در آستانه ظهور

خوب دیگه حوصله ام از ارسال این مطالب سر رفت.

آخرین مطلبی که به نظرم رسید بنویسم رو می نویسم و دیگه تمام.

کتاب عصر ظهور

در کتاب عصر ظهور که چاپش مال حدود 24 سال پیش هست ، با استناد به حدیثی و اثتنباتی از آن حدیث که مال امام باقر علیه السلام هم هست، می نویسد :

بنابراین بعد از آن فردی که از قم خارج می شود(و توضیحاتی که در مورد آن می دهد که من در چند مطلب قبل به آن اشاره کردم که اکنون آن فرد به امام خمینی نسبت داده می شود) یک یا چند رهبر دیگر بر ایران حکومت خواهند کرد که آخرین آنها سید خراسانی است.

یعنی به عبارت دیگر بعد از امام خمینی رهبر یا رهبران دیگری بر این مرز و بوم رهبری می کنند و آخرین آنها همان سید خراسانی است که توضیح دادم و سپس او(سید خراسانی) حکومت را به دست حضرت ولی عصر می دهند.

بنابراین اونهایی که آرزو نابودی این حکومت رو دارند باید بگم که آرزوی خودتون رو به گور خواهید برد! متأسفم.

در آستانه ظهور

مردی که از قم قیام می کند!

امام خمینی رحمة الله علیه

یکی از نشانه های ظهور این است که در آخر الزمان فردی از قم قیام خواهد کرد. نام او همنام یکی از پیامبران الهی می باشد. او یارانی دارد که از آهن سخت ترند و ... ، که بالاخره در ایران حکومتی را به راه می اندازد که تا حضور حضرت ولی عصر اروحنا له الفداء باقی می ماند و توضیحات دیگر...

قیام امام خمینی از قم

نشانه های این فرد با امام خمینی تطبیق دارد. چرا که او از قم قیام کرد. نامش هم روح الله (نام حضرت عیسی بن مریم) است. البته در روایات چیز های دیگری نیز آمده که توضیح آنها در اینجا باعث زیاد و طولانی شدن مطلب می گردد.

البته به نظرم رسید این را هم این جا بگویم که طبق اخبار مختلف قطعا امام خمینی از اخبار قیام خودش خبر داشته. مثلا طبق حرف هایی که استاد امام خمینی ، مرحوم آیت الله شاه آبادی به ایشان می گویند.

آیت‌الله العظمی میرزا محمدعلی شاه‌آبادی

 پسر آقای شاه آبادی خوابی را از نخل های سوخته می بینند، قبل از انقلاب و پیش امام خمینی می آیند تا آنرا تعبیر کند.

 امام یک چیز جزء ای به ایشان می گویند، اما او اصرار می ورزد.امام می گویدمن به تو می گویم اما تا وقتی زنده ام آنرا نباید برای کسی تعریف کنی و بیان می کند که پدرت به من گفته که من قیام خواهم کرد ، بعد از مدتی در قسمت شرق و جنوب شرق جنگی رخ می دهد. آن نخل های سوخته ای را که دیده ای قسمتی از این جنگ است و برادرت هم همان جا شهید می شود. آقای شاه آبادی کوچک می گوید که من این حرف امام را یادم رفت و وقتی یادم آمد که جنگ شده بود و با دیدن نخل های سوخته یاد خواب خود و تعبیر امام افتادم. جریانات مختلف است ؛ جریان دیگر جریان دیدار امام خمینی با حضرت سید علی آقای قاضی طباطبایی است که مفصل است.

سید علی آقای قاضی

خلاصه اش این است که در جمع حضار آن جلسه ایشان به در بگو دیوار بشنوه به صورتی که هیچ یک از حضار متوجه منظور آقای قاضی نمی شود جز امام، ایشان بیان می کند. این اتفاق زمانی رخ می دهد که امام خمینی طلبه ی جوانی بوده و در قم شهرتی پیدا کرده بود و بعد از آن و مدتها قبل از انقلاب به دیدن آقای قاضی در نجف می روند. البته بعد از انقلاب منظور آقای قاضی را حضاری که در آن مجلس حضور داشتند متوجه می شوند ، اما جریانش مفصل است که اگر خواستید می نویسم.

جوانی امام خمینی (ره)

در کتاب عصر ظهور که چاپش به بیش از 20 سال پیش بر می گردد، مطالبی نوشته شده که از روایات استخراج گردیده. در آنجا نوشته شده بنابر روایات بعد از آن رهبر اول ایران که خروج می کند، یک یا چند رهبر دیگر بر ایران رهبری خواهند کرد که آخرین آنها سید خراسانی است. مطالبی را که در مورد سید خراسانی است را انشاء الله در مطلب بعدی خدمت عزیزان ارائه می دهم.

در آستانه ظهور

سید خراسانی در اواخر آخر الزمان

 

در روایات شیعه و سنی به فردی اشاره شده است که از او با نام سید خراسانی نام برده اند.

