22 بهمن 89 ، حضور دوباره ملت ایران
هیچ دوربینی نمی توانست این حماسه را ضبط نماید.
من هم با دوربین خود سعی کردم قطره ای را از این دریا به نمایش بگذارم
برای دیدن عکس ها به ادامه ی مطلب بروید
هیچ دوربینی نمی توانست این حماسه را ضبط نماید.
من هم با دوربین خود سعی کردم قطره ای را از این دریا به نمایش بگذارم
برای دیدن عکس ها به ادامه ی مطلب بروید
داستان سید حسنی ( و حسینی) بودن حضرت آقا
از زبان حاج آقای صدیقی

دیشب که به مهدیه امام حسن (ع) رفته بودم، حضرت آقای صدیقی، امام جمعه موقت تهران ماجرای جالب و شیرینی را در مورد مقام معظم رهبری روحی فداه نقل کردند که سعی میکنم مختصرا اینجا نقل کنم.
ایشان فرمودند که قبل از انقلاب و قتی حضرت آقا جوان بودند همراه شهید هاشمی نژاد سفری به رشت داشتند، در زمان حضورشان در شهر رشت در مورد این که آیا شخص عالم و عارفی هست که برای کسب فیض به دیدار ایشان بروند از مردم سوال میکنند، نشانی شخصی به نام "آقا سید صفی" را به آقا میدهند که گویا دارای کراماتی بودند، حضرت آقا به همراه شهید هاشمی نژاد قصد دیدار آقا سید صفی را میکنند و به آن نشانی میروند که نشانی منزلی بوده، وقتی وارد منزل میشوند آقا سید صفی را در حالی که عده ای شیخ و مرید دور ایشان حلقه زده بودند میبینند (این نکته را یادآور میشوم که حضرت آقا هیچ آشنایی قبلی با ایشان نداشتند و ایشان هم آقا را نمیشناختند، هنوز انقلاب نشده بوده و کسی هم حضرت آقا را حتی به اسم نمیشناخته) هنگامی که چشمان آقا سید صفی به حضرت آقا می افتد بلند میشوند و با حالت استقبال به طرف آقا می آیند و آقا را اینگونه خطاب میکنند که "مرحبا به سید حسنی"، حضرت آقا میفرمایند که من سید حسینی هستم نه حسنی، آقا سید صفی اشاره میکنند که مادر شما سید حسنی هستند و شما از طرف مادر حسنی هستید. سپس با حضرت آقا مشغول صحبت میشوند و اشاره میکنند که شما در آینده مقامی پیدا میکنید که امور این مملکت تحت امر شماست، حضرت آقا هم میپرسند که شما که از آینده من گفتید آینده خودتان را هم میدانید؟ که آقا سید صفی با تامل و درنگ میگوید من و همسرم یک سال دیگر بیشتر زنده نیستیم... یکسال دیگر که حضرت آقا در طرقبه مشهد بودند ماجرای تصادف خونینی را در روزنامه میخوانند که نام آقا سید صفی نیز در بین کشته شدگان بوده.
مدتها بعد که شهید رجایی به شهادت میرسد، شهید هاشمی نژاد به دیدار آقا می آیند و به ایشان پیشنهاد میدهند که برای ریاست جمهوری اعلام آمادگی کنند که آقا میفرمایند من نمیتوانم و در ضمن امام هم مخالف حضور روحانیت در عرصه سیاست هستند، که شهید هاشمی نژاد به نبود فرد غیر روحانی وارد و آگاه و مطمئن اشاره میکنند و به حضرت آقا میگویند که شما اعلام آمادگی کنید و من با امام صحبت میکنم، و بعد از اینکه آقا به ریاست جمهوری میرسند شهید هاشمینژاد به آقا ماجرای آقا سید صفی و آن پیشگویی را یادآور میشوند، البته حاج آقای صدیقی فرمودند که ایشان شهید شدند و نبودند که ببینند منظور آن عارف، به ولایت رسیدن حضرت آقا بوده و نه رئیس جمهور شدن ایشان.
لازم به ذکر است در برخی روایات سید خراسانی را سید حسنی ، و برخی دیگر او را سید حسینی نامیده اند
_________________________________________________
-> حضرت آقای صدیقی این ماجرا را با یک واسطه از شهید هاشمی نژاد نقل کردند و فرمودند در جمعی از مقام معظم رهبری صحت این ماجرا را جویا شدند و حضرت آقا نیز تایید کرند.
-> قبل از نقل این ماجرا، صحبت حاج آقا در مورد این بود که عده ای معتقدند سید حسنی که در روایات از ایران به یاری امام زمان میرود حضرت آقای خامنه ای هستند.
- قابل ذکر است این خاطره گویی مربوط به شهریور ۸۸ می باشد
ترجیح دادم پاسخ این پرسش رو به صورت یک مطلب در وبلاگ، بنویسم چون احتمال دادم که خیلی ها این رو ندونند.
آقایی به نام محمد رضا ، این مطلب را نوشته بودند:
سلام شما خودتون قضاوت کنید ما معلمها و کارمندها با برداشتن یارانهها چطور میتونیم زندگی کنیم. اگر من و خانومم و بچههام هر روز سه وعده فقط نون و چای شیرین بخوریم، هزینهٔ خورا کمون روزی ۱۰ هزار تومن یا ماهی ۳۰۰،۰۰۰ تومن است. دیگه نه میتونیم گوشت بخریم نه برنج نه لباس چون حقوق بنده دقیقا ۳۰۰ تومن در ماه هست. هم پدرم خونش در جنگ برای امام عزیز ریخته شد هم خودم حاضرم جانم را در راه اسلام و ولایت فقیه نثار کنم ولی حاضر نیستم جلوی خانوادهام شرمنده بشوم.
پاسخ:
علیک السلام؛
اوّلاً عموم مردم، سه وعده نان نمی خورند.
بلکه روزی یک وعده نان می خورند. حالا من کاری ندارم به کسانی که می خواهند روزی پنج وعده هم نان بخورند!
دولت باید حدّ متوسّط جامعه را محاسبه کنند.
ثانیا برای خرید نان، هنگامی که می خواهید قیمت جدید را با میزان یارانه ای که به حساب شما واریز شده محاسبه کنید، باید اختلاف قیمت قبلی و جدید را حساب کنید.
زیرا قیمت قبلی را که خوب قبلاً پرداخت می کردید. حرف سر میزان اضافه شدن به قیمت قبلی است.
البته در شهر های مختلف، متفاوت است اما اگر تهران که قیمت نان هایش از همه جا گران تر است را حساب کنیم، نان لواش 70تومان، نان بربری200تومان، نان سنگک 300تومان ، افزایش قیمت داشته است.
آن یارانه ای هم که به شما پرداخت شده، برای این افزایش قیمت است نه آن قیمت قبلی!
ثالثا اگر یک حساب انگشت شماری بکنید، خواهید دید که این قیمت ها برای حدّ متوسّط جامعه بسیار مناسب است.
مثلاً برای خانواده ما، این یارانه های نان، زیاد هم هستند. جدای از اینکه ما قبل از هدفمندی یارانه ها هم نان بربری آزاد می خوردیم.
امّا این حساب و کتاب زیر را نگاه کنید تا به طور کامل متوجه بشوید(البته در نظر داشته باشید که باید حدّ متوسّط جامعه را نگاه کرد، نمی توان همه ی جامعه از این سود ببرند که؛ فرضاً یک کارگر بخواهد روزی پنج تا نان بربری بخورد...، دیگر این را که نباید ملاحظه کرد!
مقدار یارانه ای که برای نان در هر ماه می دهند، 4هزار تومان است که خوب برای هر دو ماهش، 8هزار تومان به ازای هر نفر می باشد.
حالا حساب کنید در یک خانواده پنج نفره، برای یارانه نان 40 هزار تومان پرداخت شده است.
40=5×8
حال من یک مثال می زنم از خانواده ای که هم می خواهند نان بربری بخورند، هم سنگک و هم لواش.
ببینید همانطور که قبلاً هم گفتم، ما باید برای محاسبه ی اینکه چقدر می توانیم نان یارانه ای بخریم، اختلاف قیمت جدید را از قیمت قدیم به دست آوریم، سپس در تعداد نان مورد دلخواه ضرب کنیم واز آن مقدار یارانه ای که به ما داده شده است را، تفریق کنیم.
مثلاً:
یک خانواده پنج نفری 40000تومان برای هدفمندی یارانه نان دریافت کرده اند.
آنها می توانند این تعداد از هر نان را به صورت یارانه ای برای مدّت 2ماه، بخرند:
60 نان بربری
58 نان سنگک
150 نان لواش
حالا محاسبه ی این را انجام می دهم:
(نان بربری) تومان12000=200×60
(نان سنگک) تومان17400=300×58
(نان لواش) تومان10500=70×150
39900 = 10500 + 17400 + 12000 = نان بربری + نان سنگک + نان لواش
حال این قیمت را از کل یارانه ی این خانواده کسر می نماییم:
تومان100=39900-40000
این خانواده با این شیوه ی مصرف، 100 تومان هم اضافه آوَرْد.
حال هرچقدر این خانواده مصرف نانشان از تعداد مشخص شده کمتر باشد(مثل خانواده خودمان) مبلغ یارانه ها می رود در جیب سرپرست خانوار اما اگر خانواده ای بخواهد بیشتر از مقدار مشخص شده، نان بخرد، در اصل باید از جیب خودشان و به صورت آزاد خریداری نمایند، زیرا دولت موظّف است حدّ وسط خانواده ها را در نظر بگیرد.

