرد در صحبتش تاكيد كرد و گفت من از اين موضوع خبر دارم. من به محض اينكه اين حرف را شنيدم ناراحت شدم و در برنامه تلويزيوني اعلام كردم كه چنين چيزي محال است چرا كه ملت ايران مقتدر است و اگر هر قدرتي بخواهد تجاوزي به اين ملت بكند قبل از اينكه دست آن متجاوز بر روي ماشه برود ملت دست آن دست را از بازو قطع خواهد كرد. شما مشاهده كرديد كه آنها جرات نكردند به ايران حمله كنند و همان افرادي كه 5 سال پيش بحث حمله به ايران را مطرح مي‌كردند، و ايران را محور شرارت مي‌ناميدند امروز بر سر تائيد و تمجيد از ايران مسابقه گذاشتند و اعلام مي‌كنم كه ايران كانون تمدن و فرهنگ است و بدون ايران نمي‌شود منطقه و دنيا را اداره كرد و تقاضاي گفتگو و همكاري با ايران را دارد.

رئيس‌جمهور با بيان اينكه اگر در برابر مستكبر كسي تواضع كند حتما عزتش لجن مال مي‌شود،‌گفت: امروز ملت ايران عزيز است و بدانيد كه راه همين عزت ومقاومت است كه البته بايد با تدبير همراه باشد. و بنده شما را با مواردي كه در اين 4 سال گذشت، و برخي از داخل همراه با دشمن چه فشارهايي به ما آوردند ،‌و ما را دعوت به سازش كردند خسته نمي‌كنم.

احمدي‌نژاد در ادامه اظهار داشت: اگر ملتي بخواهد مستقل باشد و در امنيت به سر ببرد،و بتواند سازندگي كند و اقتصاد خود را رونق بخشد‌ بايد در مسائل جهاني با اقتدار و با شجاعت و باتدبير وارد شود و اين راه و خط و مشي ملت ايران است. اگر خداوند عنايت كرد و به دست شما مسئوليت به من سپرده شد وقتي به سازمان ملل بروم خطاب به اين كشورهاي به اصطلاح قدرتمند خواهم گفت كه كداميك از شما جرات حمله به ايران را داريد.

* برخي‌ها در داخل همنوا با صهيونيست‌ها، از اينكه ما صهيونيستها را جنايتكار مي ناميم ناراحت مي‌شوند

وي با ابراز تاسف از برخي اظهارنظرات افراد داخلي همگام با دشمن گفت‌: برخي در داخل همراه با صهيونيست‌ها از اينكه ما مي‌گوييم صهيونيست‌ها آدم‌كش،كودك‌كش و جنايتكار هستند ناراحت مي‌شوند و مي گويند چرا به آنها اعتراض مي‌كنيد اما اين صهيونيست‌ها 30 سال است كه ما را تهديد مي‌كنند و مي‌خواهند به ايران حمله كنند ولي برخي آقايان مي‌گويند چرا شما هولوكاست را دروغ خوانديد اما سوال اين است كه آيا ما بايد منتظر بنشنيم تا از آنها در داخل كشور استقبال كنيم در حالي كه امام علي (ع) فرمودند هر كسي از دشمن در داخل خانه خود استقبال كرد به ذلت مي‌افتد.

رئيس‌جمهور ادامه داد:‌دولت موظف است با ديپلماسي اقتدار كاري كند كه رژيم صهيونيستي و اربابان آنها جرات حمله به ايران را نكنند اما برخي در داخل مي‌گويند كه شما هزينه توليد كرده‌ايد و به آنها مي‌گويم كه جز چند سفر من و فريادهاي مرگ بر صهيونيست ،چه هزينه‌اي پرداخت شده است ؟ ما امروز به جايي رسيده‌ايم كه خودشان هم اعتراف مي‌كنند كه ديگر نمي‌توانند در برابر ملت ايران غلطي بكنند و امروز ملت ايران قهرمان و مقتدر است و اجازه نمي‌دهيم آنها براي ما تصميم گيرند.

احمدي‌نژاد با اشاره به اعتراض برخي افراد داخلي از حمايت دولت از لبنان و فلسطين گفت: رژيم صهيونيستي و اربابان او و هفت جد و آباد آنها نمي‌توانند غلطي بكنند اما برخي در داخل مي‌گويند كه چرا از لبنان و فلسطين حمايت مي‌كنيد لابد آنها انتظار دارند كه دشمن مقاومت لبنان و فلسطين را بشكند و به پشت مرزهاي ما برسد و پس از آن ما با آنها مبارزه كنيم اما حتي اگر آنها ما را تهديد نمي‌كردند ما خود را موظف به حمايت از لبنان و فلسطين مي‌دانستيم.

وي با اشاره به تصميمات دولت براي شهرستان پاكدشت گفت: گازرساني، احداث خط راه‌آهن شهري، ساخت بيمارستان پاكدشت، واگذاري زمين براي مسكن مهر، تاسيس ساخت مجتمع فرهنگي و هنري و استاديوم ورزشي، ساخت دو مجموعه ورزشي براي دختران و دو مجموعه ورزشي براي پسران از جمله تصميمات دولت در جلسه هيات دولت مخصوص تهران خواهد بود.
رئيس جمهور در پايان گفت: امروز شما مردم پاكدشت موجب عزت، ملت ايران و اميد ملت‌هاي مظلوم دنيا هستيد.