روایات زیادی از او در دسترس است و نشانه هایی را نیز برای او ذکر نموده اند.

بنابر روایات سید خراسانی کسی است که رهبری ایران را بر عهده دارد البته بعد از آن فردی که از قم خروج می کند(در مطلب قبلی اشاره شد). او یکی از علائم ظهور است.

گفتنی است که سید خراسانی نیز قیامی دارد، البته قیام سید خراسانی و شعیب بن صالح با سید یمانی و سفیانی تقریبا هم زمان است که راجع به آن افراد دیگر اگر عمری بود چندی می نویسم.

به روایاتی که از شیعه و سنی نقل شده است راجع به نشانه های سید خراسانی می پردازیم:

سید خراسانی ، اولا سید است. سیادت او طبق بعضی روایات به امام حسین علیه السلام و طبق بعضی دیگر به امام حسن علیه السلام می رسد.

این موضوع آنجا تعجب محققین را برانگیخت که در یک سند تاریخی در بالای سند آمده بود سید حسنی ، در پایین آن از همان فرد با نام سید حسینی نام برده بود.

محققین این طور برداشت کردند که اگر سید حسنی باشد هیچگاه به اشتباه حسن را حسین نمی نویسند ؛ امام اگر سید حسینی باشد ، حسین را به اشتباه می توان حسن نوشت، بنابراین سید خراسانی سید حسینی است ، نه سید حسنی.

موضوع دوم خراسانی بودن آن است. خراسان یک معنای عام دارد و یک معنای خاص . خراسان ، معنای خاصش همان خراسان امروزیست اما معنای عامش به ایران امروزی اطلاق می شود. ممکن است در روایات معنای خاصش مورد نظر باشد ممکن هم هست معنای عامش.

نشانه ی دیگر او، داشتن خال یا علتی در دست راستش است.

اما در مورد خال و علت: در متن روایات عبارت خال ذکر شده. خال دو معنا دارد، یکی معنای همان خالی که ما از آن نام می بریم و دیگری معنای علت ونقص  می دهد.

محققین اینگونه استنباط  کردند که اگر کسی در دست راستش خال داشته باشد ، نمی آید آستینش را بالا بزند و بگوید من خال دارم. بنابراین ذکر خال برای نشانه ای از یک فرد کار درست و مناسبی نیست. پس حتما منظور معلولیت است. سید خراسانی دست راستش از علتی بر خوردار می باشد.

نشانه های دیگری نیز دارد از قبیل اینکه قد سید خراسانی بلند است و نیروی جنگی قویی دارد و ...

این ها که نوشته شد از منابع روایی شیعه و سنی بود.

اگر تمام نشانه های آخر الزمان را در نظر بگیریم متوجه می شویم که الان در آخرِ آخر الزمان قرار داریم. بنابراین باید سید خراسانی در زمان ما باشد. این نشانه ها که ذکر شد همگی به مقام معظم رهبری انطباق دارد. زیرا:

هم سید حسینی است از طریق امام سجاد علیه السلام هم خراسانی

شناسنامه ی آقای خامنه ای

هم در دست راستش علت است و هم قد بلندی نیز دارد(قد بلند را کسانی که از نزدیک ایشان را دیده اند، تصدیق می کنند. من خود تا حالا خداوند توفیق داده و ایشان را از نزدیک دیده ام)

آقای خامنه ای در قنوت نماز جمعه

هم نیروی جنگی قویی دارد

رژه نظامیان جلوی فرمانده کل قوا

در آستانه ظهور

عبدالله حاکم حجاز ، در اواخر آخر الزمان

در روایات آمده که در اواخر آخر الزمان بر سرزمین حجاز(عربستان کنونی) حاکمی حکومت می کند که نام او عبدالله است.

این طور که در روایات ذکر شده فاصله بین مرگ یا قتل عبدالله تا ظهور بسیار کم است.

در روایات از امام صادق علیه السلام آمده که ایشان فرمودند : هرکس کشته شدن عبدالله را تضمین کند من ظهور قائم را برایش تضمین می نمایم.

در روایات آمده که بعد از عبدالله حکومت ها ماهانه و حتی روزانه می شود. حکومت ها در عربستان طولانی نمی گردد.

راوی می گوید از امام پرسیدم این وضع زیاد به طول می انجامد ، ایشان فرمودند : هرگز.

این طور که معلوم است فاصله ی مرگ عبدالله تا ظهور خیلی کم است و به چند سال زیاد نمی کشد.

البته روایاتی هم در نوع کشتنش ، دلیل کشتنش ، فرد قاتلش و زمان خبر دادن کشتنش به مردم و فرد اطلاع دهنده و عاقبت او و ... ذکر شده که از ذکر آنها می پرهیزیم.

محققین این فرد را با ملک عبدالله که هم اکنون حاکم عربستان است ، تطبیق می دهند.