متن نامه وی را خطاب به رئیس قوه قضا بخوانید.....
عصر امروز جامعه فعالین سایبری حزب الله با خبری غیرقابل باور شوکه شد. قطعه 26 بسته و قدیانی تحت پیگرد قرار گرفت. اولین سوالی که به وجود آمد این بود که قدیانی چه گفت که با وی برخورد شد؟ :
جناب آقای آملی لاریجانی!اگر اجازه دهید با احترام اما بی سلام نامه را آغاز کنم که این نامه من به شما نیست؛ ناله من از دستگاه قضاست و ناله را با شیون شروع می کنند نه با درود. پس چه سلامی و چه علیکی؟ و تا دیر نشده بسم الله! ریاست قوه قضاییه!این نامه را و در حقیقت این ناله را در حالی دارم مکتوب و فریاد می کنم که در “مسجدالحرامم” و دقیقا نشسته ام مقابل “رکن یمانی”. زادگاه امام عدالت پیشگان که شهید شدت عدل خویش شد. الحمدالله در چنین مکان مقدسی، یارای دروغم نیست و سخن جز به صداقت اما با صراحت نمی توانم بُرد که هر گاه چشم از این صفحه برمی دارم کعبه را خانه خدا را می نگرم و بیش از پیش وجود خدای داور را احساس می کنم. در چنین جایی بر خلاف وجدان، اگر هم بخواهم، توان حرف زدنم نیست. پس با دقت نامه ام را بخوانید و با همت مضاعف ناله ام را گوش کنید.چند روز پیش و در همین حج و با سوء استفاده از اینترنت پرسرعت آل سعود و به مناسبت رد کردن شمارگان وبلاگم؛ “قطعه مقدس ۲۶″ از عدد یک میلیون بازدید، در قامت یک خبرنگار از دوستانم سئوالاتی مطرح کردم که یکی اش این بود؛ “از ۲۰ نمره، چه نمره ای به دستگاه قضایی می دهید؟”. متاسفانه و در کمال بدبختی، میانگین نمره ایشان به دستگاهی که ریاستش بر عهده حضرتعالی است، از عدد درخشان ۵ هم کمتر شد اما نه! اشتباه نکنید؛ نزدیک به ۶۰ عزیزی که در این گفت و گوی اینترنتی شرکت کردند، اعضای سایت بالاترین و جرس نیستند. این دوستان را اگر می خواهید بشناسید در یک جمله خلاصه کنم که؛ “ستاره های حضرت ماه اند” و در فتنه ای که گذشت در فضای سایبر، وبلاگ خود را سنگری برای پاسداری از “خامنه ای. دات. آی. آر” در خط مقدم گوگل کردند و با کمترین امکانات و بی هیچ حمایتی از جانب دولت و حتی حکومت، بدترین فحاشی ها و نارواترین اهانت ها به خودشان و پدر و مادرشان را در کامنت های دشمنان متحمل شدند و دل شکسته شاید، خسته هرگز، و فی المثل با دلی خون از عملکرد دستگاه قضایی، هنوز هم در هر فضایی پای کار انقلاب اسلامی اند. هم ایشان شما را همانطور که “آقا” گفته اند “دانشمندی جوان” می دانند اما شما یک شخصیت حقوقی دارید و یک شخصیت حقیقی. ما حتی اگر شما را عمار سیدعلی بدانیم لیکن به عملکرد شما به عنوان رئیس دستگاه قضایی نمره بدی می دهیم. کاش در اجتماع ۱۱۰ هزار نفری بسیجیان برگه ای توزیع می شد که شمایان چه نمره ای به دستگاه قضایی می دهید. شک ندارم بیش از همان نمره ای که اهالی پای کار قطعه ۲۶ به دستگاه قضایی دادند، نمی دادند. حقیقت این است که ملت ۹ دی و ملت ۲۲ بهمن از دستگاه قضایی ناراحت و عصبانی است. چرا؟ عرض می کنم خدمت تان در نکاتی. خوب دقت کنید.۱
- چرا “آقا” همچنان باید از فتنه بگوید و نیز از فتنه گران، اما شما نه؟ آیا شان چه کسی در نظام مقدس جمهوری اسلامی از رهبر بالاتر است. این آبروی ما که به برکت جوشش و حرکت دائمی خون شهدای این نظام است، کی و کجا باید خرج شود و ریخته شود؟ نه خون می دهیم، نه خون دل می خوریم، نه پول و نه آبرو و نه هیچ چیز دیگر. و اینگونه چرا و به کدام دلیل، رهبر انقلاب نباید “این عمار” بگوید؟ راستی که “این عمار” رهبر برای چه بود؟ چه کسانی کدام سنگرها را خالی کردند و تنگه احد را به تونل عافیت و وادی مصلحت فروختند، که چنین شد؟ “این عمار” رهبر یعنی که کوچکی مثل من و بزرگی مثل شما آنطور که باید به وظایف خود عمل نکردیم؛ وای بر من و وای بر شما. که هنوز هم و با گذشت این همه روز و این همه ماه، “حضرت ماه” بیش از من و شما مشغول “آه” کشیدن است؛ نمی شنوید؟ آیا شان شما از رهبر بالاتر است که سران فتنه را “میکروب سیاسی” می خوانند و شما همچنان مشغول نگه داشتن احترام سران فتنه اید؟ “آقا” جز به حکمت سخن نمی رانند. میکروب را از بدن باید درآورد. یعنی باید کُشت. چرا شما هنوز سران فتنه را اعدام نکرده اید؟ به کدام دلیل فقهی؟ چرا؟ موسوی برای بالا رفتن از چوبه دار دیگر کدام بیانیه را باید بنویسد و چه توهینی باید به رهبر بکند؟ وای بر من بچه بسیجی و وای بر شمای رئیس قوه قضا که موسوی نظام ما را که برآمده از خون شهدایی است که پدر من کوچک ترین شان بود، متهم به فرعونی گری می کند و ساکتیم. خدایا بر ما ببخش. شما بفرمایید جناب موسوی در آخرین بیانیه خود، چه چیز دیگری باید می نوشت که کک دستگاه قضایی ما بگزد؟ اینکه با رذالت تمام ادعا کنی؛ مولایی که خود را غلام قنبر علی هم نمی داند، “انا ربکم الاعلی” می گوید، آیا مستحق اندک تذکری از قوه قضاییه نیست؟ هزینه توهین به رهبر در این مملکت، از نظر جنابعالی به عنوان سکاندار دستگاه قضا چیست؟
۲- نمی خواهم بر شما جسارت کنم؛ فقط اُف بر من که ادعا می کنم بسیجی ام. تف بر من. موسوی رذل و خبیث که زنش لایق همان جایزه “سکس و فلسفه” مخملباف است، به نظام برخواسته از خون پدرم تهمت فرعونیت می زند، به رهبرم می گوید که ادعای خدایی دارد و من؟ انگار نه انگار. تف بر من. تف بر غیرت نداشته ام که بصیرت نامش نهاده ام. لعنت بر من اگر یک بار دیگر خود را فرزند حاج احمد متوسلیان بدانم که قسم می خورم همین رکن یمانی را همین شکاف کعبه را که اگر بود، سر از بدن موسوی و زنش جدا کرده بود و آن کاری که قوه قضاییه شما، شهامت انجامش را ندارد، انجام می داد. تف بر من. و اف بر شما که یک بار در رژیم شاه، در روزنامه اطلاعات، به امام، اهانت شد؛ آن زمان بیشتر سر و صدا شد که الان. چرا؟ چون یک مشت خواص بی بصیرت، فقط چفیه را در سفر با رهبر و نه در خطر با ولایت به دوش می اندازند. و از جمله این خواص بی بصیرت، یکی هم متاسفانه برادر خود شماست که در روزگار فتنه، پرسه در مه زد و همین که فتنه خوابید با ماه همسفر شد! چیست این که برادرتان می کند آقای آملی لاریجانی؟ چفیه را ایشان چند ماه دیر انداخت روی دوش. وقت فتنه، ریاست محترم مجلس شورای اسلامی کجا بودند؟ می دانید راز سکوت شان را؟ نکته بعدی را بخوانید.
۳- آقای آملی! می دانید شما کی و در چه صورتی جرئت می کنید که سران فتنه را دار بزنید؟ فقط در یک زمان. و آن زمان، زمانی است که شما جرئت کنید و اول، یک سیلی محکم بر گوش خواص بی بصیرت بخوابانید؛ جدای از بستگی قومی و خویشی و حزبی و سیاسی شان به خود. من یک سئوال دارم از شما. به چه حقی، اخوی تان به دیدار بسیجیان می رود و سخنرانی می کند؟ و به چه حقی چفیه بر دوش می اندازند؟ با چه رویی؟ ما که بر خلاف بعضی ها در فضا سیر نمی کنیم؛ “آقا” به چه کسانی گفتند “خواص بی بصیرت”؟ قالیباف که خودش مشهدی است و همشهری رهبر! محسن رضایی که زمان جنگ فرمانده بوده! علی لاریجانی که با “آقا” هزار تا عکس دارد که یکی اش را آقای هاشمی با امام نداشت! ناطق نوری که مکعب مستطیل نظام اند و چون روزی مالک اشتر علی بودند، احترام شان بر عمارعلی هم واجب! آن یکی که آن جور، این یکی هم که همچین. نکند رهبر منظورشان از خواص بی بصیرت، ما افسران جنگ نرم بودیم؟ یا نکند “آقا” مرادشان از خواص بی بصیرت، دانشمند فارین پالیسی، جناب کروبی بود؟ آیا ما با خودمان تعارف داریم؟ قوه قضاییه باید عده ای را مامور کند تا لااقل اجازه ندهند خواص بی بصیرت با رهبری عکس بگیرند و همسفری کنند. این که دیگر کف خواسته ما از شماست. و اما اینکه چرا برادر شما پرسه در مه زد ایام فتنه را؟ اول اینکه این پرسه در مه زدن را امیدوارم قبول داشته باشید و الا اصلا لزومی ندارد این نوشته را تا انتها بخوانید. چون در آن صورت، من و شما اصلا حرف همدیگر را نمی فهمیم. دیگر اینکه باید بپذیرید که از جمله خواصی که در فتنه ۸۸ بی بصیرتی کرد، اخوی شما بود. و رهبر، بی شک یکی از خواصی را که لااقل در ایام فتنه، بی بصیرت شان نام نهاد، هم ایشان بود. حال می دانید چرا علی لاریجانی در مه پرسه زد؟ این را در یک خط و نکته بعدی و بی هیچ اشاره اضافی می گویم.
۴- خواص بی بصیرت، جملگی از این ترسیدند که نظام اگر سقوط کرد، چه؟! بگذار جایی در رژیم بعدی در جمهوری اسلامی قلابی، و نه انقلابی داشته باشیم. ولله به همین خانه خدا قسم به همین رکن یمانی قسم، جز این نبود و همه چیز هم مختصر و مفیدش خلاصه در همین جمله می شود. به خون مطهر پدرم جز این نبود. خودتان هم می دانید که جز این نبود. و صد البته مطمئن تان کنم که این نوشته را این نامه من به شما را و این ناله من از دست شما را رهبر هم خواهند خواند. شک نکنید.
۵- این را هم جناب رئیس! مختصر و مفید بگویم؛ اگر شما با سران فتنه و با خواص بی بصیرت که به نظر ما از سران فتنه، منفورترند، تعارف دارید، ما در راه رهبرمان با احدی، حتی با خود حضرتعالی تعارف نداریم. قوه قضاییه بگوید سران فتنه را کی اعدام می کند؟ و اعلام کند که اگر در این کار گستاخی لازم را ندارد، ما حاضریم تک تک سران فتنه را رهسپار جهنم کنیم. آخر کاسه صبر ما لبریز شده است. اگر ما می خواستیم مثل خواص بی بصیرت مثل برادر شما از انقلاب اسلامی دفاع کنیم، به قرآن قسم تا به حال جمهوری اسلامی ده بار کفن پوسانده بود. ما اما مثل پدران مان از رهبر دفاع می کنیم. به همان شور و شری. اگر شما تاب بیانیه های دیگر موسوی را دارید، ما نداریم. ما بی تاب شده ایم دیگر از دست صبر شما.
۶- دستگاه قضایی لطف کند و کارنامه خود در قبال فتنه گران را اعلام کند. چند آشوبگر عاشورا توسط شما اعدام شد؟ الان رسیدیم به سالگردش. از این پس هر توهینی که موسوی به نظام مقدس جمهوری اسلامی بکند، ما از چشم صبر شما می بینیم. و چرا نبینیم؟ و اصلا چرا موسوی در بیانیه خود رسما و علنا چند قدم دیگر در فحاشی های خود به جلو برندارد؟ قوه قضاییه که با او با موسوی خوئینی ها با خاتمی با کروبی با عفت مرعشی با محسن هاشمی با فائزه هاشمی و با جمیع دون مایگان پست فطرت، کاری ندارد؛ من مانده ام از حجب و حیای سران فتنه! با این دستگاه قضایی، من مانده ام که چرا موسوی رسما به خون شهدا فحش نمی دهد؟ من مانده ام که چرا آشوبگران، دوباره تحرکی از خود نشان نمی دهند؟ با این دستگاه قضایی، چه بزدل اند سران فتنه! و چه بی جگرند آشوبگران عاشورا.
۷- لطف کنید و با ما چون شیوخ اهل نصیحت سخن نگویید. ما خود پیر شده ایم از بس در جوانی، پیرهن پاره کرده ایم. ما خود ذغال فروشیم؛ خواهش می کنیم به ما نفرمایید که؛ “آقا” گفته اند سران فتنه را کاری نداشته باشید، تا مردم، خود متوجه قضایا شوند. ما بسیجیان تخسی هستیم؛ لطفا اندرونی و بیرونی نکنید اخبار را. هیچ کس چون ستاره مَحرم راز ماه و اخبار ماه نیست. ما همه چیز را می دانیم. ما اینقدر می دانیم که در روز ۹ دی کیفر خواست سران فتنه را ملت نوشت و شما تاخیر کردید در اجرای عدالت. ما ملت پی به فرعونیت سران فتنه، پی به گوساله پرستی شان برده ایم. ما ملت ملتفت شده ایم که سران فتنه گوسفندی به نام سارکوزی را می پرستند. شما لطف کنید و سران فتنه را اعدام کنید. نترسید؛ آب از آب تکان نمی خورد.
۸- اینگونه مواقع مدعی باید دلیل اقامه کند. بله! می دانم؛ من اما مدعی نیستم. مدعی شما هستید. شما در مقام عمل و با صبر نابه جای خود ادعا کرده اید که حکم سران فتنه، تا به امروز، اعدام نبوده. غیر از این است؟ بفرمایید با کدام دلیل فقهی و قضایی و محکمه پسند تا کنون موسوی خوئینی ها اعدام نشده است؟ عذر می خواهم از شما. و معذرت می خواهم از همه خوانندگان این نامه… در کدام جماعت و در کدام مجمع مثلا روحانیون و بعضا با حضور منافقی چون خاتمی و به سرکردگی همین جناب خوئینی ها، گفته شد که؛ “ما این بار باید خامنه ای را از تخت پایین بکشیم؟”. خاتمی پشیمان شده یا موسوی و یا موسوی خوئینی ها و یا کروبی و یا عفت مرعشی؟ کدام شان پشیمان شده اند؟ اینها که همچنان همان راه فتنه را می روند. اما اگر شما بگویید خاتمی پشیمان شده، من به شما عرض می کنم؛ چون در مثل مناقشه نیست، شک نکنید که توبه گرگ، مرگ است. این اداها از نفاق این ملعون است و نه از پشیمانی او. منافق ترین سران فتنه همین خاتمی است. گول این ملعون را نخورید. و آیا جز این است که از اولین آمرین فتنه خانم عفت مرعشی بود؟ “بریزید در خیابان ها”، یعنی جناب آقای آملی! بریزید در خیابان ها و علی را از تخت پایین بکشید. چرا این زنی که آمر فتنه بوده، یعنی آمر محاربین بوده و یعنی آمر به قتل غلام کبیری ها و سایر شهدای بسیج بوده، و به کدام دلیل فقهی در دستگاهی که شما سکان دارش هستید، اعدام نشده؟ شما اعدام نمی کنید؛ توقع دارید این زن برندارد بگوید؛ از مهدی هاشمی به گرمی استقبال خواهد شد؟ با چه کسی تعارف دارید شما؟ با استوانه ها و مکعب مستطیل ها؟ اما ما با خون پدران مان تعارف نداریم. ما الکی این همه سال یتیمی نکشیده ایم. آقای آملی! موسوی در بیانیه آخرش به پدر من اهانت کرد، چون “بابای ماست خامنه ای”. من آن کس را که اهانت به بابااکبر کند در کامنت های وبلاگم، شاید بگذرم، اما از موسوی هرگز. دستگاه قضایی بفرماید کی و کجا موسوی را اعدام می کند، که من کارمند جمهوری اسلامی نیستم که نظم این نظام مقدس ببندد دست و پایم را. من فرزند انقلاب اسلامی ام و کاری به اصول قانون اساسی ندارم. اصول قانون اساسی برای من، خطوط وصیت نامه پدرم است. قوه قضاییه برای خودش بهتر است که سران فتنه را اعدام کند. صبر ما دیگر سر رسیده است.
۹- جناب آقای آملی! اگر تا پیش از این اعدام سران فتنه، خواسته از روی حقیقت ما از شما بود، از این لحظه به بعد، مصلحت نظام ایجاب می کند که بر اساس عدل و اصول فقهی و محکمه پسند (که ما نمی دانیم؛ شما که می دانید) سران فتنه را اعدام کنید. نیز باید خواص بی بصیرت را به هر گونه که صلاح می دانید، متنبه کنید که چفیه را لباس شهدا را لطف کنند و ندزدند. چفیه را برادر شما متاسفانه اشتباه گرفته با شال گردن. و با پوتین هم آقای قالیباف عکس بیاندازد، ما را فقط یاد “پوتین” می اندازد که جام جهانی بعدی قرار است در این کشور یعنی “روسیه” برگزار شود. حالا جناب آملی! هی این سبزها بردارند و بگویند “مرگ بر روسیه!”
۱۰- و آخر نکته؛ با خبر شدیم دستگاه قضایی بالاخره جواب استخاره اش را گرفت و شهلا جاهد را اعدام کرد. راستی یک سئوال که بیانگر عمق فشلی دستگاه قضاست و این البته فقط تقصیرش گردن شما نیست؛ اگر قرار بر اعدام این زن بر طبق نص صریح قصاص بود، چرا تا این همه کش دار شد؟ فقط قوه قضاییه می خواست همه دنیا را و همه جهانیان را از این موضوع باخبر کند؟ و سوژه دهد دست این و آن؟ آیا این اعدام می بایست به یک پروژه و یک پروسه برای دستگاه قضایی تبدیل می شد؟ و باز یک سئوال دیگر. آمدیم و آن دنیا همین شهلا جاهد جلوی شما را گرفت، که چرا من را عاقبت اعدام کردید اما سران فتنه را نه؟ جواب شما چیست؟ اگر این بنده مرحومه، آن دنیا یقه دستگاه قضایی را بگیرد که؛ چرا من اعدام شدم و فائزه و مهدی و عفت مرعشی اعدام نشدند؟ جواب شما چیست به عنوان سکان دار دستگاه قضایی؟ و مگر مادر شهید حسین غلام کبیری، بخشیده خانم عفت مرعشی را؟ و مگر ملت ۹ دی، این اولیای دم و این اولیای خونِ دل مادران و پدران چند شهید داده، بخشیده اند سران فتنه را؟ و مگر خامنه ای بخشیده سران فتنه را؟ شما متحیرم که از کدام کیسه دارید می بخشید؟ خامنه ای آنقدر مهربان و رئوف است که از حق خود بگذرد، اما از حق خون پدران ما و از حق خونِ دل ما، نخواهد گذشت مولای ما. لبیک به خامنه ای است اعدام سران فتنه. کوچکترین لبیک به خامنه ای است. لبیک بزرگتر به “حضرت ماه” کار ما ستاره هاست. آمریکا و اسرائیل جرئت دارند حمله کنند. مثل سگ از ما می ترسند. آمریکا و اسرائیل با ۲۰۰ کلاهک هسته ای با ۲۵۰۰ ماهواره جاسوسی، مثل سگ از ما می ترسند، شما ببین سران فتنه مثل چی از قوه قضاییه حساب می برند!
***
این نکته را اما مجزا می نگارم با تفکیک ۳ ستاره که در بالا آمد. می دانید چرا “آقا” شما را به جای جناب هاشمی شاهرودی بر این صندلی خطیر گماردند؟ چون شما علاوه بر عنصر فقاهت و دانشمندی، “جوان” هم هستید. یعنی به تناسب مسندی که بر آن تکیه زده اید، جوان هستید. جوان، نه به معنای خامی و ناپختگی، که به معنای انگیزه و شور بیشتر. مهمترین حکمتی که از انتصاب شما به این سمت، من برداشت کردم این بود؛ جوانان معمولا اگر هم بخواهند قربانی کنند، مصلحت را قربانی حقیقت می کنند. یعنی تشخیص مصلحت سنجان را قربانی عدالت می کنند. هیچ اندیشه کرده اید که چرا همواره “آقا” روی جوان بودن شما تاکید می کنند؟ و شما را فقیه جوان و یا اندیشمند جوان می خوانند؟ پیران را مصلحت سنجی رواست و جوانان را به عدالت طلبی شان می سنجند. در این مهم بسی اندیشه کنید جناب آقای آملی. آخر سخن و شاید به قصد مزاح. آن دیگر برادر شما “جواد” در فتنه نمره خوبی گرفت اما چفیه اش را این دیگر برادرتان می اندازد. ما و اخوان لاریجانی را داستان دور و دراز و پر رمز و رازی است. خداوند پدر فرزانه و حکیم تان را که حقا دانشمندی بی همتا و نمونه ای نادر از علمای اهل فضل بود، با “حضرت باقرالعلوم” محشور و مشهور کند. آمین. و از تحمل و سعه صدرتان ممنون. و اینک “والسلام” که در خود “سلام” هم نهفته دارد! علیک اش را می خواهید بگویید؛ سران فتنه را اعدام کنید.
امروز رسیدم خانه. بعد از نماز یادم افتاد که باید برم ایمیلم رو چک کنم.
خوب کامپیوتر رو روشن کردم و رفتم تو اینترنت. قبل از اینکه برم سراغ ایمیل ، وبلاگم رو باز کردم ببینم چه خبره.
با کمال تعجب دیدم مطلبی که چهار روز پیش زده بودم تو وبلاگم ، شش تا نظر داره!
البته یکیش بی ادبی بود که بعدا حذفش کردم.
شگفت زده شده بودم. رفتم آمار وبلاگم را نگاه کردم ، دهانم از تعجب باز مانده بود، وبلاگم آمارش چند برابر شده بود. خلاصه همینجوری سرگردون مونده بودم. پیش خودم می گفتم نکنه اشتباهی رفتم آمار یه وبلاگ دیگه رو دارم می بینم. خلاصه مطمئن شدم.
رفتم ببینم این بازدید کننده ها از کجا می یان تو وبلاگم. چند تا سایت باز شد که مهم ترینشون آینده بود. دیدم که مطلب وبلاگم رفته تو اون سایت.
اینجا بالاخره فهمیدم چی شده. یه سایتی که تفکراتش با تفکرات من زمین تا زیرزمین تفاوت داشت ، من براش سوژه ی خبری درست کرده بودم.
البته مطلبم رو دوباره خوندم خیلی جای مورد داری رو پیدا نکردم. مطلب من یه خاطره بود.
از اون جایی که من عادت دارم خاطراتم رو شیروین و دلچسب کنم، برای همین هم سعی کرده بودم تا یه نمه اغراق و طنز قاطی مطلب کنم. مثلا همون جایی که نوشتم راننده ی ما رفت کنار ماشین امام جمعه و گفت سلام ، حَجاقا ، (شیشه رو) بکش پاین ؛ این تیکه ی آخرشو اونقدر آروم گفت که فقط ما ها که تو ماشین بودیم شنیدم. یا مثلا جا های دیگه که کم هم نیست.
حالا که دیدم اینجوریه ، به نظرم رسید یه خورده این خاطرمو کامل تر بنویسم.
صبح بعد از نماز صبح رفتم نون خریدم تا صبحانه بخوریم. بعد از صبحانه به سمت بیت رهبری راه افتادیم. به نزدیکای بیت که رسیدم ، به رفقامون گفتم که ماشین رو همینجا پارک کنید ، چون ممکنه که دیگه جا گیرمون نیاد. از ماشین پیاده شدیم. یه کارت ملاقات اضافی داشتیم. همان موقع که داشتیم راجع به کارت ها با هم صحبت می کردیم، فردی جلو آمد و با ما سلام و علیک کرد. اصفهانی بود. گفت که من با ماشین خودم اومدم و دیر رسیدم و نتونستم کارت بگیرم. شما اگه کارت اضافی دارید به ما هم بدهید( البته این بنده خدا یک مقام مسئول بود که از نوشتن پستش خودداری می کنم) ما هم یک کارت به او دادیم.
آنقدر زود رفته بودیم که فکر می کردیم جزء اولین نفرا هستیم که داخل حسینیه می شیم. آهسته آهسته قدم می زدیم. وارد خیابان فلسطین شدیم. به اولین بازرسی که رسیدیم ، باورمان نمی شد. خیلی شلوغ بود. من پیش خودم می گفتم اینکه ورودیشه . وای به حال بقیش. با کمال کمال کمال تعجب می دیدم روحانیون پیری که توی اون ازدحام، آن فشار شدید را به عشق آقا تحمل می کردند.

عده ای به شوخی می گفتند فشار قبر رو تجربه کردیم.
البته بعد از اولین گشت ، مسئولین پیرمردا رو جدا کردند و از مسیر دیگه ای که خلوت بود بردند.

اون جا همه اصفهانی بودند. منم لهجم برگشته بود. آخه ضایع بود که اونا بفهمن من تهرانیم.
تازه کلی آدم هم اومده بودند که کارت نداشتند و نمی ذاشتند برن تو. به هر بدبختیی که بود ، خود را در جمعیت انداختیم و با آنها رفتیم داخل.
صحبت های مقام معظم رهبری جالب بود. بعد از یکی از تکبیر هایی که مردم گفتند ، یکی از میان جمعیت فریاد زد و شعار داد: مرگ بر منافق فتنه گر. (یه چیزی تو این مایه ها، دقیقش توی فیلم هستش)
بعد از آن مقام معظم رهبری به هوش و ذکاوت اصفهانی ها اشاره کرد. من احساس کردم که ایشان با این حرفشان این شعار رو تأیید کردند. البته فقط احتمال می دم.
مراسم که تموم شد مردم از همدیگر متفرق می شدند. ما هم رفتیم بیرون. توی همون کوچه ای که ماشینمون بود، رشید رو هم دیدیم. داشت با موبایل صحبت می کرد. یه نفر هم همراهش بود.
مارفتیم نشستیم تو ماشین. همون موقع متوجه شدیم که عمه ی یکی از رفقامون فوت شده. خوب ناراحت شدیم.
همینجور که نشسته بودیم دیدیم که می اومدن از رشید عکس و فیلم و اینجور چیزا رو می گرفتند. البته اون طور که من فکر می کردم زیاد نبود. در حد دو سه نفر.
وقتی خیابان تقریبا خلوت شد، رشید رفت. همون موقع بود که رفیق ما داد زد رشیدی و ادامه ی ماجرا که در پست قبل نوشتم.
برام جالب بود که برای خیلی ها این خیلی مهمه که ماشین آقای خامنه ای چیه!
من هم به نظرم رسید که اطلاعاتم رو در اختیار عزیزان بذارم.
ذاتا خصوصیت اخلاقی آقای خامنه ای اینطور هست که چیز هایی رو که نیاز دارند تهیّه می کنند.
ایشان سعی می کنند تا آنجا که می توانند ساده زندگی کنند (ازخودم نمی نویسم ؛ با اون هایی که خونه ی خود آقا رفتند صحبت کردم)
مثلا چیزی که برای همه روشنه ، فرش نداشتن بیرونی خونه ی آقاست که بار ها از تلوزیون دیدند. این اتاق یا شاید بشه گفت سالن ، کفش موکت است.

آقای خامنه ای ماشین شخصی ندارند و آن ماشین هایی که به اسم ایشان تصاویرش در اینترنت هست، اینها همه دولتی است که خوب هم باید از لحاظ امنیتی و هم از لحاظ استحکام ، زپرتی نباشه.

راننده ی پیکانی که امام خمینی رو از فرودگاه آورد ، می گفت جمعیت چند دفعه ماشین رو بلند کردند.
لذا در بین این جمعیت ماشین باید سنگین باشد که به این راحتی بلند نشه!

می دونستی دو نوع پلاک ماشین وجود داره اگه نمی دونستی عیبی نداره من الان برات می گم:
1.پلاک عمومی یعنی ماشینهائی که پلاکشون عمومیه ،ماشین دسته یه نفره اما برای استفاده ی عموم هست یعنی همه حق استفاده ازش رو دارن.
2.پلاک شخصی یعنی ماشینهائی که پلاک شخصی هستند و فقط یک شخص که سند به نامش هست حق استفاده ازش رو داره و مختص خودشه.
حالا یه شباهتی بین حجاب و بی حجابی با پلاک ماشین وجود داره من برات می گم:
حجاب مثل همون پلاک شخصی می مونه یعنی خانم با حجاب خودش رو فقط متعلق به شوهرش می دونه و بس. این دسته از خانمها خوب فهمیدن که بهترین راه خوشبختی اینه که هر چی خدا براشون مقرر کرده بهش پایبند باشن تا سعادت مند بشن چون خداوند در سوره نور آیه 31 می فرماید:
وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ ابْصارِهِنَّ وَ يَحْفَظْنَ فُروجَهُنَّ وَ لا يُبْدينَ زينَتَهُنَّ الّا ما ظَهَرَ مِنْها وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى جُيوبِهِنَّ وَ لا يُبْدينَ زينَتَهُنَّ الّا لِبُعولَتِهِنَّ او ابائِهِنَّ او اباءِ بُعولَتِهِنَاوْ ابْنائِهِنَّ اوْ ابْناءِ بُعولَتِهِنَّ اوْ اخْوانِهِنَّ اوْ بَنى اخْوانِهِنَّ اوْ بَنى اخَواتِهِنَّ اوْ نِسائِهِنَّ اوْ ما مَلَكَتْ ايْمانُهُنَّ اوِ التّابِعينَ غَيْرِ اولِى الْارْبَةِ مِنَ الرِّجالِ اوِ الطِّفْلِ الَّذينَ لَمْ يَظْهَروا عَلى عَوْراتِ النِّساءِ، وَلا يَضْرِبْنَ بِارْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ ما يُخْفينَ مِنْ زينَتِهِنَّ وَ توبوا الَى اللَّهِ جَميعاً ايُّهَا الْمُؤْمِنونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحونَ .
به زنان مؤمنه بگو ديدگان خويش فرو خوابانند و دامنهاى خويش حفظ كنند و زيور خويش آشكار نكنند مگر آنچه پيداست، سرپوشهاى خويش بر گريبانها بزنند، زيور خويش آشكار نكنند مگر براى شوهران يا پدران يا پدرشوهران يا پسران يا پسرشوهران يا برادران يا برادرزادگان يا خواهرزادگان يا زنان يا مملوكانشان يا مردان طفيلى كه حاجت به زن ندارند يا كودكانى كه از راز زنان آگاه نيستند (يا بر كامجويى از زنان توانا نيستند) و پاى به زمين نكوبند كه زيورهاى مخفىشان دانسته شود. اى گروه مؤمنان! همگى به سوى خداوند توبه بريد، باشد كه رستگار شويد.