به نقل از رجا نیوز

سوالات 17 استاد دانشگاه درباره مدرك تحصيلي زهرا رهنورد همسر مهندس میر حسین موسوی

زهرا رهنوردبه گزارش خبرگزاري فارس به نقل از شبكه "ايران " ، بر اساس اطلاعات منتشر شده در اين نامه ، خانم زهرا رهنورد مدرك دكتراي خود را ظرف مدت 2 سال از دانشگاه آزاد اسلامي اخذ كرده و اين در حالي است كه وي در هنگام گذراندن تحصيلات در مقطع دكترا ،‌ همزمان در مقطع كارشناسي ارشد در دانشكده هنر دانشگاه تهران نيز تحصيل مي كرده و البته همزمان كارمند هم بوده است.

در شكواييه اين اساتيد ضمن طرح اين پرسش كه نحوه پذيرفته شدن خانم رهنورد در مقطع دكترا چه بوده و آيا وي در آزمون ورودي شركت كرده ، آمده است : جناب آقايان معين و توفيقي بايد توضيح دهند خانم رهنورد كه دكتراي خود را در رشته علوم سياسي از دانشگاه آزاد دريافت كرده ، با چه مجوزي در رشته هنر به عنوان دانشيار معرفي شده و در هنگام انتصاب به عنوان رئيس دانشگاه الزهرا(س) از چه مرتبه علمي و دانشگاهي برخوردار بوده است؟

گفتني است مهندس موسوي از اعضاي هيات امناي دانشگاه آزاد اسلامي است.

حمله حاميان موسوي و كروبي به دانشجويان حامي احمدي نژاد

میر حسین موسوی

به گزارش خبرگزاري فارس ؛ حاميان ميرحسين موسوي و مهدي كروبي ازابتداي برگزاري اين همايش وارد سالن شده و با در دست داشتن عكس هايي پشت به سخنران و روبروي سن به صف ايستادند و هر چه مسئولين برگزاري همايش از آنان خواستند كه بر روي صندلي بنشينند آنها توجه نمي كردند و برخي فرياد مي زدند كه ما مخالف برگزاري برنامه شما نيستيم .
متقي فر رئيس ستاد هماهنگي حمايت هاي مردمي دكتر احمدي نژاد در استان تهران خطاب به اغتشاشگران گفت : اينجا محيط دانشگاهي است از شما مي خواهم شان دانشگاه را حفظ كرده و تا قبل از نشنيدن سخنان سخنران پشت به او نايستيد چرا كه اين كار دور از شان محيط دانشگاه است .
وي از حاميان موسوي و كروبي خواست كه بر روي صندلي هاي خود بنشينند چرا كه در صورت پخش شدن اين تصاوير ممكن است اين توهم پيش آيد كه شما دانشجو نيستيد و تحمل سخنان سخنران را نداريد .
وي ادامه داد: اينگونه عكس العمل ها و اينگونه ايستادن ها هيچ پيامي ندارد چرا كه كسي كه حرف براي گفتن داشته باشد به عكس العمل فيزيكي متوسل نمي شود.
بنابر اين گزارش در همين حال يكي از حاميان مير حسين موسوي به بالاي سن رفت و علنا جلسه را برهم زد و حاميان موسوي درگيري فيزيكي را آغاز كردند.
گفتني است در حالي نشست دانشجويان حامي احمدي نژاد امروز در دانشگاه تهران توسط گروه هاي فشار طرفدار موسوي و كروبي به تشنج كشيده شد كه جلسات و نشست هاي حاميان موسوي و كروبي در دانشگاه ها و نقاط مختلف كشور بدون مداخله حاميان احمدي نژاد و در نهايت آرامش برگزار مي شود.

نخستین فیلم تبلیغاتی موسوی پخش شد

«استفاده از بازیگر تئاتر، حجم انبوه سیاه‌نمایی و کپی‌برداری از فیلم توکلی»

نخستین فیلم تبلیغاتی میرحسین موسوی که شنبه شب از شبکه یک سیما پخش شد، ضمن اینکه بیان برخی از موارد منفی را از این کاندیدای ریاست جمهوری به افرادی که به عنوان مردم نشان داده شدند، انتقال می‌داد، حاوی نکات جالبی بود.

به گزارش رجانیوز، در این فیلم که با تصاویری از دوره نخست‌وزیری موسوی آغاز می‌شد و با تصاویری از امام راحل و جبهه و جنگ ادامه می‌یافت، تلاش شد تا خاطره دوران دفاع مقدس و نخست‌وزیری موسوی برای مخاطب زنده شود و با ضمیمه کردن برخی سخنرانی‌های وی نوعی تصویرسازی مثبت در افکارعمومی تداعی شود.

با این حال، در این فیلم تأکید ویژه و مستقیمی به استفاده از نمادهای مذهبی مانند از سیادت موسوی گرفته تا رنگ سبز و بیان این جمله توسط موسوی که پرچم سبز پایبندی به عدالتی است که اهلبیت پایبند به آن بودند، حضور بر بالین احمد عزیزی شاعر اهلبیت(ع) انجام شد.