ملک عبدالله بن عبدالعزیز آل سعود

اگر از لحاظ شرایط اجتماعی و روز به این قضیه نگاه کنیم ، نشانه ای که بعد از قتلش (کوتاه شدن حکومت ها) اتفاق می افتد ، کاملا قابل توجیه است.

ملک عبدالله در آمریکا

البته در روایات آمده که دلیل کوتاه شدن حکومت حکام حجاز بر آن سرزمین ، به توافق نرسیدن بر سر حاکم است.

ملک عبدالعزیز بن آل سعود

ببینید ، عبدالعزیز که حکومت آل سعود را پایه گذاری کرد، پسران زیادی دارد. تا حالا 3تا از آنان حکومت کرده اند که آخرینشان ملک عبدالله بن عبد العزیز است که بعد از ملک فهد بن عبدالعزیز حاکم شده است. بعضی از فرزندان عبدالعزیز از 80 سالگی هم سنشان بیشتر شده مانند همین عبدالله که گفته می شود بیمار است و علیرغم حضورش در محافل و مجالس حال خوشی ندارد. ولیعهد عبدالله ، امیر سلطان بن عبدالعزیز هم بیمار است.

امیر سلطان بن عبد العزیز بن آل سعود

بعد از ملک عبدالله پسران برادر اولی و دومی و سومی ، و پسران عبد العزیز بر سر حکومت به توافق نمی رسند و حکومت همان طور که در روایت گفته شده ، کوتاه می گردد.

در مطلب بعد انشاء الله به سید یمانی خواهم پرداخت. 

در آستانه ظهور

شعیب بن صالح به همراه سید خراسانی

احادیث در مورد سید خراسانی بسیار زیاد است ؛ البته به نسبت احادیثی که برای شیعیب بن صالح می باشد.

شعیب بن صالح کسی است که با سید خراسانی همراهی می کند.

این طور که از روایات برداشت می شود شعیب بن صالح رهبری نیرو های نظامی سید خراسانی را برای رویارویی با سفیانی (احتمالا) برعهده می گیرد.

قیام از ایران توسط این دو نفر صورت می گیرد.

نشانه هایی را نیز برای شعیب بن صالح نقل کرده اند مثل اینکه صورت گندم گونی دارد و ریش هایش هم کم پشت است. در روایت دارد که شعیب بن صالح اهل ری است که این موضوع در تعدادی از روایات آمده. کتاب هایی مانند عصر ظهور و ... که در این رابطه است این مطلب را ذکر کرده اند.

ما الان نمی دانیم شعیب بن صالح کیست اما بعضی ها با فردی در ایران تطبیقش می دهند که البته برای این حرف توجیهاتی هم دارند. من در این جا این حرف را صرفا مطرح می کنم و اصلا تأیید نمی نمایم.

آنها می گویند:

احتمالاً شعیب بن صالح همان احمدی نژاد است. بعد این طور توجیه می کنند که:

صورتش گندم گون و ریش هایش کم پشت است.

دکتر احمدی نژاد

در آن زمان تهرانی وجود نداشته، در آن زمان در این منطقه ری بسیار بسیار معروف بوده.

در روایت هم آمده که او اهل ری است. بنابراین اینگونه توجیه می کنند که احمدی نژاد هم اهل تهران است.(این موضوع ، یعنی همین که از تهران با نام ری ، نام بردن یک امر عادی در احادیث می باشد)

احمدی نژاد در لباسهای گوناگون

نکته ی دیگر اسم اوست. آنها گفته اند که شعیب از واژه ی شعب گرفته شده که در مورد او می خواهد به صفت مردمی بودنش اشاره کند. و ابن صالح را گفته اند که پدرش هم انسان صالحی بوده. این هم از این.

مردمی نژاد

در مطلب بعد انشاء الله به احادیثی که در مورد فردی به نام عبدالله است اشاره می کنم که بعد از او ظهور به شدت نزدیک شده است.

در آستانه ظهور

به نظرم رسید در این پست ها شروع کنم به علائم ظهور بپردازم.

قبل از اینکه مطلب اصلی ام رو شروع کنم به نوشتن می خواستم یک خاطره رو بگم بعد:

یه شب رفته بودم آرایشگاه، صحبت های مختلفی شد ، از جمله اینکه ظهور نزدیک است یا نه. من یه خورده توضیح دادم؛ بعد یه نفر برگشت گفت : آقا این حرفارو آخوندا می زنن تا مردم رو خر کنند.(قریب به مضمون)

من بهش گفتم : ببخشید آقا شما تا حالا چندتا کتاب در مورد ظهور و علائم ظهور خوندی؟

گفت : «هیچی»

گفتم : خوب شما که هیچی نخوندی چطوری به خودت اجازه می دی اظهار نظر کنی در این مورد؟

«دیگه داشت حرفامون تند می شد که سریع دور و بری ها بحث رو عوض کردند...»

این را به عنوان مقدمه نوشتم.

ان شاء الله در پست های بعدی به قطره ای از دریای ظهور اشاره می کنیم.