خلاصه ی این آیه یعنی اینکه: زنان بايد پوشش داشته باشند و آرايش و زيور خود را بر ديگران آشكار نسازند و درصدد تحريك و جلب توجه مردان برنيايند.

اما بی حجابی مثل همون پلاک عمومی می مونه یعنی این خانم بی حجاب درسته که به اسم یک نفر هست ولی متعلق به همه می باشه و هر کسی می تونه ازش بهره ببره خلاصه اینکه بی حجابی یعنی در فیضیه برا همه بازه. و کسی که می خواد انسان باشه هیچ وقت خودش رو در ردیف حیوونا قرار نمی ده چون پوشش نداشتن و خود را برا استفاده ی عموم آزاد گذاشتن همون خصلتیه که توی حیوونا وجود داره.

بعضی خانما پلاک عمومی می زنن و تو خیابون رفتو آمد می کنن من نمی دونم چی فکر می کنن اما چندتا احتمال می دم شاید یکیش درست باشه:
1. نمی دونن که اگه در فیضیه رو باز بذارن خیلیا مشتاقند که فیض ببرن و می برن.
2.می دونن و عمدا اینکارو می کنن تا با فیض رسوندن به اهلش اونا رو خرس دنیا و خوک آخرت کنن.یا مودبانه تر بگم: خسرالدنیا والاخره
3.فکر می کنند همه جا اتاق خوابشونه که هر طور دلشون خواست بپوشنو بگردن. به همین خاطر به خودشون حق می دن و به دیگران که به نیت فیض جذبشون می شن القابی مثل بی جنبه ، بی ظرفیت و امثال اینها نسبت می دن.

ولی هر چی هست به نظر من اگه اینا انسانیت دارن نباید در فیضیه رو باز بذارن. باید در فیضیه رو بست. تا جلوی خیلی از بدیها گرفته بشه.
همینطور برای مردها هم مطلبی می نویسم:
کدام یک از این دو خانم بهتر است؟
خانمی که زیبایی خودش را بین شوهرش و دیگر مردان تقسیم می کند...
خانمی که زیبایی خودش را فقط به شوهرش اختصاص می دهد...
آخرین مطلبی که به نظرم رسید بنویسم رو می نویسم و دیگه تمام.

در کتاب عصر ظهور که چاپش مال حدود 24 سال پیش هست ، با استناد به حدیثی و اثتنباتی از آن حدیث که مال امام باقر علیه السلام هم هست، می نویسد :
بنابراین بعد از آن فردی که از قم خارج می شود(و توضیحاتی که در مورد آن می دهد که من در چند مطلب قبل به آن اشاره کردم که اکنون آن فرد به امام خمینی نسبت داده می شود) یک یا چند رهبر دیگر بر ایران حکومت خواهند کرد که آخرین آنها سید خراسانی است.
یعنی به عبارت دیگر بعد از امام خمینی رهبر یا رهبران دیگری بر این مرز و بوم رهبری می کنند و آخرین آنها همان سید خراسانی است که توضیح دادم و سپس او(سید خراسانی) حکومت را به دست حضرت ولی عصر می دهند.
بنابراین اونهایی که آرزو نابودی این حکومت رو دارند باید بگم که آرزوی خودتون رو به گور خواهید برد! متأسفم.
مردی که از قم قیام می کند!

یکی از نشانه های ظهور این است که در آخر الزمان فردی از قم قیام خواهد کرد. نام او همنام یکی از پیامبران الهی می باشد. او یارانی دارد که از آهن سخت ترند و ... ، که بالاخره در ایران حکومتی را به راه می اندازد که تا حضور حضرت ولی عصر اروحنا له الفداء باقی می ماند و توضیحات دیگر...

نشانه های این فرد با امام خمینی تطبیق دارد. چرا که او از قم قیام کرد. نامش هم روح الله (نام حضرت عیسی بن مریم) است. البته در روایات چیز های دیگری نیز آمده که توضیح آنها در اینجا باعث زیاد و طولانی شدن مطلب می گردد.
البته به نظرم رسید این را هم این جا بگویم که طبق اخبار مختلف قطعا امام خمینی از اخبار قیام خودش خبر داشته. مثلا طبق حرف هایی که استاد امام خمینی ، مرحوم آیت الله شاه آبادی به ایشان می گویند.

پسر آقای شاه آبادی خوابی را از نخل های سوخته می بینند، قبل از انقلاب و پیش امام خمینی می آیند تا آنرا تعبیر کند.
امام یک چیز جزء ای به ایشان می گویند، اما او اصرار می ورزد.امام می گویدمن به تو می گویم اما تا وقتی زنده ام آنرا نباید برای کسی تعریف کنی و بیان می کند که پدرت به من گفته که من قیام خواهم کرد ، بعد از مدتی در قسمت شرق و جنوب شرق جنگی رخ می دهد. آن نخل های سوخته ای را که دیده ای قسمتی از این جنگ است و برادرت هم همان جا شهید می شود. آقای شاه آبادی کوچک می گوید که من این حرف امام را یادم رفت و وقتی یادم آمد که جنگ شده بود و با دیدن نخل های سوخته یاد خواب خود و تعبیر امام افتادم. جریانات مختلف است ؛ جریان دیگر جریان دیدار امام خمینی با حضرت سید علی آقای قاضی طباطبایی است که مفصل است.

خلاصه اش این است که در جمع حضار آن جلسه ایشان به در بگو دیوار بشنوه به صورتی که هیچ یک از حضار متوجه منظور آقای قاضی نمی شود جز امام، ایشان بیان می کند. این اتفاق زمانی رخ می دهد که امام خمینی طلبه ی جوانی بوده و در قم شهرتی پیدا کرده بود و بعد از آن و مدتها قبل از انقلاب به دیدن آقای قاضی در نجف می روند. البته بعد از انقلاب منظور آقای قاضی را حضاری که در آن مجلس حضور داشتند متوجه می شوند ، اما جریانش مفصل است که اگر خواستید می نویسم.

در کتاب عصر ظهور که چاپش به بیش از 20 سال پیش بر می گردد، مطالبی نوشته شده که از روایات استخراج گردیده. در آنجا نوشته شده بنابر روایات بعد از آن رهبر اول ایران که خروج می کند، یک یا چند رهبر دیگر بر ایران رهبری خواهند کرد که آخرین آنها سید خراسانی است. مطالبی را که در مورد سید خراسانی است را انشاء الله در مطلب بعدی خدمت عزیزان ارائه می دهم.
سید خراسانی در اواخر آخر الزمان
در روایات شیعه و سنی به فردی اشاره شده است که از او با نام سید خراسانی نام برده اند.
روایات زیادی از او در دسترس است و نشانه هایی را نیز برای او ذکر نموده اند.
بنابر روایات سید خراسانی کسی است که رهبری ایران را بر عهده دارد البته بعد از آن فردی که از قم خروج می کند(در مطلب قبلی اشاره شد). او یکی از علائم ظهور است.
گفتنی است که سید خراسانی نیز قیامی دارد، البته قیام سید خراسانی و شعیب بن صالح با سید یمانی و سفیانی تقریبا هم زمان است که راجع به آن افراد دیگر اگر عمری بود چندی می نویسم.
به روایاتی که از شیعه و سنی نقل شده است راجع به نشانه های سید خراسانی می پردازیم:
سید خراسانی ، اولا سید است. سیادت او طبق بعضی روایات به امام حسین علیه السلام و طبق بعضی دیگر به امام حسن علیه السلام می رسد.
این موضوع آنجا تعجب محققین را برانگیخت که در یک سند تاریخی در بالای سند آمده بود سید حسنی ، در پایین آن از همان فرد با نام سید حسینی نام برده بود.
محققین این طور برداشت کردند که اگر سید حسنی باشد هیچگاه به اشتباه حسن را حسین نمی نویسند ؛ امام اگر سید حسینی باشد ، حسین را به اشتباه می توان حسن نوشت، بنابراین سید خراسانی سید حسینی است ، نه سید حسنی.
موضوع دوم خراسانی بودن آن است. خراسان یک معنای عام دارد و یک معنای خاص . خراسان ، معنای خاصش همان خراسان امروزیست اما معنای عامش به ایران امروزی اطلاق می شود. ممکن است در روایات معنای خاصش مورد نظر باشد ممکن هم هست معنای عامش.
نشانه ی دیگر او، داشتن خال یا علتی در دست راستش است.
اما در مورد خال و علت: در متن روایات عبارت خال ذکر شده. خال دو معنا دارد، یکی معنای همان خالی که ما از آن نام می بریم و دیگری معنای علت ونقص می دهد.
محققین اینگونه استنباط کردند که اگر کسی در دست راستش خال داشته باشد ، نمی آید آستینش را بالا بزند و بگوید من خال دارم. بنابراین ذکر خال برای نشانه ای از یک فرد کار درست و مناسبی نیست. پس حتما منظور معلولیت است. سید خراسانی دست راستش از علتی بر خوردار می باشد.
نشانه های دیگری نیز دارد از قبیل اینکه قد سید خراسانی بلند است و نیروی جنگی قویی دارد و ...
این ها که نوشته شد از منابع روایی شیعه و سنی بود.
اگر تمام نشانه های آخر الزمان را در نظر بگیریم متوجه می شویم که الان در آخرِ آخر الزمان قرار داریم. بنابراین باید سید خراسانی در زمان ما باشد. این نشانه ها که ذکر شد همگی به مقام معظم رهبری انطباق دارد. زیرا:
هم سید حسینی است از طریق امام سجاد علیه السلام هم خراسانی

هم در دست راستش علت است و هم قد بلندی نیز دارد(قد بلند را کسانی که از نزدیک ایشان را دیده اند، تصدیق می کنند. من خود تا حالا خداوند توفیق داده و ایشان را از نزدیک دیده ام)

هم نیروی جنگی قویی دارد

عبدالله حاکم حجاز ، در اواخر آخر الزمان
در روایات آمده که در اواخر آخر الزمان بر سرزمین حجاز(عربستان کنونی) حاکمی حکومت می کند که نام او عبدالله است.
این طور که در روایات ذکر شده فاصله بین مرگ یا قتل عبدالله تا ظهور بسیار کم است.
در روایات از امام صادق علیه السلام آمده که ایشان فرمودند : هرکس کشته شدن عبدالله را تضمین کند من ظهور قائم را برایش تضمین می نمایم.
در روایات آمده که بعد از عبدالله حکومت ها ماهانه و حتی روزانه می شود. حکومت ها در عربستان طولانی نمی گردد.
راوی می گوید از امام پرسیدم این وضع زیاد به طول می انجامد ، ایشان فرمودند : هرگز.
این طور که معلوم است فاصله ی مرگ عبدالله تا ظهور خیلی کم است و به چند سال زیاد نمی کشد.
البته روایاتی هم در نوع کشتنش ، دلیل کشتنش ، فرد قاتلش و زمان خبر دادن کشتنش به مردم و فرد اطلاع دهنده و عاقبت او و ... ذکر شده که از ذکر آنها می پرهیزیم.
محققین این فرد را با ملک عبدالله که هم اکنون حاکم عربستان است ، تطبیق می دهند.

اگر از لحاظ شرایط اجتماعی و روز به این قضیه نگاه کنیم ، نشانه ای که بعد از قتلش (کوتاه شدن حکومت ها) اتفاق می افتد ، کاملا قابل توجیه است.

البته در روایات آمده که دلیل کوتاه شدن حکومت حکام حجاز بر آن سرزمین ، به توافق نرسیدن بر سر حاکم است.

ببینید ، عبدالعزیز که حکومت آل سعود را پایه گذاری کرد، پسران زیادی دارد. تا حالا 3تا از آنان حکومت کرده اند که آخرینشان ملک عبدالله بن عبد العزیز است که بعد از ملک فهد بن عبدالعزیز حاکم شده است. بعضی از فرزندان عبدالعزیز از 80 سالگی هم سنشان بیشتر شده مانند همین عبدالله که گفته می شود بیمار است و علیرغم حضورش در محافل و مجالس حال خوشی ندارد. ولیعهد عبدالله ، امیر سلطان بن عبدالعزیز هم بیمار است.

بعد از ملک عبدالله پسران برادر اولی و دومی و سومی ، و پسران عبد العزیز بر سر حکومت به توافق نمی رسند و حکومت همان طور که در روایت گفته شده ، کوتاه می گردد.
در مطلب بعد انشاء الله به سید یمانی خواهم پرداخت.
شعیب بن صالح به همراه سید خراسانی
احادیث در مورد سید خراسانی بسیار زیاد است ؛ البته به نسبت احادیثی که برای شیعیب بن صالح می باشد.
شعیب بن صالح کسی است که با سید خراسانی همراهی می کند.
این طور که از روایات برداشت می شود شعیب بن صالح رهبری نیرو های نظامی سید خراسانی را برای رویارویی با سفیانی (احتمالا) برعهده می گیرد.
قیام از ایران توسط این دو نفر صورت می گیرد.
نشانه هایی را نیز برای شعیب بن صالح نقل کرده اند مثل اینکه صورت گندم گونی دارد و ریش هایش هم کم پشت است. در روایت دارد که شعیب بن صالح اهل ری است که این موضوع در تعدادی از روایات آمده. کتاب هایی مانند عصر ظهور و ... که در این رابطه است این مطلب را ذکر کرده اند.
ما الان نمی دانیم شعیب بن صالح کیست اما بعضی ها با فردی در ایران تطبیقش می دهند که البته برای این حرف توجیهاتی هم دارند. من در این جا این حرف را صرفا مطرح می کنم و اصلا تأیید نمی نمایم.
آنها می گویند:
احتمالاً شعیب بن صالح همان احمدی نژاد است. بعد این طور توجیه می کنند که:
صورتش گندم گون و ریش هایش کم پشت است.

در آن زمان تهرانی وجود نداشته، در آن زمان در این منطقه ری بسیار بسیار معروف بوده.
در روایت هم آمده که او اهل ری است. بنابراین اینگونه توجیه می کنند که احمدی نژاد هم اهل تهران است.(این موضوع ، یعنی همین که از تهران با نام ری ، نام بردن یک امر عادی در احادیث می باشد)

نکته ی دیگر اسم اوست. آنها گفته اند که شعیب از واژه ی شعب گرفته شده که در مورد او می خواهد به صفت مردمی بودنش اشاره کند. و ابن صالح را گفته اند که پدرش هم انسان صالحی بوده. این هم از این.
در مطلب بعد انشاء الله به احادیثی که در مورد فردی به نام عبدالله است اشاره می کنم که بعد از او ظهور به شدت نزدیک شده است.
قبل از اینکه مطلب اصلی ام رو شروع کنم به نوشتن می خواستم یک خاطره رو بگم بعد:
یه شب رفته بودم آرایشگاه، صحبت های مختلفی شد ، از جمله اینکه ظهور نزدیک است یا نه. من یه خورده توضیح دادم؛ بعد یه نفر برگشت گفت : آقا این حرفارو آخوندا می زنن تا مردم رو خر کنند.(قریب به مضمون)
من بهش گفتم : ببخشید آقا شما تا حالا چندتا کتاب در مورد ظهور و علائم ظهور خوندی؟
گفت : «هیچی»
گفتم : خوب شما که هیچی نخوندی چطوری به خودت اجازه می دی اظهار نظر کنی در این مورد؟
«دیگه داشت حرفامون تند می شد که سریع دور و بری ها بحث رو عوض کردند...»
این را به عنوان مقدمه نوشتم.
ان شاء الله در پست های بعدی به قطره ای از دریای ظهور اشاره می کنیم.
شیخ حر عاملی که در قرن ۱۲ می زیسته ، این حدیث را از یکی از کتاب های شیخ صدوق نقل می کند.
شیخ صدوق خود در قرن۴ (در زمان غیبت صغرای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف)
می زیسته.
یعنی عمر این حدیث از زمانی که در کتاب شیخ صدوق نقل شده به ۱۱ قرن پیش بر می گردد.
این حدیث را لازم است برای آگاهی مردم ، بین آنها به هر طوری که می توانیم پخش کنیم.
منبع این حدیث هست: کتاب وسائل الشیعه ی شیخ حر عاملی ، ج۱۶ ، باب وجوب حب المؤمن وبغض الكافر وتحريم العكس ، صفحه ی ۱۷۹، حدیث شماره ی۲۱۲۸۹.
وفي ( صفات الشيعة ) عن محمد بن موسى بن المتوكل ، ( عن محمد بن يحيى ، عن أحمد بن محمد ) (1) ، عن الحسن بن علي الخزاز قال : سمعت الرضا ( عليه السلام ) يقول :
در این جا پس از نقل سلسله ی سند، راوی می گوید، از حضرت رضا علیه السلام شنیدم که می گفت:(در اینجا راوی نگفته قال، بلکه گفته یقول، این می تواند به این معنا باشد که حضرت یک بار این را نگفتند بلکه در طول عمر خویش چند بار این را گفتند)
إن ممن ينتحل مودتنا أهل البيت من هو أشد فتنة على شيعتنا من الدجال
قطعا در بین کسانی که مودت و دوستی ما اهل بیت را انتخاب کردند، افرادی هستند که فتنه یشان بر شیعیان ما ، از فتنه ی دجال شدیدتر است.
توضیح: حضرت این جا خصوصیت این افراد را نام می برند و می گویند، این ها کسانی هستند که دوستی ما اهل بیت را اختیار کردند. برای همین نمی شود به اینها منافق گفت ، زیرا دوستان اهل بیت اند؛ شاید دلیلی که بتوان بر این جمله که فتنه ی اینها از فتنه ی دجال برای شیعیان شدید تر است آورد، این باشد که چون این ها دوستان اهل بیت اند، مردم راه را خوب نمی توانند تشخیص دهند(البته حضرت در ادامه روش تشخیص راه را می گویند)
فقلت : بماذا ؟
(راوی می گوید)گفتم: به چه؟
توضیح: احتمالا منظور راوی با توجه به ادامه ی حدیث این بوده که نشانه یشان چیست.
قال : بموالاة أعدائنا ، ومعاداة أوليائنا
(حضرت رضا علیه السلام)فرمودند:(نشانه اش)به دوستی با دشمنان ما ، و دشمنی با دوستان ما می باشد.
توضیح: این همان استدلال محکمی است که عمار یاسر نیز با همین روش روشنگری می کرد.
امام خمینی هم همین روش را به ما یاد دادند. یعنی گفتند وقتی دشمن ما را تأیید کرد ، به این معناست که ما مورد علاقه ی دشمنیم و کارمان اشکال دارد. بر عکس اگر دشمن از ما نفرت داشت، بدانید راهتان درست است.