همچنین هوادران موسوی که انتشار تصاویر آن‌ها در میتینگ‌های اخیر وی مانند میتینگ دوم خرداد سالن سرپوشیده آزادی، زنگ خطر تکرار اثرات منفی مواردی تبلیغات و تبلیغ‌کنندگان مانند هاشمی 2005 را برای ستاد موسوی به صدا در آورده است، در این فیلم کاملاً سانسور شد و تصویری پاستوریزه از هواداران و اغلب در نمای باز و از دور ارائه شد.

علاوه بر این، در حالی که موسوی عملاً کاندیدای احزاب اصلاح‌طلب است و ستادهای وی نیز دربست در اختیار احزاب 3 قلو قرار دارد، در فیلم تبلیغاتی وی هیچ اشاره‌ای به حمایت احزاب از وی نشد و تلاش شد نخست‌وزیر دهه‌ی 60 به عنوان کاندیدای مردم نه احزاب معرفی شود.

از دیگر نکات قابل توجه این فیلم بایکوت تصویری هاشمی، سید محمد خاتمی و زهر رهنورد بود، به طوری که هیچ تصویری از هاشمی به عنوان بازی‌گردان اصلی جناح اصلاح‌طلب و حامی قدرتمند موسوی نشان داده نشد و خاتمی و رهنورد نیز هرکدام به مدت چند ثانیه تصویرشان به نمایش درآمد.

ترس از کاهش آرا در صورت علنی شدن حمایت هاشمی، انتشار فیلم لطیفه‌گویی خاتمی و بازتاب منفی آن در میان آذری‌زبان‌ها و تصور منفی از وابستگی مهندس موسوی به همسرش از دلایل این بایکوت تصویری بوده است.

اما شاید جالب‌ترین بخش این فیلم مربوط به مواردی بود که در آن تلاش شده بود بار بیان برخی از سیاه‌نمایی‌ها برعهده مردم گذاشته شود. اما استفاده از یک بازیگر زن شناخته شده تئاتر در منطقه بابل برای این بخش از فیلم موسوی، اثر عکس و بازتاب بی‌صداقتی در میان افکار عمومی داشته است.

این بخش از فیلم موسوی در واقع مشابه فیلم تبلیغاتی سال 80 احمد توکلی کاندیدای وقت ریاست جمهوری است که کارگردانی آن برعهده اکبر نبوی بود. در این فیلم نیز زنی که در پیاده‌روهای خیابان انقلاب راه می‌رفت، با داد و فریاد از انجام مصاحبه خودداری می‌کرد و انتقاداتی درخصوص وضعیت بیکاری و تورم بیان می‌نمود.

موسوی همچنین در نخستین فیلم خود تلاش کرد مزیت‌های نهادینه شده احمدی‌نژاد مانند مردمی بودن، ساده‌زیستی و تأکید بر ارزش‌ها را به عنوان مزیت‌های خود بیان کند.

با این حال، گفته می‌شود انتشار این فیلم با انتقادات وسیعی در ستادهای موسوی مواجه شده و منتقدان معتقدند موسوی هیچ وجهی از گفتمان اصلاح‌طلبان را در فیلم خود برجسته نکرد و در واقع از مردم خواست احمدی‌نژاد نقد را با نسیه‌ی وی عوض کنند.

تأکید بر نمادهای ملی و شعار "ایران، ایران" و سرود "ای ایران، ای مرز پرگهر" از نقاط اوج این فیلم بود.

موسوی همچنین در فیلم خود بر گروه‌های مرجع مانند مراجع، معلمان و دانشجویان تأکید کرده بود.

به نقل از رجا نیوز

خلاصه ی بیانات مقام معظم رهبری در 1/1/1386 راجع به حمایت از احمدی نژاد

امروز دولت جمهورى اسلامى ايران در زمينه‏هاى سياسى - چه در سطح منطقه، چه در سطح بين‏المللى - سخن او جزو سخنهاى پُرطرفدار است؛ سخن او يك سخن شنيدنى است. مسئولين كشور ما، هم در مجامع جهانى، هم در مسافرتهايى كه به كشورهاى ديگر مى‏كنند، هم در موضعگيرى‏هايى كه مى‏كنند، برجسته و شاخصند.

رئيس جمهور ملت ايران به كشورهاى آسيا، به كشورهاى آفريقا، به كشورهاى امريكاى جنوبى مسافرت مى‏كند، ملتها براى او شعار مى‏دهند، به نفع او تظاهرات مى‏كنند، اظهار حمايت مى‏كنند.

استكبار جهانى  واقعيتها را تغيير دهند و ملت را نااميد كنند؛ مى‏خواهند اعتماد ملت را به مسئولان ضعيف كنند. اينكه مردم به دولت و مسئولانشان اعتماد داشته باشند، براى يك كشور خيلى نعمت بزرگى است؛ مى‏خواهند اين نعمت را بگيرند و مردم را بى‏اعتماد كنند، هم به خودشان، هم به مسئولينشان؛ مردم را با شايعه، به تحريم و خشونت تهديد كنند؛ در تبليغات، جاى مدعى و متهم را عوض كنند.

امروز هر كس كه مردم را نااميد كند و به خود، به مسئولين و به آينده بى‏اعتماد كند، به دشمن كمك كرده. جنگ روانى دشمن، مهمترين بخش مبارزه‏ى دشمن با ملت ايران است.

اعتماد به نفس، اعتماد به مسئولين كشور، اعتماد به دولت، همان چيزى است كه دشمنان مى‏خواهند نباشد. دشمنان مى‏خواهند مردم به دولت - كه مسئوليت اداره‏ى امور كشور را دارد - بى‏اعتماد باشند؛ سعى كنيد اين نقشه‏ى دشمن را خنثى كنيد. من از دولت حمايت مى‏كنم. از همه‏ى دولتهاى بر سر كار و منتخب مردم حمايت كردم، بعد از اين هم همين خواهد بود؛ از اين دولت هم به طور خاص حمايت مى‏كنم. اين حمايت، بى‏دليل و بى‏حساب و كتاب نيست. اولاً جايگاه دولت در نظام جمهورى اسلامى و در نظام سياسى كشور ما جايگاه بسيار مهمى است، ثانياً بيشترين مسئوليتها را دولت بر دوش دارد؛ بعد هم اين جهتگيرى‏هاى دينى و اين ارزش‏گرايى انقلابى و اسلامى خيلى ارزش دارد. سختكوشى، تلاش فراوان، ارتباط با مردم، سفرهاى استانى، جهتگيرى عدالت و زىّ مردمى؛ اينها خيلى قيمت دارد و من قدر اين كارها را مى‏دانم. من به خاطر اين چيزها از دولت حمايت مى‏كنم. البته اين حمايت، حمايت بى‏حساب و كتاب نيست؛ توقعاتى هم در مقابلش از دولت دارم. اولين توقع من اين است كه به مسئولين دولتى مى‏گويم خسته نشوند؛ اعتماد به خدا را از دست ندهند؛ به خدا اعتماد كنند و به اين مردم اعتماد كنند؛ زىّ مردمى خودشان را حفظ كنند؛ در دام تجمل‏گرايى‏هايى كه افرادى مى‏افتند، نيفتند؛ مراقب و مواظب باشند؛ در مخاصمات جناحى وارد نشوند؛ وقتشان را با دعواهاى سياسى تلف نكنند؛ با همه‏ى وجود و با همه‏ى توان براى اين مردم كار كنند؛ آنچه را كه با مردم در ميان مى‏گذارند، به تحقق برسانند و دنبال كنند.

متوسط تورم در دولتهاي هاشمي و موسوي بالاترين؛ خاتمي و احمدي‌نژاد كمترين

به گزارش خبرنگار اقتصادي خبرگزاري فارس، در آستانه انتخابات رياست جمهوري هر چند گراني و نرخ بالاي تورم به مهمترين انتقاد رقباي اصلاح طلب از دولت نهم تبديل شده است و مدعي مي شوند كه در دولتهاي گذشته تورم به اين شكل وجود نداشته است، ولي نگاهي به آمارهاي رسمي منتشر شده از سوي بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران و صندوق بين‌المللي پول واقعيتهاي ديگري خلاف ادعاي اصلاح طلبان و كانديداهاي مطرح آنها را اثبات مي كند.
گزارش هاي رسمي بانك مركزي و صندوق بين المللي پول از نرخ تورم در 28 سال گذشته شامل دولتهاي ميرحسين موسوي، هاشمي رفسنجاني ، خاتمي و احمدي نژاد نشان مي دهد: دولتهاي هاشمي و مير حسين موسوي رکورددار گراني در كشور هستند و بالاترين متوسط تورم در كشور مربوط به اين دو دولت بوده است، در عين حال دولتهاي احمدي نژاد و خاتمي با اختلاف بسيار اندك نسبت به يكديگر در رده هاي بعدي قرار دارند.
بر اساس اين گزارش، بانك مركزي در حالي متوسط نرخ تورم در دولت كارگزاران سازندگي (سالهاي 68 تا 75) را 25.33 درصد اعلام كرده است كه گزارش صندوق بين المللي پول نيز متوسط نرخ تورم در اين دولت را با اختلاف ناچيز 25.12 درصد اعلام كرد كه بالاترين ميانگين تورم در 28 سال گذشته است.
همچنين بالاترين نرخ تورم در كشور نيز در دولت هاشمي و در سال 74 به ميزان 49.1 درصد به ثبت رسيده است.
اين گزارش حاكي است: متوسط نرخ تورم در دولت مير حسين موسوي (60 تا 67) بر اساس اعلام بانك مركزي 19.25 درصد و بر اساس اعلام صندوق بين المللي پول نيز 19.93 درصد بوده است و اين دولت پس از دولت كارگزاران دومين ميانگين تورم بالا را طي 28 سال گذشته به خود اختصاص داده است. همچنين طي پنج سال از دولت مير حسين موسوي نرخ تورم بالاي 20 درصد بوده است و غير از سالهاي 73 و 74 كه تورم 49 و 35 درصدي داشتيم، بالاترين تورم در 28 سال گذشته در سال 67 و به ميزان 28.9 درصد بوده است.
بانك مركزي در اين گزارش متوسط نرخ تورم را در دولت خاتمي 15.76 و در دولت احمدي نژاد 16.52 درصد اعلام كرده است كه حاكي از اختلاف ناچيز 0.76 درصد مي باشد و صندوق بين المللي پول نيز در تائيد گزارش بانك مركزي متوسط نرخ تورم را در دولت خاتمي 15.76 درصد و دولت احمدي نژاد 16.62 درصد اعلام كرد كه اختلاف اندك 0.86 درصد را نشان مي دهد.