مقام معظم رهبری نیز در همین صحبت اخیرشان در۱۹دی به همین روش استدلال کردند. ایشان گفتند: آمریکا الان کجا ایستاده؟ انگلیس کجا ایستاده؟توده ای و سلطنت طلب و...کجا ایستادند؟

البته اخیرا دیده شده که شبهه می کنند که: خوب آمریکا هم همین حرف امام خمینی را می داند دیگر، برای همین پاتک می زند.
بله ممکنه دشمن چنین کاری بکنه. در این حالت تشیخیصش خیلی راحت است. شما استدلال من رو ببینید درسته یا نه. وزیر امور خارجه ی اسرائیل گفت: خدمتی که آقای احمدی نژاد به ما کرد هیچ کس دیگر نمی توانست چنین خدمتی را به ما بکند. حال می آییم این گفته را در کنار مسائل دیگر بررسی می کنیم. اگر واقعا آقای احمدی نژاد به آنها خدمت کرده، پس چرا وقتی در سازمان ملل صحبت می کند، همه ی مستکبرین عالم از جمله همین اسرائیل از پای صحبتش پا می شن و میرن؟ آیا واقعا این طور است ،حال آنکه احمدی نژاد با مطرح کردن۲سوال راجع به هولوکاست پدر آنها را در آورده؟ ببینید، بی بی سی فارسی که مال انگلیس است،دوست ما که نیست.انگلیس هم دلش برای ما نسوخته که بیاد و برای ما خبرگزاری راه بیندازه بلکه او به فکر منافع خودشه. شما بروید در فیلم هایشان ، که به صورت کلیپ در سایت گذاشتند نگاه کنید. ببینید آقای خاتمی را چقدر در فیلم هایش خوب و مورد علاقه و مطلوب جلوه می دهند، ولی احمدی نژاد را یک آدم بی سر و پای آشوب گر خلاصه بد. یکی از کارشناسانشان در قسمتی از فیلم می گوید: این آقای احمدی نژاد نه سران آمریکا برایش ارزش قائل اند نه فرانسه، نه اسرائیل،نه... .
بعد ماجرای ژنو را در فیلم نشان میدهد. خوب ببینید این دو حرف باهم جور در نمی آید. از طرفی می گویند که آقای احمدی نژاد خدمت بزرگی به ما کرده، و از طرفی هم می گویند، کشور های بزرگ جهان برای او ارزشی قائل نیستند!
از طرفی الان آمریکا و انگلیس و فرانسه و فمینیسمی و توده ای و سلطنت طلب و منافقین و افرادی که به کشور های بیگانه پناهنده شدند و...، همه از جنبش سبز حمایت می کنند، بعد یک مجله ی آمریکایی(الان متوسفانه اسمش یادم رفته، اگه کسی یادش هست برای من بنویسه) می نویسد، ظاهرا این طور که ما مطلع شدیم، به نظر می رسد، حمایت های علنی آمریکا از جنبش سبز، باعث تضعیف آنها می شود و بالاخره به ضرر آنهاست. ما به سیاست مداران می گوییم که به نحوی باید این حمایت را دیگر به صورت علنی مطرح نکنند، بلکه به طور غیر علنی حمایت کنند.
الان اگر شما به سایت های طرفدار جنبش سبز مراجعه کنید،حدود ۹۰ درصدشان در موقع نظر گذاشتند، دقیقا مصداق همین جمله ی حضرت که فرمودند«ومعاداة أوليائنا» می باشند.
إنه إذا كان كذلك اختلط الحق بالباطل ، واشتبه الامر فلم يعرف مؤمن من منافق.
(حضرت در ادامه فرمودند) قطعا هنگامی که اینچنین شود(جمعی از دوستان ما با دشمنان ما دوستی و با دوستان ما دشمنی کنند)حق و باطل باهم در می آمیزند و مخلوط می شوند(به قول خودمون با هم قاطی می شن)و(در این حالت)امر مشتبه می شود ؛ پس مومن و منافق از هم معلوم نمی گردند.
توضیح:در روایات معمولا وقتی گفته می شود «أمر» منظور ولایت است. در اینجا درستر این بود که ترجمه می کردیم: امر ولایت مشتبه می شود(که ولایت با چه کسی است).
در ادامه که از حضرت می گویند مومن از منافق تشخیص داده نمی شود، می توان اینگونه توضیح داد که: چرا نمی توانیم به فرد بگوییم منافق؟ چون دوست اهل بیت است. چرا نمی توانیم به وی بگوییم مومن؟ چون با دشمنان اهل بیت دوستی می کند.(آقای خاتمی سال پیش در ترکیه با نخست وزیر سابق دانمارک که در پخش کاریکاتور رسول الله نقش مهمی داشت دست داد. و یکی از روزنامه ها آنرا با عنوان با ابو لهب دست ندهیم منتشر کرد. زیرا ابولهب نیز پیامبر را مسخره می کرد)