آقای موسوی مردم را نسبت به نظام بدبین نکنید!

مهندس موسوی در اولین برنامه تلویزیونی خود در شبکه اول سیما به عنوان کاندیدای دهمین انتخابات ریاست جمهوری، طبق رویه‌ای که از مدت‌ها قبل در پیش گرفته بود باز هم به تخریب دولت نهم پرداخت و برخلاف همه‌ انتظارها، به جای ارائه برنامه‌ها و اهداف خود، به سیاهنمایی وضعیت کشور پرداخت!

در حالی که این نامزد انتخابات تا دو روز پس از شروع تبلیغات رسمی انتخابات، هنوز برنامه‌های انتخاباتی خویش را به مردم ارائه نکرده بود و همواره با کلی گویی و بدون ارائه دلایل منطقی به انتقاد شدید از سیاست‌های دولت مستقر پرداخته است، در اولین برنامه تلویزیونی کاندیداهای ریاست جمهوری با انکار خدمات دولت نهم در عرصه‌های مختلف، تلاش کرد تا با بحرانی جلوه دادن شرایط اقتصادی کشور آرای مردم را به سمت خود جذب کند.

مردم و نخبگان توقع داشتند تا با گذشت سی سال از پیروزی انقلاب اسلامی، در رقابت‌های انتخابات دهم شاهد بلوغ فکری و سیاسی نامزدها و صف‌آرایی و تقابل برنامه‌های آنان با هدف پیشرفت کشور و پرهیز از سردادن شعارهای ادیبانه باشند اما متاسفانه مهندس موسوی به طرز شگفت‌آوری تلاش دارند تا بجای اثبات توانمندی و برنامه‌محور بودن خودشان، به نفی و تخطئه دولت قبل بپردازند! گویا ایشان فراموش کرده‌اند که اولین اصل مهم در انتخابات آینده مشارکت حداکثری مردم است و طبیعتا ارائه برنامه‌های اجرایی و کارآمد، نقشی اساسی در به صحنه آوردن مردم برای انتخابات ایفاء می‌کند . همچنین در حالی‌که میزان رضایت‌مندی مردم همواره تأثیری غیرقابل انکار در حضور آنان پای صندوق‌های رأی دارد، انکار اقدامات بی‌نظیر دولت و نادیده انگاشتن پیشرفت‌های کشور و تخریب دستاوردهای دولت‌های گذشته، حاصلی جز ایجاد یأس و دلسردی در مردم نخواهد داشت و از سوی دیگر «ثبات سیاسی» و «امنیت سرمایه‌گذاری» کشور را خدشه‌دار می‌کند!

آقای موسوی با این سخنان خود، نه تنها اقدامات دولت را مورد هجمه و هجو قرار دادند بلکه با ترسیم چهره‌ای سرد و بحران‌زده از ایران اسلامی، در حقیقت تمامی ارکان نظام را که به نوعی ناظر بر عملکرد دولت هستند زیر سوال برد! گویی رهبری، نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی، دیوان محاسبات، سازمان بازرسی کل کشور و … در دوران فعالیت دولت نهم توجهی به ضعف عملکرد مورد ادعای آقای موسوی نداشته‌اند و فقط و فقط وی به این همه کاستی و نقصان پی برده است!

مهندس موسوی باید بدانند که تخریب خدمتگزاران مردم و توهین به دیگر نامزدها در دوره‌های گذشته نتیجه‌ی عکس داده است و مردم ما همواره اخلاق اسلامی و تواضع و منطق را برگزیده‌اند و قدرت‌طلبان و اشراف‌گرایان و غوغاسالاران و مدعیان و افراطیون را طرد کرده‌اند.

جالب اینجاست که آقای موسوی که در همه شعارهایش بر ادامه راه امام(ه) تاکید کرده و خود را از مریدان بنیانگذار کبیر انقلاب و معتقد به ولایت فقیه معرفی کرده است، در سخنرانی تلویزیونی خود کمترین اشاره‌ای به آرمان‌های امام راحل و آموزه ها و بیانات مقام معظم رهبری نکرد و بر خلاف منویات ایشان مبنی بر رعایت اخلاق انتخابات و پرهیز از تخریب دولت، کوشید تا اذهان عمومی را نسبت به عملکرد دولت مردد کند.

با توجه به آنچه گذشت، تردیدی جدی درباره استراتژی تبلیغاتی مهندس موسوی وجود دارد که بواسطه‌ی گفتار و کردار ایشان و هوادارنش منجر به القا نومیدی در مردم و کاهش مشارکت آنان در انتخابات شود که چنین امری قطعا به ضرر منافع کشور و نظام خواهد بود!

در نوشتارهای پیشین این سوال را مطرح کرده بودیم که آقای موسوی برای پیروزی در انتخابات تا چه میزانی حاضر به هزینه کردن در رقابت‌ها خواهند بود. اکنون به نظر می‌رسد که ایشان علاوه بر هزینه کردن سوابق و آبروی فرهنگی و سیاسی خود، هزینه کردن از نظام و پشتوانه‌ی مردمی انقلاب را نیز برای نیل به پیروزی برخود واجب کرده‌اند!