آقای موسوی هم که راهشان معلومه. ایشان در بیانیه ی خود گفتند ما به حمایت انگلیس و ... امید نداریم. یعنی ایشان نا امید اند از حمایت انگلیس و آمریکا و... از ایشان. چه طور؟ حال آنکه تمام برنامه های خود در ایران را سعی می کنند با استفاده از یک راه باز کنی به نام موسوی به ثمر برسانند.
البته من روایت ندیدم که آقای موسوی تا آخر در این راه می ماند، اما غیر از سران این جنبش، افرادش را نگاه کنید. آیا حد اکثر ۱۰ در صد افراد این جنبش، خدا جو و واقعا متعهد به ارزش های اسلام هستند؟
آیا بی بی سی فارسی نبود که راه پیمایی سخیف و زشت روز عاشورا را رهبری کرد؟
آیا انگلیس از این حرکات جنبش موسوی ، ناراحت می شود؟
آیا آمریکایی ها از این حرکات نارحت می شوند؟
آیا سلطنت طلب ها و منافقین و توده ای و ... از این حرکات ناراحت می شوند؟
آیا علما، مسجدی ها ، آدم های خوب ، آدم های دیندار ، از این کار ها خوشحال می شوند؟
هی چرا می خواهیم سر خودمان را گول بزنیم و بگیم نه اینها که اینکار های بد رو می کنند جزء جنبش سبز نیستند! این ها که می رن شلوغ می کنند و سطل آشغال آتیش می زنند و سنگ پرت می کنند و بسیجی ها که برای حفاظت از مردم جلوی اینها رو می گیرند رو برهنه می کنند، اینها جزء جنبش سبز نیستند!
پس ببخشید؛ اون جنبش سبز دلخواه مورد نظر که خدا جو باشند و دنبال خدا بگردند و به تمامی مبانی اسلام و عدالت و ... پایبند باشند، کجایند؟
اگه آمار این افراد(البته اگر زیاد نگفته باشم)بالای ۱۰ درصد بود!
بابا چرا این ها که در این جنبش اند مخصوصا سران آن مثل موسوی که ۸ سال نخست وزیر این مملکت بوده یا مثلا کروبی که یک روحانی است و ۸سال رئیس مجلس این مملکت بوده یا مثلا آقای خاتمی که اون هم ۸ سال رئیس جمهور ما بودند، چرا چشم هایشان را باز نمی کنند؟
چرا نمی بینند چه کسانی دورشان جمع شده اند؟ چرا ...؟ چرا...؟ چرا...؟
این حدیث امام رضا علیه السلام نشان می دهد که ظهور حضرت حجت خیلی خیلی نزدیکه، عزیزان بیایید خودمون رو اصلاح کنیم که مبادا روبروی حضرت بایستیم. علائم ظهور تمامش اتفاق افتاده ، به غیر از علائمی که دیگر متصل به ظهور اند، که البته آنها هم کم کم دارند اتفاق می افتند. مثلا اگر تمام نشانه های سید خراسانی را بررسی کنیم ، با آقای خامنه ای جوردر می آید ، اگر علائم سید یمانی را بررسی کنیم، با سید حسن نصر الله جور در می آید. اگر علائم سفیانی را بررسی کنیم، به اسرائیل می خورد. اگر منطقه ای که سفیانی و سید یمانی هستند یعنی همان شام را بررسی کنیم، می بینیم شام آن موقع ، فلسطین و سوریه و قسمتی از ترکیه را شامل می شده. تمامی علائم ظهور تقریبا معلوم شده. عزیزان سعی کنید خودتون رو اصلاح کنید و بسیار روشنگری بنمایید. زیرا خشکسالی سختی در پیش است(طبق روایات عصر ظهور) هر چه بیشتر روشنگری کنید و مردم بیشتر با تقوا باشند، آن خشکسالی و بقیه ی علائم که در روایات آمده، خفیف تر می شود. عزیزان علائم خشکسالی را چند سالی است که می بینیم. اگر روشنگری نکنید این خشکسالی خیلی بدتر می شود ها!
فإعتبروا یا اولی الالباب.........
به گزارش ايرنا، وي گفت: براي برنده شدن در انتخابات حق نداريم از هر وسيله اي استفاده کنيم. به نقل از ایرنا
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از ايرنا، ستاد انتخاباتي موسوي و كميته هاي وابسته به آن همچون دختران حامي موسوي كه خود را "نسل فيروزه اي " خوانده اند، فعاليت هاي مختلفي را در برنامه هاي تبليغاتي خود گنجانده اند تا با تمركز بر مناطق جنوبي و حاشيه اي تهران، بر آراي اين مناطق تاثير بگذارند. به گزارش رجانیوز، اگرچه انتظار می رفت با توافق صورت گرفته بین صدا و سیما و نمایندگان کاندیداها بر سر برنامه های انتخاباتی تلویزیون و مشخصاً مناظره، حرف و حدیثی در این خصوص باقی نماند، اما گذشت زمان نشان داد که رقبای احمدینژاد چندان تمایلی به مناظره ندارند. از یک سو سایت های حامی موسوی و برخی شخصیت های مطرح جبهه اصلاحات اعلام کردند که مناظره با شرایط حاضر و اعداد و ارقامی که احمدینژاد ارائه می کند، ضرورت ندارد. از سوی دیگر هم تلاشی پنهان برای تغییر در برنامه های درنظر گرفته شده آغاز شد.
این همه در حالی بود که برخی در پشت پرده درصدد برنامه ریزی برای مناظره های پیش رو بودند تا در معادله سه بر یک، باب نقد را در فازهای متفاوتی بگشایند. 3 رقيب انتخاباتي احمدینژاد به حضور يك چهره پر نفوذ رسیدند و در خصوص نحوه سازماندهي مناظره با يكديگر تبادل نظر کردند. در همین بازه زمانی از تیم هایی سخن به میان می آمد که برای مناظره کروبی و میرحسین با احمدینژاد در حال برنامه ریزی و طرح ریزی هستند.
اما با وجود همه این تلاش ها تردیدها ادامه پیدا کرد. خبرهای دریافتی حکایت از آن دارد که برخی فشارها به صدا و سیما طی این مدت وجود داشته است. از آنجا که تلاش ها برای از میان برداشتن اصل مناظره راه به جایی نبرد برخی حضور کارشناسان را همراه با کاندیداها در زمان منظره مطرح کرده اند.
گفتنی است موضع تهاجمی دکتر احمدینژاد طی این روزها و سخن گفتن از اینکه برخی حرف ها را برای مناظره نگه داشته است، در ایجاد تردید در جبهه مقابل اثر قابل توجهی داشته است. احمدینژاد در گفتگوی خود در شبکه خبر نیز از سکوت این سال ها سخن به میان آورد و تصریح کرد که نباید عرصه کشور صحنه جدال باشد؛ اما اگر منافع ملت ایران اقتضا کند پرونده دولت های گذشته و برخی سفارش ها و مفاسد را باز خواهد کرد.
محمود احمدینژاد در اجتماع بزرگ فرهنگیان نیز با بيان اينکه در دولت ميرحسين تنها يک روزنامه فعاليت هاي اقتصادي دولت را نقد مي کرد، گفت: «آن قدر به اين روزنامه فشار آوردند و رييس دولت پشت تربيون بر اين روزنامه فشار آورد که در نهايت قلمش شکست و اين روزنامه خاموش شد.»
احمدینژاد همچنین افزود:«در دولت سازندگي هم تنها يک روزنامه برنامه هاي اقتصادي دولت را مورد انتقاد قرار مي داد که به خاطر هجمه و فشاري که بر اين روزنامه آمد، مجبور به سکوت شد. در دولت قبلي وقتي که انتقادي عليه دولت صورت مي گرفت،40 روزنامه به صورت همزمان با تيترهاي يکسان به او حمله و با کشيدن کاريکاتور به "مسخره کردنش" مي پرداختند.»
دکتر احمدینژاد با این مقدمه به سراغ تخریب ها و ناگفته های خود رفت و تصریح کرد: «هر چند حجم تخريب ها و تهمت هاي ناروا بر عليه من بيش از حد انصاف بود اما من همه را بخشيدم ولي به خاطر منافع ملي و حقوق ملت مجبورم پرونده سه دولت قبل را در عرصه هاي سياسي، فرهنگي، اجتماعي و سياست خارجي در برابر ملت و تاريخ قرار دهم که آن را در مناظره هاي تلويزيوني اعلام مي کنم.»
مواضع تهاجمی احمدینژاد در حالی طی این روزها کلید خورده است که پیشتر حتی زيد آبادي نیز با اشاره به مناظره موسوي و احمدینژاد تصریح کرده بود:«بر خلاف تصور، برنده اين مناظره احمدینژاد است.» به نظر می رسد ترس از شکست در مناظره بانی عقب نشینی و شرط و شروط گذاشتن های مکرر حامیان برخی کاندیداها شده باشد.
مسلما در فضای مناظره خیلی چیزها مشخص خواهد شد. در این فضاست که نامزدها می توانند به دور از فضای شعاری مدعای همدیگر را به نقد بکشند و اجازه بدهند تا مردم در این میان قضاوت کنند. انتظار آن بود که مدعیان گفتگو و مدافعان حق آگاهی مردم و شفافیت از مناظره به سبب روشن شدن واقعیات استقبال کنند. البته به نظر می رسد ناتوانی برخی کاندیداها به جهت بالا بودن سن آنها نیز در این میان بی تاثیر نبوده است.
رجانیوز
احمدينژاد گفت: پس از تحقيقات درباره يكي از قراردادهاي نفتي، متوجه شديم فردي كه به يكي از سران كشور وابسته است و 15 سال اكثر قراردادها را به جيب خود ريخته، اين قرارداد هم به آن معاون وزارت نفت واگذار شده كه او را عزل كردم و امروز همان فرد در رسانهها ميگويد كه سياست اقتصادي دولت غلط است.
به گزارش فارس، محمود احمدينژاد در ادامه سفر استاني به استان تهران طي سخناني در جمع پرشور و گسترده مردم شهرستان پاكدشت كه در ورزشگاه شهيد پازوكي حضور يافته بودند با اشاره به ويژگيهاي شهرستان پاكدشت گفت: شهرستان پاكدشت شهر گل، صداقت، شجاعت، مردانگي و قهرماني است و دلهاي مردم شما سرشار از ايمان زلال و ارادههاي قوي چون كوه است و انديشههاي بلند و همتهاي قوي در مردم عزيز پاكدشت وجود دارد و اين ديار، گل شهرستانهاي كشور است.
وي با اشاره به سفر دور اول هيات دولت به اين شهرستان گفت: در سفر قبل گفتم كه دو نسبت با شما دارم كه يكي از آن بچه محل بودن با شما و نسبت بعدي به لطف خداوند خادم و نوكر مردم پاكدشت بودن است.
رئيسجمهور با اشاره به وظايف دولت اسلامي گفت: پافشاري بر حقوق ملت و ترجيح آن بر همه امور و همه مسائل از جمله وظايف دولت اسلامي است. هرچه در اختيار دولت از منابع، بودجه و امكانات است همه متعلق به ملت است و دولت موظف است كه با همه وجود از منابع ملت و حيثيت و آبروي ملت در خارج و داخل كشور صيانت كند.
احمدينژاد همچنين ادامه داد: آنچه كه در اختيار دولت متعلق به آحاد ملت در سراسر ايران است احدي در دولت حق ندارد اين امكانات را متعلق به يك گروه و افراد خاص بداند و به جايي دفاع از حقوق ملت از منابع يك قشر خاص دفاع كند.
* پيش از دولت نهم برخي مسئولان براي پر كردن جيب خود تصميمات خلاف منافع مردم ميگرفتند
وي با اشاره به اشتباهات برخي مديران پيش از دولت نهم گفت: برخي مديران به جاي ترجيح منافع ملت بر ساير
مسائل، جريانات ديگري را بر منافع ملت ترجيح دادند كه همه ما شاهد بوديم كه يك مدير و يك رئيس شركت چندين سال بر مسند كار بود و در هر مقطع تصميمات خلاف مصلحت عمومي براي پركردن جيب خود اتخاذ ميكرد و پر كردن جيب خود و دوستانش را بر منافع ملت ترجيح ميداد و زماني كه مردم كشور به او اعتراض ميكردند به جايي اينكه با آن مدير برخورد شود از آن مدير دفاع ميكردند و در شهرها به گونهاي فضا شكل گرفته بود كه مردم نميتوانستند از يك بخشدار انتقاد كنند و افراد منافع ملت را قرباني دفاع از يك مدير ناكارآمد ميكردند.
رئيسجمهور همچنين اظهار داشت: در همين تهران همان كسي كه اعتراف كرد صدها ميليون تومان در سال 72 براي حزب و گروه خود از بيتالمال هزينه كرده است برخي به جاي مجازات او از وي حمايت كردند و تلاش كردند تا او را به عنوان يك قهرمان ملي معرفي كنند.
احمدينژاد با اشاره به وظيفه دولت در عزل يك مدير ناكارآمد گفت: در حالي كه وظيفه دولت اين است كه اگر مشاهده كرد كه يك مسئول، حقوق و منافع ملت را زير پا گذاشته بايد با او برخورد كند و بلافاصله او را از سمتي كه قرار دارد عزل كند، چه برسد به اينكه بفهمد مديري از مسئوليت خود براي اندوختن مال و ثروت براي خود، اقوام و دوستانش استفاده كرده است چنانچه حضرت علي(ع) ميفرمايد بايد چنين فردي را به مردم معرفي كنيد تا ديگران جرات نكنند به بيتالمال دستاندازي كنند.
* برخيها مردم و انقلاب را فداي دوستان و همحزبيهاي خودشان كردند
وي ادامه داد: سالها به جاي اينكه طرف مردم و انقلاب گرفته شود برخي مردم و انقلاب را فداي دوستان، آشنايان،
هم حزبيها و افراد خاصي كردند حتي آنها به من اعتراض ميكردند كه چرا برخي را در دولت بركنار ميكنيد و من به آنها پاسخ دادم مسئولي كه بفهمد زيرمجموعهاش مشغول سوء استفاده بوده و يا مدير تحت نظرش از مردم كنارهگيري كرده است قانوناً و شرعاً حق ندارد به آن مدير متخلف اجازه كار بدهد.
رئيسجمهور عزل مديران و مسئولان ناكارآمد و متخلف را وظيفه دولت اسلامي دانست و اظهار داشت: اين مناصب و پستها ارث پدري كسي نيست و به نام كسي سند زده نشده است واين گونه نيست كه اگر كسي آمد بايد 4 سال و يا 20 سال بماند و اگر دولت متوجه شد كه كسي دچار خطا و اشتباه شده دولت حق ندارد او را در آن سمت نگه دارد و آن فرد متخلف را ملت تحميل كند.
احمدينژاد ادامه داد: اين خوب است كه مديران در سمتها ثابت بمانند اما شرط اين منطق اين است كه در مسير اسلام و انقلاب و مردم ،پاك و صادق بمانند و از نگاه مردم هر كسي چنين ويژگي را نداشت او بايد عزل شود.
* با گردنكلفتها بايد برخورد شود تا عده اي خيال نكنند مملكت ارث پدري آنها است
احمدينژاد وظيفه اصلي خود را برخورد با گردنكلفتهاي مفسد دانست و گفت: برخورد با 4 يا 5 آدم ضعيف گرچه لازم است اما اين امر نميتواند پايههاي دولت اسلامي را مستقر كند بلكه در منطق دولت اسلامي برخورد با متخلفان بايد از گردن كلفتها شروع شود و بايد اول جلوي آنها گرفته شود و مسير اداره كشور را به گونهاي تنظيم شود كه عدهاي خيال نكنند كه منابع كشور ارث پدري آنهاست.
* همانند صدر اسلام، اكنون هم زيادهخواهان طاقت اجراي عدالت را ندارند
وي دفاع از حقوق ملت را سختترين وظيفه دولت اسلامي برشمرد و گفت: پافشاري بر حقوق ملت سنگينترين بخش كار دولت اسلامي است چرا كه زيادهخواهان تحمل نميكنند كه با آنها برخورد شود و حق ملت از آنها گرفته شود همانند صدر اسلام كه برخي در كنار حضرت علي (ع)و پيامبر (ص) شمشير ميزدند زماني كه وقت كوتاهكردن دست آنها از بيتالمال فرا ميرسد آنها با شمشير در برابر حضرت علي(ع) ايستادند و مقاومت كردند.
رئيسجمهور با اشاره به اختصاص وام به جوانان براي ايجاد اشتغال گفت: اگر دولت بخواهد كار و فعاليت ايجاد شود بايد وامهاي بانكي را كنترل كند و به دست جوانان، كشاورزان و صنعتگران برسانند تا با ايجاد اشتغال، درمان و كارخانه كشور پيشرفت كند.
احمدينژاد ادامه داد: وقتي يك فرد وامي كوچك دريافت ميكند زماني كه قسط او عقب ميافتد براي او اخطاريه ميفرستند اما برخي كه وامهاي ميلياردي گرفتهاند و به جايي اينكه آن را در بازار اشتغال و صنعت به كار بگيرند آن را وارد بازار مسكن كردهاند زماني كه از آنها ميخواهند آن وام را بازگردانند صداي صدها حنجره به هوا ميرود و هزاران تلفن به صدا در ميآيد و آن فرد را تهديد ميكنند.
وي افزود: 90 درصد وامهاي بانكي، بالاي يك ميليارد تومان است و بسياري از وامهايي كه قسط هاي آن عقب افتاده متعلق به همين 90 درصد است و كساني وامهاي كلان گرفتهاند و حاضر هم نيستند آنها را بازگردانند.
* ما از سياستي كه پول نفت را به جيب عده اي خاص سرازير كند، بيزاريم
رئيس جمهور در پاسخ به سيل تهمتها و اشتباه خواندن سياستهاي اقتصادي دولت نهم گفت: اگر سياست درست اقتصادي اين است كه پولهاي كشور توي جيب يك عده خاص برود و مردم محروم باشند ما از اين سياست بيزار هستيم.
احمدينژاد افراد سرمايهگذار واقعي را افرادي با حساب پاك دانست و گفت: افرادي كه با سرمايهگذاريهاي خود اشتغال ايجاد ميكنند و دامداري و كشاورزي را رونق ميدهند حسابشان پاك است و ما با آنها كاري داريم اما اگر قرار باشد عدهاي پولها بردارند و عليه منافع ملت استفاده كنند اين امر را فاقد منطق اقتصادي ميدانيم و اگر برخي اين سياستها را غلط ميدانند ما با اين حرفها كاري نداريم چرا كه ما نوكر و خدمتگزار مردم هستيم.
* 15 سال پول يك قرارداد نفتي به جيب يك معاون وزير نفت ميرفت كه عزلش كردم/ حالا به دولت فحاشي مي كند
وي با اشاره به تخلف يكي از معاونان وزارت نفت و بركناري آن فرد گفت: من در بخش نفت مطلع شدم كه يكي از محصولاتي كه در كشتيها مصرف ميشود را به يك دلال در امارات ميفروشند .بنده سئوال كردهام كه چرا اين كار را ميكنيد و اين محصول را يكجا به يك فرد ميفروشيد و چرا در بندرها در مرزهاي خودمان اين كار را نميكنيد.از اين رو فردي را براي تحقيق فرستادم كه گزارش داد همه كشتيها ترجيح ميدهند اين محصول را در بنادر ايران بخرند. و از اينكه براي خريد محصول به امارات ميروند ناراحت هستند.
رئيسجمهور ادامه داد: من به وزير نفت گفتم كه ديگر حق نداريد اين محصول را به امارات بفروشيد لذا بايد آگهي بدهيد و در همين ايران به مردم خودمان اين امر را بسپاريد تا خود آنها با ساخت امكاناتي در بنادر، اين محصول را به كشتيها بفروشند اما زماني كه آگهي داده شد ملاحظه كردم آقايي كه به يكي از سران كشور وابسته است و 15 سال اكثر قراردادها را به جيب خود ريخته، اين قرارداد هم به او واگذار شده است و زماني كه اين امر را مشاهده كردم گزارش و سابقه آن را فرد را خواستم و وقتي فهميدم كه يكي از معاونان وزير نفت اين كار را كرده او را عزل كردم و امروز همان فرد در روزنامهها و رسانهها عليه دولت مصاحبه ميكند و ميگويد كه سياست اقتصادي دولت غلط است. ما تهمتها، توهينها، بيادبيها را تحمل ميكنيم اما امضاي يك قرارداد كه يك ريال هم از آن عليه ملت باشد را تحمل نميكنيم.
* پرونده كساني كه 24 سال در مناصب اجرايي بودند را در مقابل چشم ملت افشا ميكنم
احمدينژاد با اشاره به فشارها، توهينها و تهمتها در مساله هستهاي به دولت گفت: به خاطر مسائل هستهاي و اينكه دشمنان پشت مرزهاي ما بودند و ما درگير اين مسائل بوديم براي اينكه خدمت به مردم با ورود به اين مسائل لطمه نبيند ما وارد نشديم اما امروز براي دفاع از ملت مجبورم پرونده يك گروه را كه 24 سال در مناصب اجرايي كشور حضور داشتند و ريشه مشكلات كشور را به وجود آوردهاند را فاش كنم و در برابر چشم ملت قرار خواهم داد.
وي افزود: در تلويزيون و در مناظرهها پرونده اين افراد را افشا خواهم كرد اما من اهل تهمت و بيادبي نيستم البته همه اين پرونده ها را روي ميز نميآورم و اجازه ميدهم اگر ملت بارديگر من را برگزيد آن وقت همه آنها را در پيشگاه ملت محاكمه ميكنيم و حقوق ملت را به بيتالمال باز ميگردانيم.
رئيس جمهور در بخش ديگري از سخنان خود با اشاره به عرصه دوم وظايف دولت براي دفاع از حقوق ملت گفت: عرصه دوم كه جزو وظايف دولت محسوب ميشود و بايد از عزت و استقلال مردم دفاع كند، عرصه سياست خارجي است و در عرصه سياست خارجي دولت بايد از عزت ملت با شجاعت دفاع كند. شما ميدانيد كه اگر يك ملتي تحت شرايط تهديد زندگي كند امكان برنامهريزي و پيشرفت براي او بوجود نميآيد و تا زماني كه دشمن يك چماقي را در دست گرفته و هر روز ملت را تهديد ميكند، يك روز بهانه حقوق بشر و يك روز مسئله هستهاي را بهانه ميكند در چنين شرايطي يك ملت نميتواند راه درست پيشرفت را طي كند و اولين وظيفه يك دولت اين است كه با پشتوانه ملت تهديد را از سرزمين و منافع ملي دور كند.
* در دولت قبل چندين قرارداد خانمانبرانداز بدون تصويب مجلس بر ملت تحميل شد
وي افزود: همه شما 5 سال گذشته را در قضيه هسته اي به ياد داريد كه دشمنان آمدند و با فشار، تقاضاهايي را مطرح كردند و در آن زمان با شعار اينكه ما بايد تنشزدايي كنيم، و بايد گفتگو كنيم دشمنان قدم به قدم خواستههاي خود را مطرح كردند و آن را افزايش دادند ولي از اين سمت، قدم به قدم عقبنشيني صورت گرفت و تعهد كردند تا جايي كه چندين قرارداد خانمان برانداز را بدون تصويب مجلس بر ملت ما تحميل كردند و متن اين قراردادها آن طوريكه اتفاق افتاد به اطلاع مردم نرسيد.
رئيسجمهور با اشاره به ماجراي هستهاي گفت: در ماجراي هستهاي آنها همه تاسيسات را پلمپ كردند و آزمايشگاهها و رشتههاي دانشگاهي را هم درخواست تعطيلي دادند و اعلام كردند كه رشتههاي منتهي به مسئله هستهاي بايد تعطيل شود.
احمدينژاد ادامه داد: در آن شرايط رئيس دولت وقت، در افغانستان و در عراق و در موضوع هستهاي با آنها كمال همكاري را انجام داد و كمال عقبنشيني را انجام داد و تقريبا كليد هستهاي را براي هميشه تحويل آنها داد و پس از اين همه همكاري كه تحت شعار تنشزدايي انجام شد، آقاي بوش پشت تريبون آمد و ايران را محور شرارت ناميد و گفت كه بايد به ايران حمله كنيم و بدانيم كه اين اخلاق مستكبران است كه اگر در برابر آنها عقبنشيني كنيم آنها تا انتها ميآيند.
* مسئولي كه اجازه حضور غربي ها در مراكز نظامي ما را بدهد، به جايي ميفرستم كه راه خانهاش را گم كند
وي اظهار داشت: غربيها آنقدر پررويي كردند و گفتند كه ما بايد همه مراكز شما را بازرسي كنيم و من به آنها گفتم كه دليل اين كار چيست و آنها پاسخ دادند كه ممكن است شما كار مخفي انجام دهيد ومن به آنها گفتم كه اين كار ممنوع است و اگر كسي اجازه دهد مامورين غربي پايشان را در يك مركز نظامي ما بگذارند، من آن كسي كه اجازه
اين كار را داده است همراه با آن مامور به جايي خواهم فرستاد كه راه خانهشان را گم كنند.
رئيسجمهور با اشاره به هدف غربيها براي بازرسي از تاسيسات نظامي ايران گفت: دشمنان به بهانه مسائل هستهاي قصد داشتند از قدرت دفاعي ما مطلع شوند تا دشمنان به راحتي بتوانند نقشههاي بوش را پياده كنند. زماني كه يك چماق بالاي سر يك ملت است، امكان عزت و پيشرفت وجود ندارد. اولين وظيفه دولت اين است كه آن چماق را از دست دشمن بگيرد و توي سر خود دشمن بكوبد و خرد كند. و الا تا زماني كه آنها خودشان را مالك ومحق ميدانند وايستادهاند و هر روز تهديد مي كنند هيج كاري نميتوان كرد و مي بايست يك بار براي هميشه اين تهديد كنار مي رفت.
احمدينژاد گفت: برخي به ما ميگويند براي رفع تهديد كوتاه بياييد و لبخند بزنيد و چرا از موضع قدرت با آنها برخورد ميكنيد اما من پاسخ ميدهم منطق ما روشن است. ذات استكبار پررويي و تجاوزطلبي است و اگر در برابر متكبر تواضع كنيد آن متكبر پرروتر ميشود و زياده خواهي بيشتري ميكند و فهرست طلبكاريهاي خود را افزايش ميدهد. و اگر بخواهيم جنگ و تهديد را از سرزمينتان دور كنيد بايد از موضع قدرت و شجاعت و البته با تدبير اين كار را انجام دهيم.
وي با اشاره به سخن يكي از مسئولان در صدا و سيما مبني بر حمله آمريكا به ايران گفت: شما يادتان است كه چند سال قبل يك عزيزي در تلويزيون آمد و اعلام كرد كه يك ماه ديگر آمريكا به ايران حمله ميكند و آن مجري از وي پرسيد كه آيا جدي ميگويي وآن فرد در صحبتش تاكيد كرد و گفت من از اين موضوع خبر دارم. من به محض اينكه اين حرف را شنيدم ناراحت شدم و در برنامه تلويزيوني اعلام كردم كه چنين چيزي محال است چرا كه ملت ايران مقتدر است و اگر هر قدرتي بخواهد تجاوزي به اين ملت بكند قبل از اينكه دست آن متجاوز بر روي ماشه برود ملت دست آن دست را از بازو قطع خواهد كرد. شما مشاهده كرديد كه آنها جرات نكردند به ايران حمله كنند و همان افرادي كه 5 سال پيش بحث حمله به ايران را مطرح ميكردند، و ايران را محور شرارت ميناميدند امروز بر سر تائيد و تمجيد از ايران مسابقه گذاشتند و اعلام ميكنم كه ايران كانون تمدن و فرهنگ است و بدون ايران نميشود منطقه و دنيا را اداره كرد و تقاضاي گفتگو و همكاري با ايران را دارد.
رئيسجمهور با بيان اينكه اگر در برابر مستكبر كسي تواضع كند حتما عزتش لجن مال ميشود،گفت: امروز ملت ايران عزيز است و بدانيد كه راه همين عزت ومقاومت است كه البته بايد با تدبير همراه باشد. و بنده شما را با مواردي كه در اين 4 سال گذشت، و برخي از داخل همراه با دشمن چه فشارهايي به ما آوردند ،و ما را دعوت به سازش كردند خسته نميكنم.
احمدينژاد در ادامه اظهار داشت: اگر ملتي بخواهد مستقل باشد و در امنيت به سر ببرد،و بتواند سازندگي كند و اقتصاد خود را رونق بخشد بايد در مسائل جهاني با اقتدار و با شجاعت و باتدبير وارد شود و اين راه و خط و مشي ملت ايران است. اگر خداوند عنايت كرد و به دست شما مسئوليت به من سپرده شد وقتي به سازمان ملل بروم خطاب به اين كشورهاي به اصطلاح قدرتمند خواهم گفت كه كداميك از شما جرات حمله به ايران را داريد.
* برخيها در داخل همنوا با صهيونيستها، از اينكه ما صهيونيستها را جنايتكار مي ناميم ناراحت ميشوند
وي با ابراز تاسف از برخي اظهارنظرات افراد داخلي همگام با دشمن گفت: برخي در داخل همراه با صهيونيستها از اينكه ما ميگوييم صهيونيستها آدمكش،كودككش و جنايتكار هستند ناراحت ميشوند و مي گويند چرا به آنها اعتراض ميكنيد اما اين صهيونيستها 30 سال است كه ما را تهديد ميكنند و ميخواهند به ايران حمله كنند ولي برخي آقايان ميگويند چرا شما هولوكاست را دروغ خوانديد اما سوال اين است كه آيا ما بايد منتظر بنشنيم تا از آنها در داخل كشور استقبال كنيم در حالي كه امام علي (ع) فرمودند هر كسي از دشمن در داخل خانه خود استقبال كرد به ذلت ميافتد.
رئيسجمهور ادامه داد:دولت موظف است با ديپلماسي اقتدار كاري كند كه رژيم صهيونيستي و اربابان آنها جرات حمله به ايران را نكنند اما برخي در داخل ميگويند كه شما هزينه توليد كردهايد و به آنها ميگويم كه جز چند سفر من و فريادهاي مرگ بر صهيونيست ،چه هزينهاي پرداخت شده است ؟ ما امروز به جايي رسيدهايم كه خودشان هم اعتراف ميكنند كه ديگر نميتوانند در برابر ملت ايران غلطي بكنند و امروز ملت ايران قهرمان و مقتدر است و اجازه نميدهيم آنها براي ما تصميم گيرند.
احمدينژاد با اشاره به اعتراض برخي افراد داخلي از حمايت دولت از لبنان و فلسطين گفت: رژيم صهيونيستي و اربابان او و هفت جد و آباد آنها نميتوانند غلطي بكنند اما برخي در داخل ميگويند كه چرا از لبنان و فلسطين حمايت ميكنيد لابد آنها انتظار دارند كه دشمن مقاومت لبنان و فلسطين را بشكند و به پشت مرزهاي ما برسد و پس از آن ما با آنها مبارزه كنيم اما حتي اگر آنها ما را تهديد نميكردند ما خود را موظف به حمايت از لبنان و فلسطين ميدانستيم.
وي با اشاره به تصميمات دولت براي شهرستان پاكدشت گفت: گازرساني، احداث خط راهآهن شهري، ساخت بيمارستان پاكدشت، واگذاري زمين براي مسكن مهر، تاسيس ساخت مجتمع فرهنگي و هنري و استاديوم ورزشي، ساخت دو مجموعه ورزشي براي دختران و دو مجموعه ورزشي براي پسران از جمله تصميمات دولت در جلسه هيات دولت مخصوص تهران خواهد بود.
رئيس جمهور در پايان گفت: امروز شما مردم پاكدشت موجب عزت، ملت ايران و اميد ملتهاي مظلوم دنيا هستيد.
به نقل از رجا نیوز
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از شبكه "ايران " ، بر اساس اطلاعات منتشر شده در اين نامه ، خانم زهرا رهنورد مدرك دكتراي خود را ظرف مدت 2 سال از دانشگاه آزاد اسلامي اخذ كرده و اين در حالي است كه وي در هنگام گذراندن تحصيلات در مقطع دكترا ، همزمان در مقطع كارشناسي ارشد در دانشكده هنر دانشگاه تهران نيز تحصيل مي كرده و البته همزمان كارمند هم بوده است.
در شكواييه اين اساتيد ضمن طرح اين پرسش كه نحوه پذيرفته شدن خانم رهنورد در مقطع دكترا چه بوده و آيا وي در آزمون ورودي شركت كرده ، آمده است : جناب آقايان معين و توفيقي بايد توضيح دهند خانم رهنورد كه دكتراي خود را در رشته علوم سياسي از دانشگاه آزاد دريافت كرده ، با چه مجوزي در رشته هنر به عنوان دانشيار معرفي شده و در هنگام انتصاب به عنوان رئيس دانشگاه الزهرا(س) از چه مرتبه علمي و دانشگاهي برخوردار بوده است؟
گفتني است مهندس موسوي از اعضاي هيات امناي دانشگاه آزاد اسلامي است.
به گزارش خبرگزاري فارس ؛ حاميان ميرحسين موسوي و مهدي كروبي ازابتداي برگزاري اين همايش وارد سالن شده و با در دست داشتن عكس هايي پشت به سخنران و روبروي سن به صف ايستادند و هر چه مسئولين برگزاري همايش از آنان خواستند كه بر روي صندلي بنشينند آنها توجه نمي كردند و برخي فرياد مي زدند كه ما مخالف برگزاري برنامه شما نيستيم .
متقي فر رئيس ستاد هماهنگي حمايت هاي مردمي دكتر احمدي نژاد در استان تهران خطاب به اغتشاشگران گفت : اينجا محيط دانشگاهي است از شما مي خواهم شان دانشگاه را حفظ كرده و تا قبل از نشنيدن سخنان سخنران پشت به او نايستيد چرا كه اين كار دور از شان محيط دانشگاه است .
وي از حاميان موسوي و كروبي خواست كه بر روي صندلي هاي خود بنشينند چرا كه در صورت پخش شدن اين تصاوير ممكن است اين توهم پيش آيد كه شما دانشجو نيستيد و تحمل سخنان سخنران را نداريد .
وي ادامه داد: اينگونه عكس العمل ها و اينگونه ايستادن ها هيچ پيامي ندارد چرا كه كسي كه حرف براي گفتن داشته باشد به عكس العمل فيزيكي متوسل نمي شود.
بنابر اين گزارش در همين حال يكي از حاميان مير حسين موسوي به بالاي سن رفت و علنا جلسه را برهم زد و حاميان موسوي درگيري فيزيكي را آغاز كردند.
گفتني است در حالي نشست دانشجويان حامي احمدي نژاد امروز در دانشگاه تهران توسط گروه هاي فشار طرفدار موسوي و كروبي به تشنج كشيده شد كه جلسات و نشست هاي حاميان موسوي و كروبي در دانشگاه ها و نقاط مختلف كشور بدون مداخله حاميان احمدي نژاد و در نهايت آرامش برگزار مي شود.
«استفاده از بازیگر تئاتر، حجم انبوه سیاهنمایی و کپیبرداری از فیلم توکلی»
نخستین فیلم تبلیغاتی میرحسین موسوی که شنبه شب از شبکه یک سیما پخش شد، ضمن اینکه بیان برخی از موارد منفی را از این کاندیدای ریاست جمهوری به افرادی که به عنوان مردم نشان داده شدند، انتقال میداد، حاوی نکات جالبی بود.

به گزارش رجانیوز، در این فیلم که با تصاویری از دوره نخستوزیری موسوی آغاز میشد و با تصاویری از امام راحل و جبهه و جنگ ادامه مییافت، تلاش شد تا خاطره دوران دفاع مقدس و نخستوزیری موسوی برای مخاطب زنده شود و با ضمیمه کردن برخی سخنرانیهای وی نوعی تصویرسازی مثبت در افکارعمومی تداعی شود.
با این حال، در این فیلم تأکید ویژه و مستقیمی به استفاده از نمادهای مذهبی مانند از سیادت موسوی گرفته تا رنگ سبز و بیان این جمله توسط موسوی که پرچم سبز پایبندی به عدالتی است که اهلبیت پایبند به آن بودند، حضور بر بالین احمد عزیزی شاعر اهلبیت(ع) انجام شد.

همچنین هوادران موسوی که انتشار تصاویر آنها در میتینگهای اخیر وی مانند میتینگ دوم خرداد سالن سرپوشیده آزادی، زنگ خطر تکرار اثرات منفی مواردی تبلیغات و تبلیغکنندگان مانند هاشمی 2005 را برای ستاد موسوی به صدا در آورده است، در این فیلم کاملاً سانسور شد و تصویری پاستوریزه از هواداران و اغلب در نمای باز و از دور ارائه شد.
علاوه بر این، در حالی که موسوی عملاً کاندیدای احزاب اصلاحطلب است و ستادهای وی نیز دربست در اختیار احزاب 3 قلو قرار دارد، در فیلم تبلیغاتی وی هیچ اشارهای به حمایت احزاب از وی نشد و تلاش شد نخستوزیر دههی 60 به عنوان کاندیدای مردم نه احزاب معرفی شود.

از دیگر نکات قابل توجه این فیلم بایکوت تصویری هاشمی، سید محمد خاتمی و زهر رهنورد بود، به طوری که هیچ تصویری از هاشمی به عنوان بازیگردان اصلی جناح اصلاحطلب و حامی قدرتمند موسوی نشان داده نشد و خاتمی و رهنورد نیز هرکدام به مدت چند ثانیه تصویرشان به نمایش درآمد.
ترس از کاهش آرا در صورت علنی شدن حمایت هاشمی، انتشار فیلم لطیفهگویی خاتمی و بازتاب منفی آن در میان آذریزبانها و تصور منفی از وابستگی مهندس موسوی به همسرش از دلایل این بایکوت تصویری بوده است.
اما شاید جالبترین بخش این فیلم مربوط به مواردی بود که در آن تلاش شده بود بار بیان برخی از سیاهنماییها برعهده مردم گذاشته شود. اما استفاده از یک بازیگر زن شناخته شده تئاتر در منطقه بابل برای این بخش از فیلم موسوی، اثر عکس و بازتاب بیصداقتی در میان افکار عمومی داشته است.

این بخش از فیلم موسوی در واقع مشابه فیلم تبلیغاتی سال 80 احمد توکلی کاندیدای وقت ریاست جمهوری است که کارگردانی آن برعهده اکبر نبوی بود. در این فیلم نیز زنی که در پیادهروهای خیابان انقلاب راه میرفت، با داد و فریاد از انجام مصاحبه خودداری میکرد و انتقاداتی درخصوص وضعیت بیکاری و تورم بیان مینمود.
موسوی همچنین در نخستین فیلم خود تلاش کرد مزیتهای نهادینه شده احمدینژاد مانند مردمی بودن، سادهزیستی و تأکید بر ارزشها را به عنوان مزیتهای خود بیان کند.
با این حال، گفته میشود انتشار این فیلم با انتقادات وسیعی در ستادهای موسوی مواجه شده و منتقدان معتقدند موسوی هیچ وجهی از گفتمان اصلاحطلبان را در فیلم خود برجسته نکرد و در واقع از مردم خواست احمدینژاد نقد را با نسیهی وی عوض کنند.
تأکید بر نمادهای ملی و شعار "ایران، ایران" و سرود "ای ایران، ای مرز پرگهر" از نقاط اوج این فیلم بود.

موسوی همچنین در فیلم خود بر گروههای مرجع مانند مراجع، معلمان و دانشجویان تأکید کرده بود.
به نقل از رجا نیوز

امروز دولت جمهورى اسلامى ايران در زمينههاى سياسى - چه در سطح منطقه، چه در سطح بينالمللى - سخن او جزو سخنهاى پُرطرفدار است؛ سخن او يك سخن شنيدنى است. مسئولين كشور ما، هم در مجامع جهانى، هم در مسافرتهايى كه به كشورهاى ديگر مىكنند، هم در موضعگيرىهايى كه مىكنند، برجسته و شاخصند.
رئيس جمهور ملت ايران به كشورهاى آسيا، به كشورهاى آفريقا، به كشورهاى امريكاى جنوبى مسافرت مىكند، ملتها براى او شعار مىدهند، به نفع او تظاهرات مىكنند، اظهار حمايت مىكنند.
استكبار جهانى واقعيتها را تغيير دهند و ملت را نااميد كنند؛ مىخواهند اعتماد ملت را به مسئولان ضعيف كنند. اينكه مردم به دولت و مسئولانشان اعتماد داشته باشند، براى يك كشور خيلى نعمت بزرگى است؛ مىخواهند اين نعمت را بگيرند و مردم را بىاعتماد كنند، هم به خودشان، هم به مسئولينشان؛ مردم را با شايعه، به تحريم و خشونت تهديد كنند؛ در تبليغات، جاى مدعى و متهم را عوض كنند.
امروز هر كس كه مردم را نااميد كند و به خود، به مسئولين و به آينده بىاعتماد كند، به دشمن كمك كرده. جنگ روانى دشمن، مهمترين بخش مبارزهى دشمن با ملت ايران است.
اعتماد به نفس، اعتماد به مسئولين كشور، اعتماد به دولت، همان چيزى است كه دشمنان مىخواهند نباشد. دشمنان مىخواهند مردم به دولت - كه مسئوليت ادارهى امور كشور را دارد - بىاعتماد باشند؛ سعى كنيد اين نقشهى دشمن را خنثى كنيد. من از دولت حمايت مىكنم. از همهى دولتهاى بر سر كار و منتخب مردم حمايت كردم، بعد از اين هم همين خواهد بود؛ از اين دولت هم به طور خاص حمايت مىكنم. اين حمايت، بىدليل و بىحساب و كتاب نيست. اولاً جايگاه دولت در نظام جمهورى اسلامى و در نظام سياسى كشور ما جايگاه بسيار مهمى است، ثانياً بيشترين مسئوليتها را دولت بر دوش دارد؛ بعد هم اين جهتگيرىهاى دينى و اين ارزشگرايى انقلابى و اسلامى خيلى ارزش دارد. سختكوشى، تلاش فراوان، ارتباط با مردم، سفرهاى استانى، جهتگيرى عدالت و زىّ مردمى؛ اينها خيلى قيمت دارد و من قدر اين كارها را مىدانم. من به خاطر اين چيزها از دولت حمايت مىكنم. البته اين حمايت، حمايت بىحساب و كتاب نيست؛ توقعاتى هم در مقابلش از دولت دارم. اولين توقع من اين است كه به مسئولين دولتى مىگويم خسته نشوند؛ اعتماد به خدا را از دست ندهند؛ به خدا اعتماد كنند و به اين مردم اعتماد كنند؛ زىّ مردمى خودشان را حفظ كنند؛ در دام تجملگرايىهايى كه افرادى مىافتند، نيفتند؛ مراقب و مواظب باشند؛ در مخاصمات جناحى وارد نشوند؛ وقتشان را با دعواهاى سياسى تلف نكنند؛ با همهى وجود و با همهى توان براى اين مردم كار كنند؛ آنچه را كه با مردم در ميان مىگذارند، به تحقق برسانند و دنبال كنند.

به گزارش خبرنگار اقتصادي خبرگزاري فارس، در آستانه انتخابات رياست جمهوري هر چند گراني و نرخ بالاي تورم به مهمترين انتقاد رقباي اصلاح طلب از دولت نهم تبديل شده است و مدعي مي شوند كه در دولتهاي گذشته تورم به اين شكل وجود نداشته است، ولي نگاهي به آمارهاي رسمي منتشر شده از سوي بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران و صندوق بينالمللي پول واقعيتهاي ديگري خلاف ادعاي اصلاح طلبان و كانديداهاي مطرح آنها را اثبات مي كند.
گزارش هاي رسمي بانك مركزي و صندوق بين المللي پول از نرخ تورم در 28 سال گذشته شامل دولتهاي ميرحسين موسوي، هاشمي رفسنجاني ، خاتمي و احمدي نژاد نشان مي دهد: دولتهاي هاشمي و مير حسين موسوي رکورددار گراني در كشور هستند و بالاترين متوسط تورم در كشور مربوط به اين دو دولت بوده است، در عين حال دولتهاي احمدي نژاد و خاتمي با اختلاف بسيار اندك نسبت به يكديگر در رده هاي بعدي قرار دارند.
بر اساس اين گزارش، بانك مركزي در حالي متوسط نرخ تورم در دولت كارگزاران سازندگي (سالهاي 68 تا 75) را 25.33 درصد اعلام كرده است كه گزارش صندوق بين المللي پول نيز متوسط نرخ تورم در اين دولت را با اختلاف ناچيز 25.12 درصد اعلام كرد كه بالاترين ميانگين تورم در 28 سال گذشته است.
همچنين بالاترين نرخ تورم در كشور نيز در دولت هاشمي و در سال 74 به ميزان 49.1 درصد به ثبت رسيده است.
اين گزارش حاكي است: متوسط نرخ تورم در دولت مير حسين موسوي (60 تا 67) بر اساس اعلام بانك مركزي 19.25 درصد و بر اساس اعلام صندوق بين المللي پول نيز 19.93 درصد بوده است و اين دولت پس از دولت كارگزاران دومين ميانگين تورم بالا را طي 28 سال گذشته به خود اختصاص داده است. همچنين طي پنج سال از دولت مير حسين موسوي نرخ تورم بالاي 20 درصد بوده است و غير از سالهاي 73 و 74 كه تورم 49 و 35 درصدي داشتيم، بالاترين تورم در 28 سال گذشته در سال 67 و به ميزان 28.9 درصد بوده است.
بانك مركزي در اين گزارش متوسط نرخ تورم را در دولت خاتمي 15.76 و در دولت احمدي نژاد 16.52 درصد اعلام كرده است كه حاكي از اختلاف ناچيز 0.76 درصد مي باشد و صندوق بين المللي پول نيز در تائيد گزارش بانك مركزي متوسط نرخ تورم را در دولت خاتمي 15.76 درصد و دولت احمدي نژاد 16.62 درصد اعلام كرد كه اختلاف اندك 0.86 درصد را نشان مي دهد.

در نوشتارهای پیشین این سوال را مطرح کرده بودیم که آقای موسوی برای پیروزی در انتخابات تا چه میزانی حاضر به هزینه کردن در رقابتها خواهند بود. اکنون به نظر میرسد که ایشان علاوه بر هزینه کردن سوابق و آبروی فرهنگی و سیاسی خود، هزینه کردن از نظام و پشتوانهی مردمی انقلاب را نیز برای نیل به پیروزی برخود واجب کردهاند!
محمد مهدی پوینده










به نام خالق زیبایی ها

ما در این جا در طی چند مطلب سعی می کنیم مطالبی را راجع به جریان عاشورا و کربلا و محرم بنویسیم.
صحبت را از این جا شروع می کنم که چرا همیشه 15روز مانده به ماه محرم یک سری از تحلیل گران شروع می کنند راجع به اینکه آیا عزاداری را برگذار کنیم یا نه یا این که راجع به سینه زدن و... صحبت می کنند. آن ها در نتیجه ما را محکوم می کنند.
جالب است که این تحلیل های بی سروپا چند روز بعد از ماه محرم تمام می شود!
جناب حجت الاسلام و المسلمین حاج محمود ریاضت که واقعا انسان متفکری هستند(سخنران چیذر) صحبتی را راجع به این گونه افراد در هفتم محرم در مدرسه ی دبیرستان علوم و معارف اسلامی ثامن الحجج کردند. ایشان آن ها را افرادی خواندند که مریض اند و مرض دارند. از نظر بنده این آیه ی قرآن که می فرماید:«فی قلوبهم مرضا» در مورد آنان صدق می کند و آن ها مصداق بارز این آیه هستند.
جالب است که این تحلیل ها را بعد از محرم تمام می کنند و دوباره سال بعد شروع می کنند.
اللّهم عجل لولیک الفرج

سلام به همه شما عزیزان که می دونم این روزا با اون زنجیرهای کوچولویی که تو دستاتون می گیرین، پا به پای بزرگترهاتون تو مراسم عزاداری امام خوبمون، امام حسین علیه السلام شرکت می کنین.
مثل امیر محمد، دوست کوچولوی عمو پورنگ که اونم این روزا عزاداره و به مناسبت فرا رسیدن این ایام یه نوحه خیلی قشنگ خونده.
تو هم می تونی باهاش بخونی.
آقامون دلبره
دلها رو می خره
کربلا می بره
با اون نسیمی که داره عطر گل یاس
آقامون می دونه
این دل دیوونه
دوست داره بخونه
میون بین الحرمین روضه عباس
کاش، دلامون یه بار دیگه بشه خدایی
کاش، هممون یه روز بشیم کرب و بلایی
برای دانلود فیلم اینجا کلیک کنید
از تمامی دوستان عذر خواهی می کنم که در این مدت مطلب جدید نفرستادم.
آخه من مسافرتم اما سعی می کنم هر چند روز یک بار یه مطلبی بنویسم.

هنگ کردن در سیستم می تواند دو دلیل سخت افزاری و نرم افزاری داشته باشد.
از لحاظ نرم افزاری :
اگر از ویندوز های سری 98 استفاده می کنید. این یک امر طبیعی است چون هسته این ویندوز ها پایداری ویندوز های جدیدی مانند XP و 2000 را ندارد و با زیاد شدن برنامه های نصب شده سیستم به دلایل کوچکی از کار می افتد. اما اگر از ویندوز های 2000 و XP استفاده می کنید باید چند نکته را مدنظر داشته باشید :
1- نرم افزارهایی را که بر روی سیستم نصب می کنید باید از نظر هماهگی با ورژن ویندوز چک شده باشند.
2- در هنگام Uninstall کردن سعی کنید برنامه را به درستی و به صورت کامل از سیستم حذف کنید.
3- حجم برنامه های نصبی بر روی ویندوز را کنترل کنید.
4- CD که همراه مادربرد است باید پس از نصب ویندوز نصب شود.
5- درایورهای سخت افزاری باید به طور کامل نصب شوند و به نصب درایور ناقص ویندوز اکتفا نکنید.
از لحاظ سخت افزاری :
1- در صورت داغ شدن بیش از حد CPU سیستم هنگ می کند. پس فن های سیستم و مخصوصا CPU را از لحاظ صحت عملکرد کنترل کنید.
2- کارکرد غیر طبیعی به دلیل ناسازگاری یک قطعه با مادربرد ممکن است سبب هنگ های پیاپی در ویندوز شود.
3- هماهنگ نبودن و یا ایراد داشتن RAM شایعترین دلیل هنگ کردن در سیستمهای کامپیوتری می باشد.
4- اگر Power کیس ضعیف باشد اثرات عجیبی بر کارکرد ویندوز می گذارد که یکی از آنها هنگ کردن سیستم می باشد.
5- تداخل بین دو سخت افزار در اختصاص دهی وقفه مناسب توسط مادر برد و یا درخواست یک وقفه خاص توسط یک قطعه ممکن است سبب هنگ در سیستم شود.
6- کابل های اتصال دهنده بین مادر برد و سخت افزارهای IDE مانند Hard و CD-ROM سبب هنگ در سیستم می شود.
7- وجود بد سکتور بر روی هارد ممکن است سبب بروز مشکلاتی در کارکرد سیستم شود.
موفق باشید.
اگر در حین عبور از خیابان قطعه کاغذی پیدا کنید که روی آن نوشته شده باشد ∞> گوگُل آیا می توانید بفهمید که این یک نوع خلاصه نویسی ریاضی است؟
بقیه در ادامه ی مطلب...
مارکونی، دانشمند ایتالیایی، در سال 1896 میلادی طرح اولیه رادیویش را ارائه داد و در سال 1901 نخستین پیام رادیویی جهان را از کورن وال انگلستان به جزیره نیوفاوندلند، در شرق کانادا، مخابره کرد- این پیام از این سوی اقیانوس اطلس به سوی دیگر آن مخابره شد.
به رادیوهای اولیه «بیسیم» میگفتند.
اساس کار همه رادیوها سوار کردن امواج صوتی روی امواج الکترومغناطیس- و بالعکس- است.
در ایستگاههای فرستنده رادیویی، ابتدا هر نوع پیام یا موسیقی از طریق میکروفنها جمعآوری میشود. صداها فرکانس مشخص دارند (فرکانس تعداد نوسانهای هر موج را در یک ثانیه نشان میدهد).
اصوات گردآوری شده به نوساناتی الکتریکی تبدیل میشوند که فرکانس آنها برابر فرکانس صوت اولیه است که به این نوسانات الکتریکی«سیگنال» میگویند.
دستگاهی به نام آمپلیفایر نیز سیگنالها را تقویت میکند و پس از سوار شدن آنها روی امواج رایویی- موسوم به امواج حامل- این امواج را به آنتنهای گیرندهها میفرستد. امواج رادیویی نوعی موج الکترومغناطیس هستند. امواج الکترومغناطیس شبیه دریا و شبیه امواجی هستند که با پرتاب سنگی داخل برکه ایجاد میشوند، اما آنها در خلاً نیز میتوانند حرکت کنند و سرعت حرکتشان برابر سرعت نور- 300000 کیلومتر در ثانیه – است.
رادیو (یا هر گیرنده رادیویی دیگر) نیز امواج الکترومغناطیس رادیویی را جذب میکند. البته در محیط پیرامون ما، امواج الکترومغناطیس متفاوتی وجود دارد. اما چون طول موج هر یک از آنها منحصر به فرد است، دستگاههای گیرنده رادیویی میتوانند طول موجهای مشخص رادیویی را جذب کنند و این تبادل امواج بدون هیچ اختلالی صورت میگیرد.
رادیو نیز امواج الکترومغناطیس را دریافت و پس از پیاده کردن سیگنالهای صوتی از آن، این سینگنالها را تقویت و آنها را به سوی بلندگوها هدایت میکند.
بلندگوها سیگنالهای الکتریکی را به ارتعاشات صوتی تبدیل میکنند و به این ترتیب، موسیقی یا پیامی که از ایستگاه فرستنده ارسال شده است، شنیده میشود و شما می توانید موسیقی یا برنامه مورد علاقه خود را از رادیو بشنوید.
برگرفته از کتاب: 365 پرسش و پاسخ علمی
با ازدواج مناسب متعالی شوید
از فلسفه و اهداف ازدواج بیشتر بدانید (2)