محمد مهدی پوینده


اگر احمدی نژاد از شال سبز استفاده می کرد...

 



روشنفکران در ایران همواره دچار یک نوع دوگانگی در رفتار و احوالات بوده اند. در صحنه سیاسی نیز اصلاح طلبان مدعی هستند که تنه به تنه روشنفکری جدید می زنند و بدین بهانه شلاق نقد خود را همواره بر پیکر اعتقادی و فکری جامعه خود فرو می آورند. گاهی به رفتار های عادی مردم، گاهی به مراسم مذهبی و سنتهایشان و گاهی به دینشان ایراد می گیرند و گاهی هم به قیافه و راه رفتن آنها.



اما بسیار مشاهده شده است که در صحنه اجتماعی و سیاسی دچار نوعی تناقض خنده دار در رفتار و تفکرات خود شده اند.

 بارها اتفاق افتاده است که آنان تمام حرکات و سکنات عوامانه و پوپولیستی رئیس جمهور دلخواه خود را چنان با عبارات پر طمطراق ، تئوریزه کرده اند که گویی در دنیای متجدد فرا مدرن باید اینگونه می بود حتی اگر ابطحی بگوید بارندگی در کشور ما به خاطر وجود خاتمی است.
اما در دگر سوی اگر رئیس جمهوری دیگر جرات کند و در ابتدای سخنانش همچون بقیه شیعیان دوازده امامی نامی از آقا امام زمان (عج) ببرد به او حمله ور می شوند و او را به سوء استفاده از عقاید دینی متهم می کنند و یا اگر در بین مردم می رود او را به پوپولیست گرایی متهم می کنند و اگر ساده زیستی اختیار کند انگ ریا کاری به وی می چسبانند و الی آخر.



 نکته جالب اینجاست که اگر پای قدرت و منافعشان در میان باشد چنان یک شبه پوست می اندازند و از خود بیخود می شود که قالب نشان دار و پرستیژ روزمره خود را به کل به فراموشی می سپارند.
مدتی است رقابت ها آغاز شده است. میرحسین را می بینی که قبل از شروع تبلیغات رسمی راهی سفرهای استانی شده در حالیکه شال سبزی بر گردن می اندازد و دست عیال محترمه خود را نیز در تمام جلسات در دست دارد.

حال تصور کنید که اگر احمدی نژاد چنین اقداماتی انجام می داد همین قوم چه انگ ها که بر او نمی زدند. 
سفرهای استانی و استقبال مردم از او را که با صفت های خاص مورد نوازش قرار داده اند. اما اگر زبانم لال از یک نماد دینی مانند همین شال سبز برای تبلیغات خود استفاده می کرد می گفتند: سوء استفاده از نمادهای دینی برای اهداف دنیوی ، حرکات پوپولیستی با سوء استفاده از یک سنت دینی ، استفاده ابزاری از اعتقادات مردم ، عوام فریبی ، دین در خدمت دنیا ، نمادهای سنتی که ریشه در دین دارند نه تنها افیون توده ها، بلکه افیون دولتها نیز هستند و دهها مورد دیگر

آقای موسوی ! این بازتاب سخنرانی شماست

دولت مهر: در کلاسهای مصاحبه و گفت و گو ، به دوستانم می گویم هنگام مصاحبه درست مانند طلبه ها عمل کنید وقتی درس استاد تمام می شود و آنها برای جا افتادن درس به مسجد بالاسر در حرم حضرت معصومه “س” یا مسجد گوهرشاد در حرم امام رضا”ع” یا … می روند. بعد می نشینند و اولین کاری که می کنند این است که اگر موافق حرفهای استاد بوده اند در این جمع می کوشند تا خودشان را مخالف قرار دهند و اشکال “بتراشند” و اگر مخالف هستند سعی می کنند تا دلیل یا دلایلی بر درستی حرف و درس استاد بیابند. بدین گونه و با این مباحثه جدی و عمقی ، آن حرفها و آن درسها برای همیشه در ذهن و یاد طلبه ها باقی می ماند .

دیشب من هم مثل بسیاری از کسان دیگری که ۲۰ سال است مهندس موسوی را در کسوت سخنران و منتقد و مدعی ریاست ندیده بودند ، نشستم و مشتاقانه به اظهارات او گوش کردم . من از ابتدای سخنان او کوشیدم خودم را به جای حامی و طرفدار او برای مسئولیت ریاست جمهوری قلمداد کنم . 

نمی دانم شما که به سخنان مهندس گوش دادید طرفدار او بوده اید یا مخالف او ، اما بگویید که پس از این سخنرانی چه احساسی به شما دست داد؟ من که به عنوان حامی مهندس موسوی خجالت کشیدم.

***

امروز در چند جای مختلف همین سوال را از افراد گوناگون پرسیدم . آنچه در پی می آید دیدگاههای آنها و نیز برخی از آنها نظرات خودم است . تا نظر شما چه باشد .

   

- من آقای موسوی را ندیدم . متولد سال ۶۰ هستم و وقتی بزرگ شدم از او برایم یک اسطوره ساختند. این سخنرانی تمام آن ابهت و عظمت ذهن ساخته مرا شکست . 

- اگر مهندس موسوی در یک برنامه آزاد تلویزیونی و بدون مخاطب رو در رو این همه تپق بزند ، اگر در اجلاس دوربان دو بود که آنهمه صهیونیستها علیهش شعار می دادند و گوجه فرنگی پرت می کردند ، چه کار می کرد و چگونه خودش را نگه می داشت ؟

- از همه بهتر “استان اراک” ش بود !

- اگر بزرگترین اشکال دولت احمدی نژاد ، همین برنج و پرتقالی باشد که وارد کرده است معلوم است بهترین مسئول تاریخ ایران است . مهندس موسوی اشکالی مهمتر از اینها پیدا نکرده بود ؟!

- دوستی که پدرش در عباس آباد تنکابن شالیزار دارد و چندین باغ پرتقال و کیوی : این مشکلی که آقای موسوی گفت مگر مربوط به این دولت می شود ؟ این مشکل از زمان آقای رفسنجانی و خاتمی بوده تا حال . تازه الان بهتر شده است . چرا آقای موسوی آن موقعها ساکت بوده است ؟

- آقای موسوی که می گوید آن مقدار که در این چهار سال احساس خطر کردم در آن ۱۶ سال قبل نکرده بودم ، چطور تورم ۲۴ درصدی دوران احمدی نژاد را می بیند اما تورم ۴۵ تا ۴۹ درصدی زمان آقای رفسنجانی را نمی بیند ؟ این است معنای صداقت ؟ چطور در آن موقع ساکت بوده اما الان زبان باز کرده است ؟

- خیلی پوپولیستی صحبت کرد ، خیلی !

- یک عضو گروه سیاسی : آقای موسوی گفت من در زمان آقای هاشمی و آقای خاتمی مشاور آنها بودم و به آنها مشاوره می دادم و در زمان آقای احمدی نژاد هم دو سه بار این کار را کردم ( جمله ناتمام : یعنی مرا تحویل نگرفتند یا نخواستم مشاوره دادنم را ادامه بدهم یا به هر دلیل این کار ادامه پیدا نکرد) . سوال این است : آیا مشاوره دادن دلیل بر پذیرفتن مسئولیت هر آنچیزی است که در دولتهای آقایان رفسنجانی و خاتمی اتفاق افتاده است یا نه. اگر بله پس باید آقای موسوی به سوالات بسیاری پاسخ بدهد و اگر نه ، پس یعنی آنها برای حرفهای او تره هم خرد نمی کردند . پس چه بهتر که مشاوره دادنش را به احمدی نژاد ادامه نداد !

- آقای موسوی گفت من وقتی به گیلان و به باغهای چای رفتم متوجه شدم محصولاتشان روی دستشان مانده و وقتی به مازندران رفتم متوجه شدم که دولت در زمان برداشت محصول برنج ، برنج از خارج وارد می کند . یعنی اولا آقای موسوی در تمام این ۲۰ سال از این مشکلات بی اطلاع بوده و ثانیا این بهترین تبلیغ سفرهای استانی دکتر احمدی نژاد است که تا به میان مردم نروید مشکلات آنها را متوجه نمی شوید . یعنی همان اقدامی که با بیشترین انتقاد و حمله منتقدان رئیس جمهور مواجه شده است !



- آقای موسوی برای همین دو سه اشکال کوچکی هم که از دولت گرفت ، هیچ راه حل و برنامه ای ارائه نداد. اگر از بقال سر کوچه هم می پرسیدند او هم می توانست همین انتقادهای عوام پسندانه را بگوید . در این برنامه تلویزیونی ، فرق مهندس موسوی با مردم عادی کوچه و بازار در انتقاد کردن چه بود ؟

- ایشان به عنوان نامزد ریاست جمهوری هیچ اشاره ای به مسائل کلان کشوری از جمله نوسازی اقتصادی ، هسته ای ، تعامل با کشورهای خارجی و … نکرد.

- در بحث سیاست خارجی ایشان گفت ما باید قبل از اینکه به فلسطین و لبنان و … کمک کنیم در داخل قوی بشویم . از طرفی این حرف ضد امنیت ملی را می زد که درباره خلیج فارس بدون اینکه اسمی از آمریکا و اسرائیل بیاورد به “تهدیدات در خلیج فارس” اشاره کرد. این نوعی پالس فرستادن به غربیها نبود. این حرف را البته نامزدی می زند که در بودجه پیشنهادی سال ۱۳۶۵ او ، یک ردیف جدی برای “گسترش انقلاب اسلامی” قرار داده بود و آقای خاتمی هم در دفاع از این بند در مجلس فرموده بود : پیغمبر ننشست که مردم به سراغش بیایند او برای مسلمان کردن به سراغشان رفت . بعد هم فرمودند : ما یک دهم پولی که عربستان در کشورهای دیگر خرج می کند ، خرج می کنیم !

- حالا چرا ایشون اینقدر اخم کرده بود ؟ نکنه با خانم رهنورد یا اعضای ستادشون دعوا کرده بود ؟ ایشون واقعا این قدر بد اخلاقه ؟!