در این دو مقاله برآنیم كمی دقیق تر به ازدواج نگاه كنیم و به چند بعد آن به صورت جزئی تر بپردازیم و از فواید و ضرورتهای آن سخن بگوئیم . در قسمت قبل به بحث " تغذیه نیاز عاطفی" ، " بزرگ شدن روح" و" تمرین محبّت كردن " پرداختیم و در این مقاله به دیگر فواید ازدواج مثل : " تمرین در ارتباطات" و " شخصیت مفید و مستقل " خواهیم پرداخت :
تمرین در ارتباطات :
در ازدواج فرد سالها تمرین می كند كه رابطه محبت آمیز را چگونه حفظ كند و آنرا در حد عالی نگه دارد و این تلاش خود بخود تغییرات عمیقی را در افراد به وجود می آورد ، وقتی فرد عادت كند سالها به خوبی صحبت كند ، اهل عطوفت و گذشت باشد ، رفتار مهربانی داشته باشد ، اهل خیر و انفاق باشد و آنقدر روحش بزرگ شود كه دیگری را برخود مقدم بشمارد یا حداقل به اندازه ی خودش به او اهمیت دهد ، مطمئناً بعد از گذشت چندین سال ، خواهید گفت این فرد بافرد قبل از ازدواج خیلی فرق كرده و خیلی بهتر شده است .
شخصیت مفیدتر و مستقل تر :
در ازدواج بدلیل اینكه افراد با واقعیتهای زندگی بیشتر مرتبط می شوند و مسئولیت های بیشتری را بر عهده می گیرند ، لذا جسم و ذهن هر دو برای بهبود و رفاه زندگی تلاش بیشتری را می كنند و در نتیجه فرد از لحاظ فردی از حالت نیاز و وابستگی به سوی استقلال و خودكفایی گام برمی دارد و از لحاظ اجتماعی فرد كم كم از یك وجود مصرف كننده به وجود تولید كننده یا خدمات دهنده در اجتماع تبدیل می شود .
و باز هم ادامه خط سیر بزرگ شدن انسان :
زمانی كه فرزندانی هم به جمع زوجین اضافه شوند ، این بار زن و مرد از مقام زوجیت به مقام والدین ارتقا می یابند و چه زحمتها ، تلاشها و كوششها برای اینكه انسانی دیگر به این دنیا قدم بگذارد و رشد و پروش یابد را متحمل می شوند و اگر زمانی زن و مرد به یكدیگر عشق می ورزیدند به این دلیل بود كه از همدیگر لذت می بردند ، با آمدن فرزندان ، علاوه بر خود به كسانی دیگر نیز مهر و محبت می ورزند ، اما این دفعه نه به این دلیل كه نفعی و لذتی ببرند ، بلكه بدین علت كه نفعی برسانند و بهره ای را ارزانی كنند . و در این مقام است كه انسانها با كمی توجه ، به رشحاتی از مفهوم خدا بودن و بنده پروری پی می برند .
ممكن است یك سؤال برای شما به وجود آید كه چرا در برخی ازدواجها این مسائل دیده نمی شود ، این لذتها و شیرینی ها و این رشدها و بزرگ شدن ها یا مشاهده نمی شود یا كمتر مشاهده می شود ؟
و این بحثی است مفصل و جالب و جذاب كه برخی علل آن برمی گردد ، به نامناسب بودن انتخابها در قبل از ازدواج و برخی علل دیگر كه بسیار مهم تر و اساسی تر است ، برمی گردد به كیفیت رفتارها پس از ازدواج كه از حوصله ی این مقاله خارج است .
یك دلیل بسیار محكم برای ازدواج كردن خود قائل شوید ، دلایلتان برای ازدواج بسیار بیشتر و وسیع تر از ارضاء نیاز جنسی باشد ، حتی هدفتان از ازدواج ، از ارضاء نیاز عاطفی هم بیشتر باشد ، چون ازدواج بیشتر از ارضاء این دو نیاز ، اهداف والاتر و مهم تری را نیز در خود داراست و همین اهداف والاست كه برخی در اثر ازدواج رشد می كنند و اوج می گیرند و همچون حضرت امام خمینی (( ره )) این جمله پر از تأمل و پر رمز و راز را می گویند كه: (( مرد از دامن زن به معراج می رسد )) و برخی هم در اثر ازدواج كم می آورند و بازی را می بازند و در نتیجه نظرشان نیز نسبت به ازدواج تغییر می كند .
ازدواج گرچه با ضرورت ارضاء نیازها قوت می گیرد ، اما شیرینی و دوام آن با قائل شدن و متوجه بودن به اهداف والای آن محقق می گردد .
(( مرد از دامن زن به معراج می رسد ))
ازدواج مثل تحصیل علم می باشد ، گرچه ممكن است ضرورت خواندن و نوشتن و احتیاج به سواد ، پای ما را به مدرسه بكشاند ، اما علم منافعی بسیار بیشتر از سواد خواندن و نوشتن در خود نهفته دارد و خیلی از رشدها ، توانمندیها ، ابتكارات و … بواسطه ی علم صورت می گیرد و سختی های علم نباید مجوز این گردد كه علم تخطئه شود .
ازدواج نیز همین طور است ، ازدواج گرچه به نیازهای جنسی و عاطفی انسان پاسخ می دهد و او را سرشار از احساس و هیجان می كند اما در عین حال بواسطه ی زمینه های تلاش و فعالیت و تصمیم گیری كه برای انسان فراهم می كند وجود او را پخته تر می كند و او را از مدار خودبینی به دیگری بینی و غیربینی ارتقا می دهد و روح و روان او را لطیف تر ، خیرخواهانه تر و دوست داشتنی تر می كند و باعث بزرگ شدن روح انسان می شود .
ازدواج گرچه به نیازهای انسان پاسخ می دهد و او را سرشار از احساس و هیجان می كند اما در عین حال وجود او را پخته تر می كند و او را از مدار خودبینی به دیگری بینی و غیربینی ارتقا می دهد .
بنابراین سعی كنید به رشد همه جانبه در تمامی ابعاد وجود خود فكر كنید ، تفكرتان را از بهره بردن به بهره رساندن بالا ببرید ، و از توقع داشتن ازدیگری به توقع داشتن از خود برای خدمت كردن به دیگری ، روح خود را بزرگ كنید و از شرط و شروط های بی مورد گذاشتن برای دیگری به جهت اینكه وی امكانات رفاهی شما را در حد عالی فراهم كند یا بواسطه وجود او به نان و نوائی برسید ،تغیر دهید . به بزرگ شدن وجود خودتان برای مفیدتر بودن برای همسر آینده تان فكر كنید .
وقتی دیدتان نسبت به ازدواج متعالی شود آن وقت حتی مشكلات و سختی ها نیز شیرین و سازنده اند ، آن وقت آسان گیرتر نسبت به دیگران و سخت گیرتر نسبت به خودتان خواهید شد . چرا كه آمده اید در میدان زندگی بازی كنید و خوب هنرنمایی كنید و نیامده اید كه فقط تماشا كنید كه اگر دیگران خوب بازی كردند سوت و كف بزنید و اگر مطابق میل شما بازی نكردند لعن و نفرین بفرستید .
بخش خانواده وزندگی تبیان
منبع : برگرفته از كتاب " یك انتخاب مناسب " نویسنده : محمود یزدانی – با تغییر و تلخیص

ارزش هـر انـسـانـى قـبل از هر چیز، به میزان دلبستگى او به آرزوها و اهداف زندگى اش مربوط مى شود. مـعـیـار تـعـادل او، بستگى دارد به این كه حقیقتا او تا چه اندازه بر اعصاب خود، مسلط بوده و از اعتماد به نفس برخوردار است .
هـنـگـامى جوان مى تواند خود را صاحب اراده اى قوى فرض كند ، كه بتواند در مقابل خواسته ها و امـیـال نـفسانى اش بایستد و با صبر و بردبارى وبه كارگیرى عقل و اندیشه ، مشكلات زندگى را یكى پس از دیگرى از سر راه خود بردارد و بر هوا و هوس خود غلبه كند .
اوبـایـد بـدانـد كه همواره در معرض بزهكارى و لغزش به سوى شهوات قرار دارد و تنها با تقویت ایـمان و رعایت تقوا مى تواند بر اهریمن درون (تمایلات شهوانى و وسوسه هاى شیطانى ) و دشمن برون (عوامل منحرف و دوستان ناباب ) پیروز شود.
اگر جوانى غفلتا مرتكب عمل انحرافى و معصیت گردید، باید بلافاصله در پیشگاه خدا توبه كند و تـصـمـیم جدى بر ترك گناه بگیرد تا رفتار ناشایست به شكل یك خصلت زشت و ناروا دروجود او جایگزین نگردد و به صورت عادت ثانوى در نفسش رسوخ نكند.
او بـایـد بـدانـد كه توانایی هاى لازم را براى اصلاح رفتار خویش دارد و در ضمن ، قدرت پذیرش او از افراد مسن بیشتر بوده و از تعصب هاى بی جا به دوراست . قرآن كریم پس از بیان خطاهایى كه ممكن است انسان ، مرتكب آنها بشود، توبه را به عنوان راه حل اصلى اصلاح رفتارش پیشنهاد مى كند (1) .
جـوان نـبـایـد خطاى خود را هر چند هم اندك است ، كوچك بشمارد، تا این كه در او ملكه (2) گناه پیدا نشود.
اگر جوان ، مطیع خواسته ها و شهوت هاى خود گردید، خود را به هلاكت مى اندازد (3) . اصـولا نـفس انسان ، میل به بدى دارد (4) و جوان ، تنها با ایمان وتوجه به خدا مى تواند آن را به طرف خوبیها بكشاند.
امام علی (ع) مى فرماید : كسى كه جلو خواسته هاى خود را گرفت ، به ارزش والاى انسانى دست یافت .
جـوان بـا رعـایت خویشتن دارى (تقوا) باید خود را براى زندگى آینده آماده سازد و بداند كه این دوران كـوتاه به زودى سپرى خواهد شد و او نیز به گروه بزرگسالان خواهد پیوست و در آینده اى نه چندان دور، عهده دار مسوولیت اجتماعى شده وتشكیل خانواده خواهد داد.

كسانى در پذیرش و انجام مسوولیت اجتماعى و خانوادگى مـوفـق خـواهـنـد بـود، كه دوران بلوغ و جوانى را به پاكى و سلامتى گذرانیده و از آلودگی هاى جـنـسـى درامـان بـوده بـاشند ؛ كسانى كه بتوانند در فرداى زندگى خود، حقوق متقابل فرد و اجتماع ، خانواده و همسر را رعایت كرده و به سعادت و نیكبختى دست یابند.
و در آخر ، به 2سوال مهمی اشاره می كنیم كه بد نیست همین امروز، جوابش را در پیشگاه ذهن و وجدان خود بیابیم :
در روز قـیامت هیچ بنده اى قدم از قدم بر نمى دارد تا به این دو سوال پاسخ دهد:
1 ـ عمرت را در چه كارى فانى نمودى ؟
2 ـ جوانى ات را درچه راهى صرف كردى (5)؟
پی نوشت ها :
1- قـال (ص ): هـو ان یـتـوب الـرجـل مـن ذنب وینوى ان لا یعود الیه ابدا (میزان الحكمه ، ج1 ، ص 552).
2- مـلـكـه حـالـت وصفتى پایدار در فرد است كه به صورت عادت در مى آید و تغییر آن ، بسیار مشكل بوده و در بعضى اوقات ، محال است .
3- مـن اطاع نفسه شهواتها فقد اعانها على هلكتها، هركس نفسش از شهواتش پیروى بنماید به تحقیق به هلاكت خود كمك كرده است .
4- ان النفس لاماره بالسوء الا ما رحم ربى ، به راستى كه نفس ، انسان را به سوى بدى امر مى كند، مگر این كه مورد رحمت خداوند قرار بگیرد(یوسف (12) آیه 53).
5- قـال رسول اللّه (ص ): ان العبد لایزول قدماه یوم القیامه حتى یسال عن عمره فیما افناه وعن شبابه فیما ابلاه .
منبع : برگرفته از كتاب " آنچه یك جوان باید بداند " نویسنده : رضا فرهادیان

چطوری می شود خش های cd رو گرفت؟
برای دیدن پاسخ سوال به ادامه ی مطلب بروید...
تفکری که ما از زن در نظرمان داریم ، تفکری غلط است. برای همین موضوع است که قرآن هر وقت می گوید:«ضرب الله للذین امنو»یا«ضرب الله للذین کفرو» همیشه نام زنان را می برد. مثلا « وضرب الله مثلا للذین امنوا إمرات فرعون » یا وقتی می خواهد افراد بد را مثال بزند به همسر نوح و لوط اشاره می کند. این حساسیت قرآن شاید برای این است که ما این تفکر غلط که قبل از اسلام و همچنین بعد از اسلام بوده است را کنار بگذاریم.
مفاهیم انسانی زن ، تحت الشعاع مسایل تبلیغی و سیاسی
امروز هم دنیا بر همان تفکر غلط در مورد زن است و علی رغم تمام هیاهویی که در مورد حمایت از زن می شود ، متأسفانه همین برداشت غلط وجود دارد. اروپایی ها دیرتر از بقیه ی کشور های مسلمان و غیر اروپاییبه اهمیت و نقش زن ، تنبه پیدا کردند. تا دهه ی دوم قرن 20 هیچ زنی در هیچ جای اروپا حق رأی نداشت و در آ« کشور هایی که دموکراسی داشت ، زن حق تصرف در مالش را نداشت. اما سال های 1916یا 1918 اروپاییان به فکر این افتادند که زن در مالش حق تصرف داشته باشد و بتواند رأی دهد. اما با این جنجال های دروغین که راه انداخته اند به نظر می رسد غرب می خواهد این عقب افتادگی را جبران کند.البته در اروپا زن هایی بوده اند که ملکه شده اند اما حساب این ها که ازیک طبقه یا یک تیره ی خاص بوده اند با بقیه جداست. اما در کل زن این طور نبوده است. تصور من این است که آن ها جانب مفاهیم انسانی در مورد زن را تحت الشعاع مسایل تبلیغاتی و سیاسی و اقتصدی قرار می دهند.
حجاب به معنی منزوی کردن زن نیست
ما بر این عقیده ایم که اگر احکام اسلام بدون افراط و تفریط در مورد رابطه ی زن و مرد اجرا شود جامعه به سلامت و کمال مطلوب خود می رسد. الأن آن چیزی که روی زن در جامعه اجرا می شود را ما به هیچ وجه قبول نداریم و آنرا صرفه و صلاح زن و کل جامعه نمی شماریم. اما اسلام خواهان اینست که رشد فکری ، اجتماعی و سیاسی و فضیلتی و معنوی زنان به حد کمال برسد و همه تعالیم اسلام از جمله جحاب بر این اساس است. مسأله ی حجاب به معنی منزوی کردن زن نیست و اگر کسی این فکر را بکند اشتباه کرده زیرا مسأله ی حجاب در اسلام برای جلو گیری از آ»میزش بی قید و شرط زن و مرد است. حجاب به هیچ وجه موجب جلوگیری در پیشرفت فعالیت های اجتما عی سیاسی و علمی نیست زیرا ما الأن زن هایی را داریم که با کسب مقام های بالایی در هر رشته ای هستند و این برای بعضی باور نکردنی بود و هنوز هم خیلی ها تعجب می کنند.
این متن خلاصه ی یکی از سخنرانی های مقام معظم رهبری است که در کتاب ریحانه ی آفرینش نیز چاپ شده است.

«بنگاه رند» یک مرکز مطالعات استراتژیک و سیاستگذاری در نظام امریكا است که بیش از 60 سال سابقه دارد و یكی از مؤثرترین و بانفوذترین اتقا فکرهای آمریکاست. در گزارش تازه منتشر شده از این مركز با عنوان "آسیب پذیری های سیاسی، جمعیتی و اقتصادی ایران" (Iran"s Political, Demographic, and Economic Vulnerabilities) تأكید شده است که هر گونه حمله به ایران نه تنها باعث سقوط حکومت ایران نمی شود بلکه موقعیت آن را تقویت می کند.
گزارش جدید بنگاه رند به بوش توصیه کرده است :هر گونه حمله به ایران نه تنها باعث سقوط حکومت ایران نمی شود بلکه موقعیت آن را تقویت می کند.
.
با این حال، پروفسور حمید مولانا كه بیش از 4 دهه در امریكا به فعالیت های تحقیقاتی مشغول بوده و مؤسس و عضو هیئت علمی گروه ارتباطات دانشگاه امریكن دی.سی است، در نوشته ای با عنوان "اعتراف های جدید و مهم امریكا درباره ایران" به جزئیات این گزارش پرداخته است.
وی در ابتدای این نوشته چكیده ای از مهمترین سرفصل های این گزارش 128 صفحه ای را بیان كرده است:
- ایران یكی از دموكراتیك ترین كشورها در خاورمیانه (و دنیا) است؛
- ایران در مسیر یكی از قدرت های هسته ای دنیاست؛
- اغلب ایرانیان نظام (جمهوری اسلامی) خود را مشروع می دانند؛
- نظام (جمهوری اسلامی ایران) را هیچ خطری یا كودتایی تهدید نمی كند؛
- مخالفان نظام كه به صورت دموكراتیك فعالیت دارند توانائی تشكل را ندارند؛
- قومیت ها در ایران وجود دارند ولی تهدیدی برای نظام و رهبری به شمار نمی روند؛
- اگر تأسیسات هسته ای ایران بمباران شود حمایت مردم برای پاسخ به اینگونه عملیات بسیار دامنه دار خواهد بود؛
- حمله به ایران نخواهد توانست جلو پیشرفت و توسعه فن آوری انرژی هسته ای این كشور را بگیرد و دولت بدون مشكل فنی ومالی می تواند بازسازی را انجام دهد؛

- اگر امریكا به ایران حمله كند، پشیمان خواهد شد؛
- حمله به ایران پرستیژ امریكا را در دنیا حتی بیش از حال پائین خواهد برد؛
- حمله به ایران به جای اینكه نظام را تضعیف كند باعث قوی تر شدن آن خواهد شد؛
- محاصره دریائی ایران توسط امریكا ناموفق است و باعث افزایش فوق العاده و ناگهانی بهای نفت در بازارهای دنیا خواهد شد؛
- امریكا باید از شعار براندازی نظام ایران دست بردارد و از تغییر رژیم در ایران دیگر سخن نگوید؛
- امریكا نباید در تحریك اقوام و عشایر ایران علیه نظام آن كشور شركت كند زیرا این عمل خود به تقویت وحدت بیشتر ایران كمك می كند؛
- امریكا نباید از ورود ایران به سازمان تجارت جهانی جلوگیری كند؛
- دولت امریكا باید با چشم باز با دولت كنونی برای درازمدت در ارتباط باشد.
اگر امریكا به ایران حمله كند، پشیمان خواهد شد.
مولانا تأكیدمی کند که "تعجب نكنید! اینها چكیده گزارش جدید 128 صفحه ای «بنگاه رند» یكی از بزرگترین، قدیمی ترین و مهمترین مراكز استراتژیك، پژوهشی و سیاستگذاری نظام امریكا است كه به تقاضا و درخواست «بخش برنامه ریزی راهبردی ستاد نیروی هوائی» ارتش امریكا (تحت كنترات و قرارداد شماره 0003-سی-01-49642اف، سال 2008) تهیه و اخیراً منتشر شده است"، می افزاید: اینها همچنین مجموعه ای از ارزیابی، اعترافات، و پیشنهادات این بنگاه به سیاستگذاران امریكا و قوای اجرائی، سیاسی ونظامی ایالات متحده امریكا، شورای امنیت ملی، كاخ سفید، و وزارتخانه های مربوطه مانند وزارت خارجه و وزارت دفاع (پنتاگون) و سایر نهادهای امنیتی-نظامی و مسئولان سیاست خارجی ایالات متحده است.
منبع رجا نیوز
جدیدترین طنز مهران مدیری را از

«مهران مدیری» تصویربرداری كار جدید خود را روز شنبه در لوكیشنی واقع در تهران آغاز میكند.
بنابر این گزارش، این مجموعه هم در قالب سی دی یا دی وی دی روانه بازار خواهد شد و بازیگرانی چون سیامك انصاری، محمد رضا هدایتی، نصر الله رادش، سحر جعفری جوزانی، شقایق دهقان، نادر سلیمانی و ... در آن حضور خواهند داشت.