-چرا آقای مهندس موسوی در هیچ کدام از انتقادها ، به آمار و ارقام مستند مثل بانک مرکزی یا مرکز پژوهشها استناد نکرد و فقط یک رقم به تولید قند و شکر اشاره کرد که آن هم بر اساس آمارهای مراکز معتبر ، اشتباه بود؟

- تورم دوره احمدی نژاد ، بخشی تورم وارداتی است نه تورم مدیریتی . در حقیقت طی یکی دو سال اخیر ، وضعیت اقتصادی بسیاری از کشورهای جهان بویژه همین کشورهای منطقه که ایشان به آن اشاره کرد ، از وضعیت ثبات چند دهه ای خود خارج شده و کشورهایی که تورم دو سه درصدی داشتند مثل عربستان و کویت و … به تورم ۱۳ درصدی رسیدند . حالا اگر تورم به ۲۱ تا ۵/۲۴ درصد رسیده این افتخاری برای احمدی نژاد است نه دلیلی برای ضعف او . ضمن اینکه در زمان آقای هاشمی همین تورم مدیریتی بدون تورم وارداتی به حدود ۵۰ درصد رسید و صدای کسی در نیامد!

- درمورد بیکاری آقای موسوی بی انصافی کرد. دولت واقعا برای اشتغالزایی و کاهش تورم زحمت کشیده و رقم مراکز معتبر هم نشان می دهد نرخ بیکاری از حدود ۲۰ تا ۲۴ درصد به زیر ده درصد کاهش یافته است . 

- مگر واردات برنج و پرتقال با دولت است ؟ اینها که دست بخش خصوصی است . آقایان هم که مدعی حمایت تام از بخش خصوصی هستند پس اشکالشان چیست ؟

- - انصافا اقتصاد کوپنی صدقه ای محسوب می شود یا اقتصادی که مردمش در سهام کارخانجات و مراکز تولیدی سهیم باشند؟

-امیدوارم آقای موسوی نقدهای خود را در “مناظره” مطرح کند و برنامه های خود را در برنامه های تلویزیونی یکطرفه و سخنرانیها . برای دیدن مناظره ایشان ، لحظه شماری می کنیم. 

 برگرفته از وبلاگ آب و آتش 

اینم خانواده رئیس جمهور!

و خانه رئیس جمهور...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دفاع از فلسطین

غزه در آتش و خون

تمامی ما کم یا بیش شینده یا دیده ایم که صهیونیسم ها چه بلا هایی بر سر فلسطینی ها می آورند.

من این متن را برای حمایت از مردم مظلوم فلسطین می نویسم و در راستای ادای تکلیفی که مرجع تقلید عالم تشیع حضرت آیت الله سید علی خامنه ای مد ظله العالی بر دوش شیعیان برای حمایت از مردم فلسطین قرار دادند. ایشان فرمودند هر کس با هر چیزی که می تواند از مردم فلسطین دفاع کند و اگر در این راه کشته شود شهید است و در روز قیامت در صف شهدای جنگ های بدر و احد مشهور خواهد شد ان شاء الله.

تمامی ما می دانیم که مردم مظلوم فلسطین در این چند دهه ی اخیر چقدر مورد تهاجم و ظلم از طرف رژیم اشغالی بوده اند. اما این تهاجم ها الان به اعلی ترین درجه ی خود رسیده و ما با سکوت آمریکایی ها و اروپایی هایی مواجه شده ایم که دم از حقوق بشر می زنند و با این شعار مقدس هر کثافت کاری و هر ظلمی را که بخواهند روا می دارند.

غیر از این ما به عرب هایی که خود دم از اسلام می زنند و ما را مشرک می نامند می گوییم پس اسلامتان کجا رفته. ای افراد بی غیرت چگونه می خواهید این کار های زشت و پلید خود را در روز قیامت پاسخ دهید؟ آیا وقت آن نرسیده که شما از برادران خود دفاع کنید که در آن آیه می فرماید ان ما المومنون اخوه

غیر از این ای مسلمانانی که عربستان و شاه عربستان را نشانه ی قدرت مسلمانان می دانید و معتقید که این ها اسلام حقیقی را دارند. پس چرا شاه عربستان از مردم فلسطین دفاع نمی کند و سکوت خود را در برابر این حملات اظهار می نماید. کاش فقط همین کار را می کرد. اما با دشمنان فلسطین و اشغالگران و بوش که لعنت خداوند بر آن ها باد رابطه های صمیمی برقرار می نمایند. آن ها کدام ظلم از این فاحش تر را می خواهند تا از مسلمانان دفاع کنند؟

آیا این مسلمانی است که برادران ما در فلسطین مورد ظلم قرار گیرند و بزرگان عرب و شاهان آن ها لب فرو ببندند و از اشغالگران در پشت پرده دفاع کنند؟ واقعا برای مسلمانان متاسفم!

در هر صورت من مطیع امر ولی فقیه خویش ام و اگر ایشان اذن دهند حاضرم جانم را در دستم بگیرم و در راه مبارزه با اشغالگران فلسطین بجنگم و شهید بشوم.

ما همچنان منتظر ظهور سرور و مولا ی خود حضرت صاحب الامر و زمان مهدی فاطمه علیه السلام هستیم که بیاید و دنیا را از ظلم نجات دهد و سوفیانی نیز با تمامی سربازانش از بین برود و دست سید خراسانی به دستان مبارک حضرتش برسد.

اللهم عجل لولیک الفرج

پاسخ به شبهات

پاسخ دادن به شبهات اهل سنت.

اگر مایل به دیدن جواب هستید به ادامه ی مطلب مراجعه کنید.

ادامه نوشته