داستانهای این مجموعه جدید كه هنوز نامی برای آن مشخص نشده است، در قالب طنز و به سرپرستی «پیمان قاسم خانی» توسط محراب قاسم خانی، امیر مهدی ژوله و خشایار الوند نوشته شدهاند.
داستانهای این مجموعه در قالبی متفاوت و نو نوشته شده كه هیچ شباهتی به سایر آثار «مهران مدیری» ندارد.
«مهران مدیری» پیش از این مجموعه «گنج مظفر» را در قالب لوح فشرده ساخته كه هنوز روانه بازار نشده است.
مجموعه «گنج مظفر» با حضور بازیگرانی چون مهران مدیری، محمد رضا هدایتی، هادی كاظمی، نادر سلیمانی، سحر جعفری جوزانی، شقایق دهقان و نصرالله رادش ساخته شده است.
این مجموعه توسط «احسان مظفری» تدوین و مونتاژ شده و داستانهای آن توسط پیمان قاسمخانی و گروهش نوشته شده و بازیگران مجموعه باغ مظفر بدون هیچ گونه تغییری در مجموعه «گنج مظفر» حضور پیدا كردهاند.
اتفاقات «گنج مظفر» كه مهران مدیری آن را به دور از شتابزدگی كارهای روتین ساخته است، درباره گنجی است كه خاندان مظفر در پی كشف آن هستند.
منبع : خبرگزاری فارس

امسال شصتمین سالگرد تولید نخستین اتومبیل فرانسوی سیتروئن Citroen 2CV http://2cvdirectory.com (یا همان ژیان که در سال 1347 توسط شرکت سایپا در ایران مونتاژ شد) است. خودروی ژیان در فرانسه با نام "دوژوو" ( "Deux Chevaux". ) معروف است. دو ژوو در زبان فرانسوی به معنای "دو اسب" است كه بیانگر قدرت دو اسبی این خودرو در مقیاس فرانسوی است.
محبوبیت فراوان این خودرو بیشتر به خاطر قیمت ارزان و مصرف بسیار كم بنزین آن است.
بقیه در ادامه مطلب...

آن بخش از کامپیوتر را که میتوان با چکش شکست، سخت افزار نامیده و آن قسمت که فقط میتوان به آن دشنام داد را نرم افزار مینامیم.

بر اساس آخرین اخبار همشهری جوان یکی از محبوب ترین مجله ها توقیف شد. در این اتفاق عده ی زیادی عمگین شدند.
دلیل توقیف این مجله متنی بود که حدود یک ماه پیش با عنوان «عاشقی هرکی شد!»گزارش شده است.
متاسفانه از امروز به بعد دیگر مجله ی همشهری جوان یکی از محبوب ترین مجله های جوانان را نخواهیم دید.
(خیلی کوتاه و مختصر و مفید نوشتم تا در وقت شما بازدید کننده ی محترم صرفه جویی کنم)
![]()

بقیه در ادامه مطلب

ابزار جدیدی از گوگل به نام “Google Insights” توسط تیم گوگل در Tel-Aviv طراحی و راه اندازی شده که شما میتوانید بوسیله آن حجم جستجو را مقایسه بکنید و دارای آیتم های search terms , locations , time ranges میباشد شما میتوانید در قسمت Locations کشور ایران را انتخاب کنید و از میان فهرست شهرها شهر خودتون را انتخاب کنید در قسمت فـــیلــــتر هم میتوانید محدوده زمانی و مجموعه ها و یا کلمات مورد نظرتون را وارد نمایید و نتیجه جستجوهایی که تهرانی ها در مدت زمان مشخص انجام داده اند در مورد هر چیزی مشاهده کنید در ضمن میتوانید هر شهر را با شهر دیگر نیز مقایسه نمایید
برای مشاهده این سرویس از گوگل به نشانی زیر مراجعه نمایید:
آدرس
شاید تا به حال برایتان پیش آمده باشد که متنی را در ورد دارید و می خواهید کسی به آن دسترسی پیدا نکند یا این که می خواهید روی آن رمز بگذارید. خود ورد این امکان را در اختیار افراد می گذارد که ما در این جا آموزش می دهیم.
1. شما متنی را که نوشتید ذخیره یا save کنید.
2. در بالای صفحه ی ورد، Tools را باز کنید.
3. در پایین منوی باز شده Options.. را باز کنید.
4. از بالای صفحه security را باز کنید.
5. در جایی که نوشته شده password to open رمز خود را بنویسید.
6. اگر می خواهید برای امنیت بیشتر دو رمز بگذارید، گزینه ی پایینیش یعنی password to modify را هم پر کنید و رمز دوم خود را بگذارید.
7. در پایین صفحه Ok را بزنید.
8. حال در پیغامی که به شما می دهد، رمز اولتان را بزنید.
9. اگر رمز دوم برای متنتان گذاشتید پیام دیگری می آید، در آن رمز دوم خود را بزنید.
10. حال در صفحه ی اصلی ورد خود دکمه ی save را بزنید.

مطالعه دستخط و تحليل آن امروزه روشي پذيرفتهشده براي ارزيابي اشخاص در سازمانهاست. گفته ميشود تحليل دستخط شاخصي موثر و قابل اعتماد از شخصيت و رفتار انسانهاست و براي ارزيابي مراحل سازماني مانند بازنشستگي، مصاحبه و انتخاب، مشاوره و برنامهريزي شغلي مفيد است.
مطالعه و تحليل دستخط افراد، دانشي کهن است که اولين بار در حدود 3000 سال پيش توسط چينيها توسعه يافت. به گفته کارشناسان اين علم، دستخط اشخاص در واقع به طور مستقيم از شخصيت منحصر به فرد و شيوه خاص تفکر آنها حکايت ميکند.
همانطور که گفتيم، دستخط حداقل 300 ويژگي گوناگون دارد که به اصليترين آنها که حاوي اطلاعات جالب شخصيتي است، ميپردازيم.
دستخطهاي مايل به سمت راست نشاندهنده صميمي بودن، نافذ بودن، دوستداشتني بودن و حاميبودن نويسنده آن است.
اما دستخطي که صاف و محکم باشد، نشاندهنده استقلال نويسنده است.
دستخطهايي که به سمت چپ متمايل هستند نيز عاطفي و احساسي بودن نويسنده را نشان ميدهند.
اشخاصي که درشت مينويسند، معمولا اجتماعي و برونگرا بوده واز اعتماد به نفس بالايي برخوردارند.
اما خصوصيات شخصيتي افرادي که ريز مينويسند، بهطور دقيق برخلاف کساني است که درشت مينويسند. اشخاصي که ريز و نازک مينويسند، به آساني روابط اجتماعي با ديگران برقرار نميکنند.
کساني که در حين نوشتن فشار زيادي به کاغذ ميآورند، اشخاصي متعهد هستند که همه چيز را خيلي جدي ميگيرند. اما اگر فشار روي کاغذ بسيار زياد است، آن فرد احتمالا خيلي عصبي است و عکسالعمل سريعي نسبت به انتقادهايي که به او ميشود نشان ميدهد، حتي اگر اين انتقادها از سوءنيت نباشد.
اما فشار کم روي صفحه کاغذ هنگام نوشتن نشاندهنده حساسيت و عاطفه نويسنده نسبت به ديگران است.
چنانچه ميان کلمات فاصله زيادي وجود داشته باشد، نشاندهنده اين است که نويسنده به دنبال فضايي براي تنهايي است.
اما اگر فاصله يا فضاي ميان کلمات کم يا باريک باشد، نشان ميدهد نويسنده دوست دارد با ديگران ارتباط داشته باشد. به ويژه اگر اين اشخاص در نوشتار خود دقت نداشته باشند، نشان ميدهد که اشخاصي مزاحم و شلوغ کن براي اطرافيانشان هستند.
چنانچه فاصله ميان خطوط زياد باشد، نشاندهنده اين است که اشخاص دوست دارند به عقب برگردند و نگاه عميقتري داشته باشند.
فاصله کم ميان خطوط نيز نشان ميدهد که نويسنده خونسردي خود را در هنگام فشار کاري حفظ ميکند و در نهايت به نتيجه خوبي دست مييابد.
هر کدام از حاشيههاي کاغذ مفهومي دارند. حاشيه سمت چپ نشاندهنده وابستگي فرد به ريشهها و خانواده است. حاشيه سمت راست نشاندهنده وابستگي به اشخاص ديگري به جز اعضاي خانواده است. بالاي صفحه نيز اهداف و آرزوها قرار دارند و در پايين صفحه انرژي، انگيزه و عملکرد قرار ميگيرند.
فاصله زياد از حاشيه سمت چپ نشاندهنده علاقه نويسنده به ادامه دادن است. اگر فاصله از حاشيه سمت چپ کم باشد، نشاندهنده احتياط نويسنده است.
فاصله کم از سمت راست کاغذ نشاندهنده خونسردي و اشتياق براي نوشتن است. فاصله زياد از سمت راست کاغذ نيز نشاندهنده ترس از نادانستههاست.
پس از چينيها نيز روميها به بررسي "علم تحليل و مطالعه دستخط" پرداختند و به تدريج اين علم در بيشتر جوامع و فرهنگها مورد بحث و بررسي قرار گرفت.
ديدگاه جديد در خصوص بررسي دستخط از سوي گروهي از کشيشهاي فرانسوي ايجاد شد که از سوي اب ميکن -که ابعاد کليدي اين علم را در دهه 1870 پس از 30 سال تحقيق تعريف کرد- هدايت شد. امروزه ميدانيم که اين علم، ابزار بينهايت مفيدي براي شناسايي کيفيت و ظرفيت هوش و پتانسيل اشخاص به ويژه در زمينه شغل و پيشبرد ارتباطات است. اگر چه اين علم نيز مانند ساير علوم رفتاري به آساني قابل توضيح نيست، اما هنوز هم به دليل نتايج خوبي که از کاربرد آن به دست ميآيد، بهطور مستمر به کار رفته و مورد قبول واقع ميشود.
ترجمه: مونا ضرغام
منبع: Businessballs

بسیاری از مردم از نوع عطسه کردن خود نزد دیگران خجل و شرمسار هستند. عطسه های بلند و پیاپی می تواند در جمع ، مزاحمت های گاه و بیگاه ایجاد کند، اما اکنون براساس مطالعات انجام شده از سوی برخی از دانشمندان و روانشناسان، معلوم شده که نوع عطسه انسان ها می تواند بازگوکننده ی شخصیت آنها باشد. این آزمایش ها شامل مطالعه برروی صداهای مختلفی است که مردم به هنگام عطسه کردن از خود تولید می کنند. همه می دانند که افراد به گونه های مختلف عطسه می کنند و شاید به همین دلیل است که هیچ دو نفری، شخصیتی مشابه ندارند. اکنون بگویید چگونه و با چه صدایی عطسه می کنید تا بگوییم البته تاحدی چه شخصیتی دارید و نکات پنهان آن چیست؟
افرادی که با صدای بلند عطسه می کنند: این افراد عموما تمایل دارند که رهبران و روسایی با نفوذ و خوب باشند. روان شناسان بر این اعتقادند که صدای بلند عطسه این افراد، نشان دهنده میزان نفوذی است که آنها دوست دارند بر دیگران داشته باشند. این افراد می توانند به راحتی در دیگران نفوذ کنند و آنها را به سمت و سویی که خود تمایل دارند سوق دهند. این افراد عموما مدیرانی لایق، کارآمد رهبرانی با نفوذند. آنها شخصیت قدرتمندی دارند که به آنها کمک می کند در حوزه مدیریت بسیار شجاع و زیرکانه عمل کنند. در حوزه اجتماعی سخنوری عالی و بی مثال هستند. این افراد می توانند با نفوذ کلام خود موضوع بحث را به آن طریقی که خود می خواهند پیگیری کنند. معمولا زندگی بر وفق مرادشان است و در خانه و خانواده نیز می توانند از نفوذی بی اندازه برخوردار باشند.

افرادی که ملایم عطسه می کنند: این افراد عموما شخصیتی آرام، با وقار، وفادار و وابسته دارند. در روان شناسی گفته می شود که این افراد نمی توانند بدون وابستگی به غیر، کاری از پیش ببرند. شخصیت وابسته آنها نشان دهنده ی آن است که باید حتما در موارد مهم تصمیم گیری، شخص دیگری آنها را به سمت و سوی مورد نظر سوق دهد. این افراد می توانند و می خواهند که به مردم خدمت کنند و این خدمت را در چارچوب آنچه آنها تمایل دارند انجام می دهند. بسیاری از این افراد اگر چه منزوی به معنای عام کلمه نیستند ولی چندان هم از بودن در اجتماعات احساس رضایت نمی کنند. شخصیت آرام آنها تنها در خدمت به دیگران خلاصه می شود. این افراد بسیار وفادار و در زندگی ثابت قدم هستند. در حوزه کاری به لحاظ آرامی ممکن است تاثیر چندانی در جمع نداشته باشند ولی همین منش آرام آنها باعث می شود همگان آنها را دوست داشته باشند. در حوزه اجتماعی نیز پرهیز از تجمع و قیل و قال های روزانه شعار اصلی آنان است ولی در این بین انجام دادن کارها و وظایف اصلی که برعهده آنهاست به هیچ وجه فراموش نمی شود.
افرادی که به هنگام عطسه جلو دهان خود را می گیرند: طبق پژوهش های انجام شده افرادی که به هنگام عطسه کردن جلو دهان خود را می گیرند بسیار موقر و به لحاظ روحی متعادل هستند. این افراد معمولا در هیچ زمینه ای چه به لحاظ عرفی و چه به لحاظ شرعی، خلاف نمی کنند. روانشناسان بر این عقیده اند که این افراد معمولا زندگی آرام، متعادل و کم دردسری دارند. متانت و وقار در تمام اعمال و رفتار این اشخاص مشهود است و رعایت آداب و معاشرت از خصایص ذاتی این افراد و نشان دهنده ی نوع نگرش آنها به زندگی است. آنها می گویند زندگی همچون رودخانه آرامی است که فقط برخی اوقات مواج می شود و نیازی نیست که شما سرعت حرکت آن را تند یا کند کنید. دست را جلو دهان گرفتن به هنگام عطسه یا سرفه، نشان می دهد که این افراد در حوزه کاری خود نیز افرادی قابل اطمینان و با وقارند و مدیران همیشه از آنها به عنوان افرادی قابل اعتماد یاد می کنند. در حوزه اجتماعی و در جمع دوستان حضورشان همیشه مایه قوت قلب است، هر چند که در برخی از اجتماعات دوستانه که بسیار صمیمی است حضور این افراد به منزله آن است که بسیاری از موارد معاشرتی که ممکن است در جمعی اینچنینی نادیده گرفته شود، باید رعایت شود و این کار ممکن است برای برخی افراد، خوشایند نباشد.

افرادی که ریز و سریع عطسه می کنند: گفته می شود که این افراد، غالبا شخصیتی تند و تیز دارند. تند تند صحبت می کنند و دوست دارند هر مساله ای را فورا حل کرده و به سراغ مساله بعدی بروند! این افراد بسیار باهوش، اهل مطالعه و نکته سنج هستند. مطالعه برای این نوع افراد بهترین سرگرمی است و از هر فرصتی برای کتاب خواندن استفاده می کنند. این افراد کارمندانی نمونه اند که می توانند در هر سطحی نمونه بودن خود را نشان دهند. در حوزه کاری، افرادی شایسته، لایق و قابل اعتمادند و حاضر نیستند هیچ چیزی را با اعتماد دیگران به خود عوض کنند. حس همکاری و همیاری در این افراد به شدت بالاست هر چند دیگران در بعضی از موارد عدم همکاری با آنها را به دلیل بیش از حد خوب و صادق بودنشان، ترجیح می دهند. در حوزه اجتماعی، ممکن است محبوبیت دیگر گروه ها را نداشته باشند، اما در موقعیت های مختلف اجتماعی اگر بتوانند پایه ریزی و برنامه ریزی خوبی داشته باشند، قادر خواهند بود «خود» واقعی خویش را به نمایش بگذارند. در حوزه خانه و خانواده نیز، چنانچه یاری موافق داشته باشند، پیروز می شوند. معمولا دیگران به سختی آنها را درک می کنند، اما چنانچه روحیه آنها شناخته شود، آن وقت متوجه می شوند که دوستانی ثابت قدم پیدا کرده اند!
منبع : روز نامه ابتکار

به گزارش خبرنگار«جهان»، چندی پیش سایت یاهو در یک اقدام سیاسی نام ايران را از فهرست کشورهای ثبت شده در این سایت حذف کرد و این امکان را از کاربران ایرانی که به هنگام ثبت نام در یاهو و استفاده از خدمات ایمیل آن، ایران را به عنوان کشور خود انتخاب کنند،گرفت.
ماجرا از اين قرار است که وقتی کاربران ایرانی برای ثبتنام در ياهو میخواهند نام ایران را انتخاب کنند، اثری از ايران را در ليست نمی یابند و تقريباً چند ماه است که این ماجرا ادامه دارد.
در مقابل، ايرانیان هم بمب گوگلیhello yahoo را راهاندازی کردند تا صدای اعتراض خود را این گونه به گوش کاربران اینترنتی برسانند اما به تازگی، گوگلهم مكانيزمي را برای جلوگیری از بملب های گوگلی طراحی کرده است.
اما برای این که کاربران بتوانند ایران را دوباره در یاهو به عنوان ملیت خود انتخاب کنند یک راه وجود دارد.
برای انتخاب ایران در یاهو به عنوان ملیت خود باید بعد از ساخت يك ايميل جديد با نام يک کشور بیگانه ، به صفحه Account info رفته و در بخش Address/Contact Information نام ايران را كه هنوز وجود دارد، انتخاب كرده و مليت ايميل خود را به ايران تغيير دهيد.
تا به حال این سوال برایتان پیش آمده است که سوراخی که روی همه ی سی دی رام ها و سی دی رایتر ها وجود دارد برای چیست؟
ابتدا یک سوزن برداشته و سر سوزن را بشکنید تا دیگر مانند اولش تیز نباشد . حال سوزن را درون سوراخ سی دی رام کرده و به طور کاملا مستقیم فشار دهید. با کمی فشار، سوزن به داخل می رود و قفل در سی دی رام آزاد می شود و در آن تا حدود 2سانتیمتر بیرون می آید. حالا با خیال راحت با دستتان در سی دی رام را بیرون بکشید و سی دی را بردارد و سپس با دستتان در سی دی رام را فشار دهید تا بسته شود.
Shutdown -s -t TIMEدقت کنید که به جای عبارت TIME زمان دلخواهی که میخواهید سیستم پس از آن خاموش شود را بر حسب ثانیه وارد نمایید.
Shutdown -r -t TIMEبرای متوقف کردن تایمر هم میتوانید دستور زیر را در Run وارد کنید:
Shutdown -a
منبع : ترفندستان
امروزمی خواهم در اینجا آموزش بدهم که چگونه بتوانیم کامپیوتر خود را خاموش کنیم و تمامی اطلاعات خود را حفظ نماییم و بعد از روشن کردن به آنها دسترسی داشته باشیم.
1. به منوی start بروید.
2. از آن جا فایل Control Panel را پیدا کنید و آن را باز کنید.
3.وارد power options شوید.
4. از آن جا Hibernate را انتخاب کنید.
5. تیک جمله ی Enable Hibernation را فعال کنید.
6. زمانی که خواستید کامپیوتر را خاموش کنید، وارد منوی start شوید.
7. دکمه ی Turn off computer را بزنید.
8.وقتی پنجره باز شد، shift را بگیرید.(در این هنگام دکمه ی Stand By به Hibernate تغییر خواهد یافت.)
9.حالا دکمه ی Hibernate را بزنید تا کامپیوترتان خاموش شود.
وقتی دوباره خواستید کامپوتر را روشن کنید تمامی اطلاعاتتان و تمامی منو هایی که قبلا باز بوده، خواهد بود.
در مورد این مطلب اگر مشکلی پیدا کردید، در بخش نظرات مطرح نمایید تا به آن ها پاسخ دهم.